تبليغاتX
سنتور

پایور را زنده نگه داریم

نوشته‌ی امیر/ سایت شجریانی‌ها http://shajarianfans.com

حقیقتی تلخ است، اما ما به داشته‌هایمان چنان بی‌توجه هستیم که داغ از دست دادنشان را هم به درستی درک نمی‌کنیم. سرمان اینقدر شلوغ شده است که متوجه نیستیم چه داریم، و چه جواهراتی دانه‌دانه از دستمان در می‌آیند. سال تلخی برای هنر ایران بوده است. پرویز مشکاتیان از دستمان رفت و بسیاری از ما (از جمله خودم) چنان سرمان را زیر برف کردیم و نخواستیم توجه کنیم که چه شد و چه بخشی از داشته‌هایمان از دستمان رفت. اکنون، مردی بزرگ، هنرمندی گرانقدر، و انسانی شریف از هنر ایران کم شده است و تنبلی و آشفتگی ما باز اجازه نمی‌دهد که تکان درستی بخوریم.

فرامرز پایور از میان ما رفت. استاد فرامرز پایور به راستی یکی از دردانه‌های هنر ایران بود که در این روزگار بی‌اخلاقی، بسیار بیشتر از هنرش، به اخلاقش نیاز داشتیم تا به هنرمندن جوان‌تر و تازه‌کاران این مسیر، افتادگی، پشتکار، و نظم و دقت بیاموزد. فرامرز پایور از لحاظ اخلاق حرفه‌ای و انسانی جزو معدود هنرمندان ایرانی بود که نظم و انضباطش قابل ستایش بود، و این اخلاق دقیق و انضباط سازنده‌اش را در هر گروهی که بود و با هر کسی که کار می‌کرد، برای مدتی به آن‌ها نیز منتقل می‌کرد. پایور که تحصیلاتش در ادبیات انگلیسی در دانشگاه کمبریج انگلستان این موقعیت را برایش فراهم آورده بود تا اخلاق حرفه‌ای و روش‌های کار گروهی را از غربیان بیاموزد، دقیقاً دارای صفاتی بود که نقاط ضعف اساسی ما ایرانیان هستند. او کسی بود که با کارهای گروهی و تیمی موافق و راحت بود، و بسیاری از آثار هنری زیبایش حاصل همین همکاری‌های گروهی است. او نظم لازم را برای کار حرفه‌ای و سطح بالای هنری داشت، و زمان‌شناسی او زبانزد کسانی است که می‌شناختندش. استواری در مسیر، و دوری از لاابالی‌گری، خوشگذرانی، و وقت‌تلف کردن از جمله خصایل او بود که بسیار مورد نیاز جامعه ی هنری ایران بوده‌اند و هستند. از همین روست که در زندگی پایور لحظات نابهره‌ور زیاد پیدا نمی‌کنیم. با نگاهی گذرا به حجم آثار منتشر شده از او و در نظر گرفتن بیماری طولانی مدتش که اجازه‌ی حرکت به دستانش نمی‌داد و نمی‌توانست کار کند، به صحت این گفته  پی می‌بریم. پایور به تمرینات گروهی بسیار حساس بود و کوچکترین بی‌اعتنایی و کوچک‌شماری را در این زمینه نمی‌پذیرفت.

چکیده‌ی این خصایل را می‌شود در تکنیک نوازندگی سنتور این استاد دید. نوازندگی بسیار اصولی، تکنیکی، منظم و دقیق. پایور در طول زندگی هنری خود کمک‌های بزرگی به اشاعه‌ی فرهنگ سنتورنوازی کرد، چنان‌که امروزه بسیاری از هنرجویان از روی کتاب‌های آموزشی این استاد مرحوم مشغول یادگیری سنتور هستند و از روی نوارهای ردیف آموزشی ایشان به یادگیری ردیف‌های موسیقی ایرانی روی سنتور مشغولند. او در طول زندگی‌اش صدها اثر مکتوب و صوتی به صورت اجرای هنری یا پژوهشی منتشر کرد. او سنتور را عمومی کرد. پایور به درستی، نیاز موسیقی ایران را شناخت. او درک کرد که ما بیش از این‌که به هنرمند خوب نیاز داشته باشیم به مؤلف، محقق، و معلم خوب نیاز داریم، تا پایه‌های علمی و امروزی‌پسند برای این موسیقی طرح‌ریزی کند، و متدهای آموزشی دقیق و منطبق بر نگاه آموزشی جدید تألیف کند و با تهیه‌ی نوارها و دیگر محتوای آموزشی، امکان آموزش هرچه بیشتر آن را فراهم بیاورد. این بود که در این مسیر همت بی شمار گماشت.

از دیگر نیکویی‌های پایور، کرامت انسانی و عمق بینش او بود، که هیچگاه مقام تواضع و فروتنی را وامگذاشت تا به جایگاه نازیبای غرور و تفاخر برسد. او که کمترین افتخارش در زندگی برگزیده شدنش به عنوان چهره ماندگار موسیقی بود، در طول سالیان اخیر زندگی‌اش، گرچه بسیاری از هنرمندان جوان‌تر بسیار حاشیه‌ها می‌ساختند تا به اسم و رسمی برسند، و در شرایطی که بازار حرف‌های تقلبی و سودجویانه داغ است و هر کسی می‌کوشید و می‌کوشد با ظاهرسازی، به‌گونه‌ای جلوه دهد که گویا حرفی استادانه و تازه دارد، صدایی از پایور شنیده نشد، چرا که او خوب می‌دانست اصالت کجاست، و کجا باید مقام انسانی را با درگیر شدن در هیاهوهای بی‌سرانجام به خطر انداخت. او از نگاه من، همواره استادی بی‌مانند و متواضع و شریف بوده است.

درک صحیح پایور از اهمیت گروه و گروه‌نوازی، باعث شد تا تنظیم‌های جدیدی برای گروه‌های بزرگتر از آثار قدیمی‌ موسیقی ایرانی ارائه دهد، و اجرای گروهی آن‌ها را رهبری کند. برخی از اجراهای زیبای استاد شجریان، به آهنگسازی، رهبری و نوازندگی استاد پایور هستند که امیدوارم دوستان هنردوست همت کنند و با تهیه فهرستی از این آثار به معرفی بیشتر تلاش‌های استاد مرحوم فرامرز پایور بپردازند.

در روزگار اخیر باب شده است که ما ایرانیان به اخلاق مرده پرستی خود بسیار توجه کنیم و در سایت‌ها و وبلاگ‌ها بسیار سخن از این داستان می‌شنویم. این یادداشت را می‌توانید یکی دیگر از همان یادداشت‌هایی در نظر بگیرید که به یاد یک درگذشته نوشته شده است تا بزرگی و فضل او را گرامی بدارد. اگر به صفات و نیکویی‌های درگذشته‌هایمان بپردازیم و سعی کنیم تا از آن‌ها بیاموزیم، شاید از بیهودگی مرده‌پرستی دور شویم و به سازندگی یادگیری برسیم.

پرویز مشکاتیان را که دریای ذوق و دانش در تصنیف‌سازی و بداهه‌نوازی بود از دست دادیم، و فرامرز پایور را که هنرمند و مؤلف و محقق برجسته‌ای بود دیگر نداریم. آیا جایگزینی برای این از دست‌رفتگان تربیت کرده‌ایم؟ مسئولان و مدیران فرهنگی آیا به اهمیت جایگزینی برای اساتید پا به سن گذشته هستند و سیستم‌های آموزشی ما مؤثر و جذاب هستند و توانایی انتقال معلومات و خلاق صحیح را از اساتید به جوانان دارند؟ آیا هنر این اساتید را ارج می‌نهیم و به فکر حفظ و نگهداری ‌آن در میان خود هستیم؟ امروزه بحث میراث فرهنگی و داشته‌های هنری و معنوی بسیار مهم است و ملت‌ها می‌کوشند تا کوچکترین داشته‌های هنری-فرهنگی خود را با دقت و وسواس زیاد حفظ کنند و ضمن تکریم و بزرگداشت بزرگان فکری و فرهنگی خود، به فکر تربیت جویندگانی باشند که بتوانند جایگزین آنان باشند. مهم است که با درگذشت یک استاد، دریایی از فرهنگ و هنر و تاریخ طولانی کشور خود را به خاک نسپریم، و نهال ریشه‌دار تاریخمان را تا ابد در خاک خود –زنده و پویا- حفظ نماییم.

در پایان یادداشت، احترام و تحسین من بار دیگر نثار استاد مرحوم فرامرز پایور می‌شود. من معتقدم اگر از رفتار و منش اساتید بزرگوارمان بیاموزیم، و سعی کنیم رفتار و سلوک صحیح آن‌ها را که حاصل تجربه‌ی ارزشمندشان است در زندگی و حرفه‌ی خود به کار بندیم، آن‌ها را برای همیشه زنده نگه داشته‌ایم. مگر زنده بودن به تپش‌های قلب است؟ چه بسیار قلب‌ها که می‌تپیند ولی حضوری ندارند و صداشان صدای مرگ و بی‌فروغی است، و چه بسیار قلب‌ها که دیگر نمی‌تپند، اما زنده و شاداب در میان زندگان حاضر و ناظرند. مگر شما می‌اندیشید که حافظ و سعدی مرده‌اند؟ چگونه مرگی که هر روز صدها نفر در گوشه کنار این جهان کتابشان را می‌گشایند و گفته‌هایشان را مرور می‌کنند و لذت می برند؟ این عین زندگی است. مشکاتیان‌ها و پایورها نیز هرگز نخواهند مرد، چرا که نغمه‌هایی که پرداخته‌اند همواره در گوش‌های زندگان جاری خواهد بود و روح زندگی و عشق را زنده نگه خواهد داشت. بیایید با الگو قراردادن پایورها و یادگیری نظم و دقت و پشتکار و تواضع آن‌ها، این اساتید را برای همیشه جاویدان کنیم.

 

منبع: سایت شجریانیها http://shajarianfans.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 0:20  توسط محمد امین توتونچیان  | 

یکی از دوستان، در سوگ استاد پایور و استاد مشکاتیان شعری ارسال کردند که ضمن تشکر از ایشان، تقدیم به آن دو بزرگوار و یاران همیشگی وبلاگ سنتور می شود:

 

در سوگ از دست دادن دو استاد عزیز موسیقی ایران زمین، شعری گفتم که تقدیم می کنم به زنده یاد استاد فرامرز پایور و استاد پرویز مشکاتیان و همه رهروان راه موسیقی

 

بنال ای ساز غمگین نغمه سر کن
ز داغ هجر یاران گریه سرکن

بیا سنتور، وقت نالیدن توست
کنون هنگام بی سامانی توست
بخوان گرچه صدایت غرق بغض است
بخوان گرچه فلک پشتت شکسته است
به یاد پایور، رب النوع سنتور
بزن راز و نیاز، در مایه شور
ز راز دل برایم گفتگو کن
ز جور شهرآشوبان ، مویه سر کن
بزن از پرده عشاق رمزی
بگو از داستان مجنون و لیلی
حکایت سر کن از مضراب پرویز
به یاد دود عودش اشکها ریز
کجا شد خالق دستان و بیداد
ز بیداد زمان، فریاد کن فریاد
مگر از قاصدک چیزی شنید او؟
که سر بر آستان جانان نهاد او
بیا ای ساز غمگین گریه سر کن
"همه غمهای عالم را خبر کن"

محسن دانشمند

  • (کلماتی که در شعر بصورت ضخیم نشون داده شده نام آثار خود این دو بزرگوار می باشد)
  •  
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 9:17  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

مراسم وداع هم برگزار شد ...

21 آذر-مراسم استاد پایور

مراسم استاد پایور

و لحظه وداع آخر با استاد...

وداع با استاد فرامرز پایور

 

قطعاً عکس های بیشتری از خبرگزاری ها منتشر خواهد شد و فیلم مراسم هم توسط دوستداران استاد، به دست همگی خواهد رسید.

جا دارد از طریق این وبلاگ تشکر فراوانی از شاگرد قدرشناس و با اخلاق استاد، جناب سعید ثابت داشته باشم. با این که بسیار کوتاه صحبت کردند اما بسیار تاثیرگذار بود. آقای ثابت در پایان صحبت هایشان در مراسم سه بار با صدای بلند فریاد زدند:

"استاد فرامرز پایور"

و چه زیبا گفتند که تا ایران هست، تا جهان بر قرار است، نام استاد فرامرز پایور همچون نگینی بر موسیقی ایران خواهد درخشید.

از استاد شهیدی، استاد ظریف، استاد اسماعیلی و خانوم اطرایی هم که در مراسم امروز صبح سخنرانی کردند بسیار ممنون و سپاسگزارم. همین طور از سایر بزرگانی که شرکت داشتند. همچون آقایان پیرنیاکان، مقدسی، حسن ناهید، کیهان کلهر و ...

مراسم یادبود استاد:

روز دوشنبه

از ساعت ۱۵ تا ۱۶:۳۰

تهران - مسجد جامع شهرک غرب (میدان صنعت)

 

روحش شاد و یادش گرامی...

                                                          محمد - امین توتونچیان - ۲۱ آذر ۱۳۸۸

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 13:3  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

استادمان پایور، پس از ۱۱ سال تحمل بیماری چهارشنبه صبح در حال و هوای برفی تهران چشم از جهان فرو بست. زمانی که من کمترین، در حال نواختن چهارمضراب عشاق دشتی استاد بودم و با خودم فکر می کردم که اگر پایور نبود، چه بر سر سنتور می آمد...

از همه دوستان تقاضا می کنم که در مراسم استاد شرکت کنند. پایور یکی بود و قطعا تکرار نشدنی. بعد از فوت مشکاتیان و استاد پایور، شاید سال های سال طول بکشد تا فردی همچون این بزرگان ظهور کند و شاید هم هیچ وقت ....

مراسم روز شنبه باید در شان استاد بزرگ سنتور ایران باشد. باید نشان بدهیم که جامعه سنتورنوازان ایران، قدردان زحمت های این شخصیت بزرگ و به حق ماندگار موسیقی این سرزمین است. مراسم روز شنبه مراسمی است برای وداع با یادگار صبا. به قولی یکی از دوستان، مراسمی است برای وداع با ضلع سوم مثلث "درویش خان، صبا و فرامرز پایور".

امیدوارم همه عزیزان سنتورنواز چه پیروان سبک استاد پایور، چه پیروان سایر سبک های سنتور، در مراسم شنبه شرکت کنند.

در پایان هم باید یک خسته نباشید بگویم به همسر و یاران همیشگی استاد به خاطر زحماتشان در طول این مدت بیماری استاد. همسر استاد، استاد ظریف، استاد دهلوی، استاد اسماعیلی، جناب ثابت و ... همه و همه عزیزانی که به یاد استاد فرامرز پایور بودند.

روحش شاد و یادش گرامی


مراسم روز شنبه ۲۱ آذر ماه ۱۳۸۸

روبروی تالار وحدت - ساعت ۹ صبح

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 1:23  توسط محمد امین توتونچیان  | 

 

استاد پایور در سن ۷۷ سالگی درگذشت.

--------------

مراسم تشییع پیکر ایشان به بهشت زهرا

۲۱ آذر ماه ۱۳۸۸

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:37  توسط محمد امین توتونچیان  | 

با سلام

همان طور که قبلاً هم گفته بودم، متاسفانه دیگر قادر به ادامه فعالیت در وبلاگ سنتور نیستم و اصلی ترین دلیل آن هم مشکلات ناشی از ادامه تحصیلم است که هر روز بیشتر از روز قبل می شود. در این ۴ سال، تلاش زیادی برای معرفی بیشتر استاد پایور، مکتب ایشان و ارتقا سطح شناخت مردم در مورد این هنرمند بزرگ کردم و قطعاً کمبودهایی هم در کارم بود. امیدوارم که خبر این زحمات در طول این ۴ سال به گوش آقای پایور رسیده باشد و دل ایشان با این کارها شاد و خشنود شده باشد.

از بابت تمامی صحبت های غلط و بعضاً از روی عمد نادرست بعضی از دوستان در جنجال اخیر پیش آمده در وبلاگ متاسفم و از دوستان بلند نظر و فهیم که با رعایت ادب و احترام به هنرمند، (چه استاد پایور باشد و چه سایر هنرمندان مطرح سنتورنواز) ممنون و سپاسگزارم. مطمئنم که مکتب استاد پایور راه خود را به خوبی طی خواهد کرد و ثمره زحمات فرامرز پایور در آینده، بیشتر و بیشتر در جامعه هنری ایران نمایان خواهد شد.

از این به بعد مسئولیت وبلاگ به دوش دوست عزیزم آقای شایانفر خواهد بود. امیدوارم که تمامی اشتباهات این حقیر را به بزرگی خود ببخشید و به هر طریق ممکن به ادامه راه این وبلاگ کمک کنید.

به امید سلامتی استادمان، فرامرز پایور...

                                                                                            محمد امین توتونچیان

 


چون در گذرم به باده شوئید مرا                  تلقین زشراب ناب گوئید مرا

خواهید به روز حشر یابید مرا                     از خاک در میکده جوئید مرا

                                                                                                                      خیام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:45  توسط محمد امین توتونچیان  | 

فرامرز پایور،استادی یگانه و بی همتا در همه ی ابعاد:

(نوشته: بهزاد شایانفر)

"به مناسبت سالروز تولد استاد فرامرز پایور"

سال هاست که نام فرامرز پایور در موسیقی این سرزمین با احترام خاصی برده می شود.شاید این احترام نشأت گرفته از ارزش و احترام فوق العاده ای باشد که استاد پایور همواره برای کار خود و موسیقی قائل بوده است.به عقیده کارشناسان و صاحب نظران، پایور به تنهایی در طول نیم قرن فعالیت هنری خود به اندازه ی پنج موسیقی دان فعال کار کرده و از این حیث به جایگاهی دست نیافتنی یا به عبارت دیگر به یک اسطوره تبدیل شده است. آثار او از "دستورسنتور" گرفته که پر تیراژترین کتاب تاریخ موسیقی ایران است تا "فالگوش"، از "گفتگو" و "ترانه" تا "پرنده" و " پراکنده" هر یک به تنهایی شاهکاری در نوع خود محسوب می شوند.از این جهت جای دارد که آثار وی بیشتر توسط کارشناسان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

faramarz payvar

هدف این نوشته تنها نگاهی گذرا و اجمالی است به گوشه ای از فعالیت های بی کران استاد فرامرز پایور.

1.

استاد پایور را می توان پدر گروه نوازی ایرانی دانست چرا که ترکیبی که امروزه به نام یک گروه موسیقی ایرانی می شناسیم، نتیجه زحمات و تلاش این استاد در پنجاه سال پیش است که به تشکیل چنین گروهی همت گماشت.البته ارکستر سازهای ملی یا همان گروه پایور ویژگی ها و سونوریته خاص خود را داشت که از لحاظ کیفیت اجرا و انسجام درونی با هیچ گروهی قابل مقایسه نیست و آثار قدما که توسط این ارکستر تنظیم و اجرا شده است جزو بهترین اجراهای آن آثار به شمار می آیند.بعضی از مشخصه های بارز این ارکستر که در واقع نقاط قوت آن به شمار می آیند عبارتند از:

کوک منحصر به فرد و دقیق، دو صدایی بودن ملودی و یا سوال و جواب بین بخش کششی و بخش مضرابی ارکستر (برخلاف گروه های امروز، هر یک از سازهای به کار رفته در ارکستر پایور، نقشی متفاوت با سازهای دیگر دارد و در صورت نبودن یک ساز کمبودش احساس می شود و هیچ یک از آن ها صرفا برای افزودن حجم صدا به ارکستر نبوده است.به بیان دیگر این گروه هیچ قطعه ای را بدون تنظیم اجرا نمی کند)، رعایت دقیق سرضرب ها(آکسان ها)، حفظ یک پارچگی و هماهنگی در اجرا تا پایان قطعه، ارکستراسیون دقیق و متناسب با رنگ صوتی قطعات، عدم استفاده از دف (پایور برای اولین بار سازهای فراموش شده ای مانند قیچک و رباب را از موسیقی نواحی ایران وارد ارکستر سازهای ملی نمود، مشکل تطبیق کوک آن ها را حل کردند و استفاده از آن ها را در گروه نوازی رواج دادند.ولی اعتقادی به استفاده از دف در گروه نداشته است)،نکته دیگر این است که در تنظیم تصانیف جمله ای که توسط خواننده سراییده می شود، مجددا توسط ارکستر به عنوان جواب تکرار نمی گردد و ملودی دیگری نواخته می شود.حتی در بعضی از موارد ارکستر جواب خواننده را با یک پاساژ تند و تیز یک صدایی و گاهی هم دو صدایی داده است. به همین دلیل شنونده نمی داند که بعد از هر جمله چه خواهد شنید و به نوعی باعث غافلگیری او می شود. ناگفته نماند که در این موارد سازهای زهی آرشه ای نقش پررنگ تری را ایفا می کنند.در این گروه حتی آرایش و ترتیب نوازندگان بر روی سن نیز بسیار متفاوت است.

آن طور که از شواهد بر می آید، استاد پایور سعی داشته اند گوش مردم را به شنیدن موسیقی بدون کلام ایرانی عادت دهند و در راه تحکیم و ترویج موسیقی بی کلام زحمات بسیاری کشیده اند.ایشان عقیده داشته اند:مردم همان طور که به برای شنیدن ارکستر سمفونیک به سالن کنسرت می روند،باید برای شنیدن موسیقی ایرانی(بدون آواز) هم به سالن های اجرای موسیقی بیایند.به همین دلیل علی رغم آثار زیادی که با خوانندگان مختلف اجرا کرده اند، قطعات بی شماری را برای ارکستر ایرانی به روش جذابی که خاص خود اوست تنظیم کرده است که بسیاری از آن ها به صورت نوار و سی دی در دسترس هستند.

 

مقدمه عشاق اصفهان (لینک غیر مستقیم)

مقدمه عشاق اصفهان (لینک غیر مستقیم از سرور دیگر)

 

در آخر می توان گفت که گروه پایور تنها یک گروه نبوده بلکه مجموعه ای بوده است که نوازندگان و خوانندگانی از سه نسل در آن نواختند و خواندند، بعضی از سازها در آن احیا شدند یا قابلیت نوازندگی آنها در ارکستر نمود و جلوه ی دیگری به خود گرفت و توانست فرهنگی غنی از گروه نوازی بر جای گذارد.

به امید روزی که پارتیتور آثاری که توسط این ارکستر اجرا شده است منتشر شود و در دسترس علاقمندان قرار بگیرد.

 بعدها مهرداد دلنوازی که از شاگردان موفق استاد پایور است و سال ها در گروه پایور نوازندگی کرده، با الهام از این ارکستر و راهنمایی های استاد پایور گروه دلنوازی را تشکیل داد.

 

 2.

بدون شک اولین کسانی که اقدام به نوشتن دوئت برای سازهای ایرانی کرده اند، آقایان پایور و دهلوی بودند.پایور اولین دوئت خود را در سال 1335 در شور به نام "گفتگو" نوشت و در همان زمان ( در سن 24 سالگی) به اتفاق استاد صبا در رادیو اجرا کرد.دیگر آثار وی در این زمینه که نشان دهنده ی آشنایی او با تکنیک نواختن سازهایی چون ویولن ، تار، تنبک و ... است: پرنیان (برای سنتور و تار)، فانوس (برای دو سنتور)، رهگذر ( برای سنتور و فلوت) و فالگوش (برای سنتور و تار) است که به گفته ی خودشان: "در تمامی این قطعات، سنتور با من و یا از من گفتگو دارد و این حکایت و تخاطب البته گاهی تنها از زبان سنتور است و گاهی ساز دیگری همچون تار و کمانچه و یا فلوت گفتگوی من و سنتور را هم پیام و هم کلام شده است."  قطعه ی دیگری است به نام " کنسرتینو برای سنتور و ارکستر" که با همکاری استاد دهلوی ساخته و تنظیم شده است. و نت آن هم موجود می باشد. ضمنا قطعاتی مانند: پرستو(سه گاه)، پرنده (شور)، پرچین( دشتی) را برای سنتور و تنبک ساخته و تنظیم کرده اند.

 

فانوس (لینک دابنلود غیر مستقیم)

فانوس (لینک دانلود غیر مستقیم از سرور دیگر)

3.

شاید برای شنوندگان جذاب ترین بخش نوازندگی استاد پایور چهارمضراب های ایشان باشد. پایور متخصص ساختن چهارمضراب های پیچیده برای سنتور است. تا به حال در هیچ سازی کسی به اندازه ی او چهارمضراب نساخته است. وی حتی برای گوشه های مهم دستگاه ها و آوازها چهارمضراب هایی مفصل و زیبا ساخته است.

پایور در بسیاری از موارد تم هایی را از ردیف موسیقی ایران(به ویژه ردیف استاد صبا به دلیل قطعات ضربی کوتاهی که از حبیب سماعی و استاد صبا در آن است و حتی گوشه های آوازی ردیف) گرفته و آن ها را به طرز مطلوبی بسط داده و به صورت قطعات ضربی مستقلی در آورده است.

 

ضربی حسینی (دانلود با لینک غیر مستقیم)

ضربی حسینی (دانلود با لینک غیر مستقیم از سرور دیگر)

 

یکی دیگر از شاخص های ساز استاد نواختن جملات و عبارات به صورت سوال و جواب در پزیسیون های مختلف است که یک حالت قرینه مانندی را در ذهن شنونده مجسم می کند.

امروزه اکثر نوازندگان سنتور در هر جایی که باشند، مهارت و چابکی خود را در نواختن سنتور با چهار مضراب های سی قطعه و مجلسی و ... به نمایش می گذارند.

محمد اسماعیلی و فرامرز پایور

4.

با یک نگاه ساده به آثار پایور در می یابیم که ایشان علاقه زیادی به جمع آوری و بازسازی رنگهای قدیمی داشته اند و در این مورد کوشش و تلاش فراوانی کرده اند.مثال های بارز این ادعا ساختن رنگ هایی است بر اساس منظومه ی هفت پیکر نظامی و احیای رنگ های بسیار قدیمی عامیانه یا به اصطلاح روحوضی که در قالب یک آلبوم به نام "هفت پیکر" منتشر شده است و نیز گردآوری و اجرای سی و سه قسمت از رنگ شهرآشوب در دستگاه شور و متعلقات آن و نمونه دیگر راهنمایی و تشویق شاگرد خود ( پژمان آذرمینا) در تنظیم و تدوین رنگ های ردیف موسیقی ایران.

 

رقص هندی (لینک غیر مستقیم)

رقص هندی (لینک غیر مسیتقیم از سرور دیگر)

 

5.

کیست که به تماشای نوازندگی پایور نشسته باشد و بعد از آن به ستایش وی نپردازد!؟طرز نشستن و گرفتن مضراب توسط وی برای هنرجویان سنتور به منزله ی یک کلاس درس است.او قطعات مشکل و پیچیده را به طرز بسیار تمیز و شفافی اجرا کرده است.مهارت وی در کنترل و نیز بالا آوردن مضراب هایش حین اجرای قطعات با تمپوی بالا تحسین برانگیز و بی نظیر است.

در وصف وسعت دانش موسیقیایی فرامرز پایور همین بس که در اوائل دهه ی پنجاه دست به تصنیف قطعات در ریتم های لنگ زد و این ریتم ها را رواج داد.در حالی که بسیاری از نوازندگان ما در آن دوران این گونه ریتم ها را نمی شناختند! این مطلب می تواند نشان دهد که پایور از بسیاری جهات از هم عصران خود جلوتر بوده است.

 

 پژواک (دانلود با لینک غیر مستقیم)

پژواک (دانلود با لینک غیر مستقیم از سرور دیگر)

 

6.

استاد پایور برای اساتید خود و پیشکسوتان موسیقی احترام زیادی قائل بوده اند و بارها شنیده ایم که در مصاحبه هایشان تا آخرین لحظه از استاد صبا و دیگر بزرگان این وادی به نیکی و بزرگی یاد کرده اند و همواره پیگیر جمع آوری، بازسازی، اجرا و نت نویسی آثار گذشتگان بوده اند.

باری! پایور اسوه ی جدیت، پشتکار،کوشش خستگی ناپذیر و مهم تر از همه نظم و انضباطی که زبانزد خاص و عام است می باشد.ولی افسوس! کسی که  نیم قرن تمام فرهنگ سازی کرد و تاثیری بس عمیق بر ابعاد گوناگون پیکر موسیقی این سرزمین گذاشت، امروز بیش از ده سال است که در بستر بیماری به سر می برد و در طول این مدت سه بار دچار عارضه ی سکته ی مغزی شده است.به نظر می رسد رنج و محنت این بیماری تنها گریبان گیر خود او نیست بلکه همه ی اطرافیان، یاران و عاشقان او که کاری جز حسرت خوردن از دستشان بر نمی آید، در شکنجه و عذابند.

آیا این بی انصافی نیست؟! همه ی ما می دانیم که اگردر مدت این ده سال ذره ای توان برای کار کردن در بدن آقای پایور بود، بدون هیچ شک و تردید همچنان تلاش پرثمر خود را ادامه می دادند و چه بسا که آثار متعدد دیگری از ایشان عرضه می شد.

نمی دانم مسئولان فرهنگی و هنری ما کی می خواهند از خواب سی ساله ی خود بیدار شوند و ارج گذار این همه خدمت باشند.

به هر حال ما باید قدر این استاد بزرگ را بیش از پیش بدانیم ، به فکرش باشیم، راهنمایی هایش را به کار بندیم و برای سلامتیش از صمیم قلب دعا کنیم.

 

بعضی از آلبوم هایی صوتی(نوار و cd) که تا کنون از استاد پایور منتشر شده است به شرح زیر می باشد:

1-     شهرناز(فرامرز پایور، حسین تهرانی)

2-     پرنیان(فرامرز پایور)

3-     ضرباهنگ(فرامرز پایور،حسین تهرانی)

4-     شهرآشوب(فرامرز پایور،حسین تهرانی)

5-     دلنواز(فرامرز پایور،حسین تهرانی)

6-     کرشمه(اجرای آثار درویش خان با ارکستر)

7-     پریزاد(اجرای آثار درویش خان با ارکستر)

8-     دلکش(اجرای آثار درویش خان با ارکستر)

9-     دستگاه ماهور و سه گاه(پایور، ظریف و اسماعیلی)

10-نغمه هایی در دستگاه شور و ماهور(ارکستر پایور)

11-شور، چهارگاه ، به یاد حبیب سماعی(فرامرز پایور)

12-دستگاه همایون(فرامرز پایور،محمد اسماعیلی)

13-رهاورد(پایور،شهناز،اسماعیلی)

14-چهارباغ(گروه اساتید به سرپرستی پایور،خواننده:رستمیان)

15-ضرب اصول(فرامرز پایور،حسین تهرانی)

16-حاصل عمر(پایور،بهاری،تهرانی)

17-حکایت دل(گروه پایور،خواننده:علی رستمیان)

18-پراکنده (در خارج از ایران به اسم "یادگاری" منتشر شده است)

19-ارغوان(گروه پایور،خواننده:علی رستمیان)

20-شب مهتاب(مجموعه تصانیفی که رستمیان با گروه پایور خوانده است)

21-نوای دل

22-بداهه نوازی نوا- راست پنجگاه(فرامرز پایور)

23-رنگ شهر آشوب(فرامرز پایور)

24-گروه نوازی

25-گفتگو(اجرای آثاری از فرامرز پایور)

26-پرده عشاق(گروه پایور،خواننده نوربخش)

27-سروش بهار(ساخته استاد فرامرز پایور،خواننده:بهرام باجلان)

28-مویه(گروه دلنوازی با همکاری پایور،شهناز،موسوی)

29-دل شیدا(ارکستر پایور-آوازاصفهان، خواننده:شهرام ناظری)

30-کنسرت اساتید موسیقی ایران(گروه اساتید-ابوعطا،خواننده:شهرام ناظری)

31-لیلی و مجنون(گروه پایور-دستگاه شور ،خواننده:شهرام ناظری)

32-خلوت گزیده(گروه اساتید به سرپرستی فرامرز پایور خواننده:محمد رضا شجریان)

33-کرشمه نرگس(پایور،شهناز،اسماعیلی)

34-راز دل

35-انتظار دل

36-انتشار مجموعه ای از آثار پایور به پاس نیم قرن فعالیت هنریشان از سوی موسسه ی ماهور

37-هفت پیکر

38-آواز محمود کریمی(سنتور:فرامرز پایور،سه تار:داریوش صفوت)

39-تنها یک خاطره(فرامرز پایور،محمد رضا لطفی)

40-...

 

 

تعدادی از برنامه ی گلها با همکاری استاد فرامرز پایور که فعلا در دسترس می باشند:

1- گلهای تازه شماره ی102- دشتی(چشم نرگس)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- شعر سعدی- گوینده:آذرپژوهش

 

2- گلهای تازه شماره ی103- ماهور(زندگی بی چشم تو)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شهیدی- شعر هما میرافشار

 

3- گلهای تازه شماره ی107- سه گاه(افتخار افاق)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- اشعار از حافظ،عارف و سایه- گوینده:رضا معینی

 

4- گلهای تازه شماره ی 123- همایون(پرده در شود)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان،عهدیه- شهر حافظ- گوینده:فخری نیکزاد

 

5- گلهای تازه شماره ی124- شور(بی تو به سر نمی شود)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شهیدی- شعر مولوی- گوینده:رضا معینی

 

6- گلهای تازه شماره ی 133- شور(چهره به چهره)- ارکستر فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- غزل  سعدی- گوینده:سرور پاکنشان

 

7- گلهای تازه شماره ی137- چهارگاه(آهوی وحشی)- ارکستر فرهنگ و هنر به سرپرستی پایور- خواننده:شهیدی- شعر حافظ- گوینده:سرور پاکنشان

 

8- گلهای تازه شماره ی150- ماهور(مرغ سحر)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:نادر گلچین- شعر:ملک الشعرای بهار- گوینده:آذر پژوهش

 

9- گلهای تازه شماره ی156- افشاری(باد خزان)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- شعر حافظ- گوینده:سرور پاکنشان

 

10-گلهای تازه شماره ی158- شور(بیاد داری- نازار دلی)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- شعر حافظ- گوینده:سرور پاکنشان

 

11-گلهای تازه شماره ی162- ابوعطا(بهار دلکش)- ارکستر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- اشعار از حافظ ، ملک الشعرای بهار- گوینده:فخری نیکزاد

 

12-گلهای تازه شماره ی181- سه گاه(حیلت رها کن)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شهیدی- شعر مولوی- گوینده:فخری نیکزاد

 

13-گلهای تازه شماره ی 182- ابوعطا(شب نیشابور)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- شعر:خیام- گوینده:آذر پژوهش

 

14-گلهای تازه شماره ی183- سه گاه(سخن اهل دل)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:محمود محمودی خوانساری- اشعار از سعدی و مولوی- گوینده:آذر پژوهش

 

15-گلهای تازه شماره ی 185- ماهور(مژده باد صبا)- ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور- خواننده:شجریان- شعر حافظ- گوینده:فخری نیکزاد

 

استفاده از مقاله فوق تنها با ذکر نام نویسنده (بهزاد شایانفر)

و نام وبلاگ (سنتور) مجاز می باشد.


برای دیدن عکس ها با کیفیت بالاتر روی عکس کلیک کنید.

ابولحسن صبا، فرامرز پایور؛ علی اصغر بهاری و حسین تهرانی

به ترتیب از سمت راست: ابوالحسن صبا، فرامرز پایور، علی اصغر بهاری و حسین تهرانی

استاد پایور

سمت چپ: استاد فرامرز پایور


 آثار صوتی دیگری از استاد پایور برای دانلود:

۱-

 تصنیف لیلا خانوم با صدای سیما بینا

تصنیف لیلا خانوم با صدای سیما بینا (سرور دوم)

۲-

گفتگو - اجرای گروهی

گفتگو - اجرای گروهی (سرور دوم)

۳-

تصنیف تمنای وصال با صدای شهرام ناظری

تصنیف تمنای وصال با صدای شهرام ناظری (سرور دوم)


نت دو قطعه از استاد پایور:

 

پیش درآمد شور

پیش درآمد افشاری

 

توضیح:نت های فوق را آقای علیرضا جواهری به مناسبت سالروز تولد استاد پایور در اختیارمان گذاشتند و آن ها را تقدیم به همه ی دوستداران و علاقه مندان استاد کردند.

 


 آثار تصویری  از استاد پایور برای دانلود:

  

تصنیف اوج (چهارگاه)-گروه پایور-تالار وحدت (لینک مستقیم) 

منبع: سایت آقای بهرام سارنگ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 2:7  توسط محمد امین توتونچیان  | 

 

تصنیف زندگی با صدای عبدالوهاب شهیدی و با تنظیم استاد فرامرز پایور

برخی از اعضای گروه پایور در کنار محمدرضا شجریان و عبوالوهاب شهیدی

 

دانلود تصنیف زندگی

(برای دانلود لینک فوق را باز کرده و سپس گزینه download file را بزنید)


دوستان آخرین مطلب اینجانب در سالروز تولد استاد پایور در ماه جاری در وبلاگ قرار خواهد گرفت که امیدوارم پستی کاملا متفاوت باشد. به امید سلامتی استاد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 8:15  توسط محمد امین توتونچیان  | 

 

برگ سبز 23 (در دستگاه سه گاه) با صدای زنده یاد خاطره پروانه

با حضور:

جلیل شهناز

علی تجویدی

رضا ورزنده

و زنده یاد

خاطره پروانه

 

خاطره پروانه در عین ناباوری از میان ما رفت اما یادش همهیشه در دل ها زنده و جاویدان است...


دوستان پست آخرم را در آینده نزدیک در وبلاگ قرار خواهم داد. امیدوارم آخرین مطلبم در وبلاگ سنتور که مزین به نام استاد پایور شده است، بتواند کامل ترین و جامع ترین پست در طول فعالیت ۴ ساله وبلاگ سنتور باشد.

                                                                                                      محمد - امین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 19:57  توسط محمد امین توتونچیان  | 

بانو خاطره پروانه

دقایقی پیش باخبر شدم که خانم خاطره پروانه، هنرمند برجسته ایرانی دیشب در بستر خواب، جان به جان آفرین تسلیم کردند.

شنیدن این خبر شک بزرگی بود به پیکره موسیقی ایران و به ویژه به علاقمندان مکتب استاد پایور. دو ماه قبل این سعادت نصیبم شد که  به حضور ایشان برسم و چند ساعت مهمان بانویی باشم که بیشترین اجرا را در بین بانوان با ارکستر استاد پایور داشته اند.

تشییع پیکر این هنرمند فرزانه روز شنبه و مجلس ترحیم ایشان روز دوشنبه در مسجدالرضا واقع در خ سهروردی تهران خواهد بود. اطلاعات کامل تر را به زودی در وبلاگ قرار خواهم داد.

                                                                                                           محمد - امین

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 20:28  توسط محمد امین توتونچیان  | 
نت قطعه پژواک اثر استاد پایور:

یکی از یاران دلسوز وبلاگ سنتور محبت کردند و نت قطعه پژواک ساخته استاد پایور را که حتما اجرای تصویری آن با ضرب استاد اسماعیلی را دیده اید، برای من ارسال کردند تا در اختیار شما عزیزان قرار دهم. از ایشان بدلیل زحمتی که کشیده اند صمیمانه تشکر می کنم.

استاد پایور

صفحه اول

صفحه دوم

صفحه سوم

صفحه چهارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 15:57  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

آرم وزارت خانه فرهنگ و هنر

تصنیف لشکر عشق - ساخته استاد فرامرز پایور - آواز بانو مهین افخم


با سلام

تصنیف زیبای لشکر عشق از اجراهای گروه فرهنگ و هنر به رهبری استاد پایور را برای دانلود در وبلاگ قرار دادم. این تصنیف همچون قطره ای است از دریای بیکران آثار خلق شده در این وزارت خانه. وزارت خانه ای که بررسی عملکرد آن نیاز به ساعت ها وقت و صدها برگ کاغذ دارد. متاسفانه یا خوشبختانه از وزارت خانه فرهنگ و هنر آن دوران، امروز رسیده ایم به وزارت ارشاد اسلامی. تکرار می کنم وزارت ارشاد اسلامی... ای کاش می فهمیدیم چرا ؟!

به امید سلامتی استادمان، فرامرز پایور

                                                                                                              محمد - امین

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 22:20  توسط محمد امین توتونچیان  | 

لینک قسمت اول مصاحبه

حسین تهرانی و فرامرز پایور

به نظر من باید سراغ استادان صاحب سبک رفت و پای درد دلشان نشست و از آنها برای همکاری دعوت نمود.

نکته مهم و قابل ذکر در اینجا این است که در تمام دنیا موسیقی کلاسیک و سنتی از سوی دولت ها حمایت می شود. وظیفه مسئولین ما هم این است که از موسیقی سنتی، اصیل و عمیق حمایت کنند و آن را تقویت نمایند تا در نتیجه، حس تشخیص و درک مردم را در این زمینه از موسیقی بالا ببرند.

موسیقی که از رادیو و تلویزیون پخش می شود باید تصولی و درست و در عین حال زیبا و جذاب باشد، نه اینکه هر چه به دستشان می رسد پخش کنند.

ما آهنگسازهای خوبی مثل آقای پژمان داریم که ارکسترهای بزرگ را اداره می کرده اند. آهنگ های بسیار جالبی هم دارند. موسیقی را باید از موسیقیدانان فرا گرفت. موسیقی خوب که از عهده هر جوانی بر نمی آید. البته من خیلی میل دارم که جوانان کار کنند و فعال باشند ولی این کار اصولی دارد. باید زیر نظر متخصصین باشند و درست راهنمایی بشوند تا تجربه کافی کسب کنند.

یا مثلاً آقای تجویدی آهنگ های بسیار زیبایی ساخته اند و باید از ایشان استفاده شود. شنیده ام که بعضی ها می گویند اینها مال آن دوره هستند، باید در جواب به این اشخاص گفت همه ما مال آن دوره هستیمو هیچکداممان اول انقلاب به دنیا نیامده ایم. مثلاً اکثر هنرمندانی که امروزه در تئاتر و سینما فعالیت دارند متعلق به آن دوره هستند یا کارگردانان، شعرا، نویسندگان و ...

البته باید هم کار کنند تا زمانی که جوانان و تازه واردها بع مرتبه ای برسند که بتوانند جای آنها را بگیرند و ضمناً باید به این نکته نیز توجه داشت که استادان موسیقی که در این مملکت مانده اند و سختی های جنگ و دیگر مشکلات را تحمل کرده اند علاقمند به آب و خاکشان بوده اند و هستند. به مردمشان عشق داشته اند. و الا مثل خیلی از هنرمندانی که به خارج از کشور رفته اند و در آنجا وضعشان هم خوب است و ثروتی هم اندوخته اند و اصلاً خبری از جنگ و گرانی نداشته اند، این هنرمندان هم می توانستند به خارج بروند و وضع بهتری داشته باشند، اما ماندند و همراه دیگر مردم بودند. بنابراین حق دارند توقع داشته باشند که توجه بیشتری به آنها بشود. رسالت همه هنرمندان این است که برای مردم و فرهنگ خودشان کار کنند. این مردم بیشتر به ما احتیاج دارند، باید در این مملکت بیشتر کار موسیقی انجام شود و در ضمن ایرانیان خارج از کشور هم از برنامه های خوب موسیقی استفاده کنند ولی حالا می بینیم که قضیه برعکس شده یعنی نوارهای موسیقی آنچنانی به صورت پنهانی از خارج می آید و دست به دست می گردد؛ یک موسیقی مبتذل و سبک.

اگر قرار باشد ما آن نوع موسیقی را از میدان به در کنیم باید موسیقی دیگیر جایگزین نماییم. چون به هر حال جوانان احتیاج به موسیقی دارند و خواه ناخواه به سما یک نوع موسیقی کشیده می شوند. حالا اگر موسیقی خوب نباشد مسلماً از موسیقی بد و مبتذل استفاده می کنند.

 

ادامه دارد....

برگرفته از: مجله وزین ادبستان - شماره ۲۱

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 8:28  توسط محمد امین توتونچیان  | 

با همکاری هنرمندان:

سیاوش، رحمت ا... بدیعی و فرامرز پایور

غزل از:

حافظ

پیش درآمد از:

فرامرز پایور

ترانه های قدیمی به یاد داری و ناز آر دلی با تنظیم فرامرز پایور

 

دانلود برنامه گل های تازه شماره 158 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 18:44  توسط محمد امین توتونچیان  | 

محمد دلنوازی

محمد دلنوازی در سال ۱۳۳۲ شمشی در شهر تهران متولد شد. از سال ۱۳۴۵ با وارد شدن به هنرستان موسیقی،نواختن تار را نزد هوشنگ ظریف آغاز کرد و در ادامه از محضر علی اکبر خان شهنازی برای فراگیری ردیفهای سازی و از محضر استاد محمود کریمی جهت فراگیری ردیفهای آوازی بهره برد.در سال ۱۳۵۶ مدرک لیسانس خود را از کنسرواتوار تهران دریافت کرد.


از سال ۱۳۵۴ نواختن عود را به صورت خودآموز آغاز کرد و از آن زمان تا کنون با گروههایی همچون گروه عارف و ارکستر سازهای ملی به رهبری فرامرز پایور به عنوان نوازنده بربت و رباب همکاری داشته است. وی علاوه بر بربت و رباب با نواختن تار و پیانو نیز آشنایی دارد.

تکنوازی در دستگاه راست پنجگاه (56Kbps) (33.600Kbps)
(در صورت اجرا نشدن آهنگ می توانید: روی آهنگ کلیک راست نموده و سپس گزینه "…Save Target As" را انتخاب نمایید)

 

منبع: سایت ایران عود : http://www.iranianoud.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:59  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 فرامرز پایور: تعالی موسیقی ملی و سنتی ایران در گرو حمایت دولت است.

استاد فرامرز پایور

جناب استاد پایور! مدتی است که از طرف دوستداران ادبستان در مورد اینکه چرا استادان موسیقی ایرانی اغلب برای اجرای کنسرت و برنامه به خارج از کشور مسافرت می کنند و تقریباً هیچوقت برای هموطنان داخل کشور برنامه اجرا نمی نمایند، از ما سوال می شود. آیا در این مورد پاسخی دارید؟

 

اتفاقاً خود من هم می خواهم در این مورد حرف بزنم. باید عرض کنم به طور کلی کنسرت های ما در خارج از کشور از طرف سازمان های هنری، رسمی و صلاحیتدار تنظیم می شود که هم برای ایرانیان مقیم خارج و هم خارجیان علاقمند به موسیقی ایرانی برگزار می گردد. مثل سفر اخیر ما که از طرف رادیو فرانسه در پاریس و آکادمی موسیقی بروکلین در نیویورک بود.

متاسفانه در ایران کمتر سازمانی برای اجرای کنسرت از ما دعوت به عمل آورده است . وگرنه با کمال میل قبول می کنیم. چنانچه در آذرماه سال 68 برنامه ای در تالار وحدت داشتیم.

همان طور که می دانید سیزده سال از انقلاب اسلامی می گذرد. وجود انقلاب باعث دگرگونی در زمینه های مختلف گردید و مسلماً موسیقی هم جدا از این امر نیست. البته وجود تغییر و تحول لازمه هر انقلابی است و هیچکس هم این انتظار را ندارد که تا انقلاب شد همه چیز درست و منظم شود. دیگر این که انقلاب ما بر پایه مذهب استوار بوده که طبعاً با هر نوع موسیقی موافقت ندارد و قاعدتاً ما نیز نمی بایستی در بدو امر انتظار زیادی می داشتیم و همین طور هم بود. ولی الان که سیزده سال از انقلاب می گذرد و مملکت ثبات پیدا کرده و همه چیز جا افتاده است ما هم حق داریم به سهم خودمان متوقع باشیم که به وضع موسیقی و موسیقیدانان هم توجه شود. موضوع تحریم موسیقی با فتوای حضرت امام (ره) خوشبختانه حل شد و حالا که موسیقی اصیل و سنتی باید باشد، انتظار داریم تا دست اندرکاران و مسئولین به فکر باشند تا موسیقی خوب و پذیرفته شده در جامعه اسلامی جای واقعی خودش را پیدا کند و امکاناتی در اختیار استادان و موسیقیدانان بگذارند تا از ابتذال کشیده شدن موسیقی جلوگیری شود.

البته خود من در این مدت بیکار ننشسته ام و مشغول جمع آوری کارهای گذشتگان و تدوین و چاپ کتابهایی در زمینه موسیقی بوده ام و چند برنامه اجرایی هم داشته ام. ولی بعضی از دوستان هنرمند با همه استعداد و توانایی در کارشان، متاسفانه نتوانستند در این چند سال گذشته آنطور که باید فعالیتی داشته باشند.

واقعاً حیف است که از مطالعه، تحقیق و قدرت نوازندگی اینها به نحو احسن استفاده نشود. البته این طور که شنیده ام بعضیها گفته اند این هنرمندان دیگر پیر شده اند و نمی توانند کار کنند! در جواب باید عرض کنم مثلاً استاد بهاری که خدا حفظشان کند با ما از تهران به پاریس، لندن و نیویورک آمدند و در آنجا برنامه اجرا کردند. چطور است که ایشان راه طولانی تا نیویورک را تنوانستند بیایند ولی تا صدا سیما یا تالار وحدت نمی توانند بروند؟

وضعیت فعلی موسیقی ما، مرا به یاد دوران گذشته می اندازد. در زمان مرحوم استاد صبا، بسیاری از شاگردان ایشان در شورای موسیقی رادیو بودند ولی برای یکبار هم نشد که یکی از آقایان پیشنهاد کند تا از استاد دعوت شود سازی بزند و از این راه درآمدی هم داشته باشد. آن همه پول در آن دستگاه هرز می رفت، چه اشکالی داشت که ایشان در قبال زحمتی که کشیدند پولی هم دریافت می داشتند؟ یا مثلاً به این فکر نبودند تا نواری از استاد پر کنند. متاسفانه آن همه آثاری که ایشان داشتند رمانی که فوت کردند، دربدر به دنبال نواری از استاد می گشتند تا از رادیو پخش کنند و تازه بعد از مرگ ایشان چه آهنگها و مرثیه هایی که برایشان نساختند.

آیا باید با استادانی که باقی مانده اند نیز این گونه برخورد شود؟ 

هنرمندان ارزنده ای از دنیا رفتند که یاد و نامشان برای همیشه زنده است. آنها که مانده اند بایستی وجودشان مغتنم شمرده شود. آیا تا به حال کسی پرسیده است که این هنرمندان چه می کنند و چگونه گذران معاش می نمایند؟

مثلاً استاد شهناز که به نظر بنده نوازنده فوق العاده ای هستند و شیوه نوازندگی ایشان بسیار زیبا و اصیل است. آیا از ایشان سوال شده که در این سالها چگونه زندگی کرده اند؟

ادامه دارد ....

 برگرفته از: مجله وزین ادبستان - شماره ۲۱


با سلام

از امروز به بعد برای مدتی سعی خواهم کرد که با مطالب گوناگون و جذاب، فعالتر از گذشته در خدمت شما عزیزان باشم و کم و کاستی های 4 سال گذشته را تا حدودی جبران کنم. و بعد از آن بر خلاف میل شخصی خود، ناچار هستم وبلاگ سنتور را برای همیشه ترک کنم و زحمت نویسندگی و اداره وبلاگ را بر عهده سایر دوستان بگذارم. به همین دلیل از تمامی دوستانی که توانایی و فرصت نوشتن در وبلاگ سنتور را دارند بخصوص عزیزانی که آشنا به مکتب استاد پایور هستند، تقاضا دارم که از طریق ایمیل وبلاگ مکاتبه کنند تا با یارایی ایشان به امید خدا وبلاگ سنتور همچنان پابرجا و زنده و پرمخاطب باقی بماند.

                                                                                                           محمد - امین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 12:8  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

آقایان بیژن بیژنی و اسماعیل تهرانی

تصویر: آقایان بیژن بیژنی و اسماعیل تهرانی

رنگ سه گاه از اسماعیل تهرانی (صوتی)

حجم: حدود ۶۵۰ کیلوبایت


با سلام

دوست عزیزی در مورد شرکت در جشنواره فجر پرسیده بودند و در مورد کارهایی که جهت شرکت در جشنواره (تکنوازی سنتور) باید انجام بدهند، سوال داشتند. از آنجا که من اطلاعات کاملی نداشتم سوال ایشان را در اینجا مطرح کردم تا سایر دوستان اگر اطلاعاتی داشتند در بخش نظرات همین پست در اختیار همه بازدیدکنندگان وبلاگ قرار دهند.

با سپاس از شما ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 21:43  توسط محمد امین توتونچیان  | 

قطعه راز و نیاز از زیباترین قطعات ساخته شده توسط استاد فرامرز پایور می باشد که نت آن در کتاب مجموعه قطعات موسیقی مجلسی (برای سنتور) در مهرماه 1361 منتشر شد. البته این کتاب هم اکنون کمیاب شده و متاسفانه دیگر حتی نسخه های کپی آن نیز در بازار موجود نیست. امیدواریم که این کتاب با نهایت کیفیت ممکن در آینده توسط یکی از انتشارات معتبر کشور چاپ و در اختیار علاقمندان قرار گیرد.

استاد فرامرز پایور

برای دریافت عکس با اندازه بزرگ اینجا را کلیک کنید


تصویری (اجرا توسط آقای پژمان آذرمینا):

راز و نیاز (تصویری) با فرمت flv   (از سایت 4shared.com با لینک غیر مستقیم)

حجم: حدود 15 مگابایت

راز و نیاز (تصویری) با فرمت 3gp  (قابل پخش در موبایل- لینک مستقیم)

حجم: حدود 6.3 مگابایت

صوتی(گروه نوازی):

راز و نیاز (صوتی) اجرای گروهی  (لینک مستقیم)

حجم: حدود 1.8 مگابایت

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 12:59  توسط محمد امین توتونچیان  | 
پیش درآمد چهارگاه استاد پایور به صورت ۲نوازی تار و سنتور، توسط یکی از یاران وبلاگ در اختیار اینجانب قرار گرفت که در زیر می توانید این اجرای تصویری را دانلود کنید.

پیش درآمد چهارگاه

حجم: حدود ۳.۷ مگابایت

مدت زمان: ۴:۱۸ ثانیه

از کتاب مجموعه پیش درآمد و رنگ استاد فرامرز پایور 

فرامرز پایور

دونوازی تار و سنتور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 19:48  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

استاد محمد اسماعیلی و آقای سعید ثابت

مقدمه همایون ساخته فرامرز پایور

اجرا شده در فستیوال جهانی سنتور توسط آقایان اسماعیلی و ثابت

لینک دانلود:

دانلود مقدمه همایون (تصویری)

حجم قطعه: ۴ مگابایت

مدت : ۲:۲۷ ثانیه


معرفی وبلاگ استاد هوشنگ ظریف:

 

وبلاگ تار استاد ظریف

به همت یکی از عاشقان موسیقی ایران وبلاگ استاد هوشنگ ظریف تاسیس شده است. وبلاگی که به صورت تخصصی به بررسی زندگی هنری استاد ظریف نوازنده بزرگ تار خواهد پرداخت. در اولین نوشته این وبلاگ می خوانیم:

"امیدوارم که با کمک شما سروران بتوانم فرهنگ آشتی نسل جوان را با موسیقی سنتی،رواج داده و این مهم تنها با معرفی اساتید بنام کشور و معرفی آثاری از این عزیزان میسر می شود.امید است که این صفحه کوچک بتواند گویای قطره ای از دریای موسیقی ملی و شناساندن اساتید این گوهر مقدس خصوصا استاد بزرگوارم جناب آقای هوشنگ ظریف باشد."

برای دوست و همکار عزیزم، آقای سامان اخوان مدیر وبلاگ تار ظریف آرزوی موفقیت و سربلندی دارم و امیدوارم در آینده برای تک تک اعضای گروه استاد پایور وبلاگ های تخصصی ایجاد شود. 

با آرزوی سلامتی برای استاد پایور و طول عمر برای استاد ظریف.

                                                                                                             محمد – امین


صحبتی با یاران وبلاگ سنتور:

یکی از دوستان از طریق ایمیل وبلاگ پیشنهاد دادند که به نحوی بین بازدید کنندگان دائمی وبلاگ سنتور ارتباط نزدیک تری ایجاد کنیم تا از این طریق بتوانیم گفتگوها و بحث های تخصصی تری در مورد سنتور و سبک استاد پایور داشته باشیم.

ایشان پیشنهاد تالار گفتگو  بین اعضا را دادند که ایجاد آن در حال حاضر تنها از طریق چت روم های سایت یاهو ممکن است. در این روش هماهنگ کردن زمان برای حضور همه دوستان در راس ساعتی معین و همچنین مشکلات قطعی ارتباط وجود دارد.

پیشنهاد دیگر هم می تواند ایجاد یک گروه در سایت یاهو باشد که ارتباط بین دوستان از طریق ایمیل ممکن خواهد شد.

حال از تمامی دوستان تقاضا دارم که نظرات خود را در این رابطه بیان کنند و اگر روش بهتری برای ارتباط بین اعضا می دانند، لطفا آن را با ما در بیان بگذارند.

 

                                                                                    با تشکر از شما – محمد امین

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 21:9  توسط محمد امین توتونچیان  | 

پیش درآمد و رنگ سه گاه (راست کوک) ساخته فرامرز پایور:

استاد ظریف در کنار استاد پایور

                  لینک دانلود قطعات صوتی:

۱- پیش درآمد سه گاه

۲- رنگ سه گاه

 

به امید بهبودی استاد پایور...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 1:11  توسط محمد امین توتونچیان  | 

زنده یاد استاد بدیعی

در اینجا برایتان نامه ای را که استاد بدیعی برای همایون خرم در تاریخ ۱۴\4\63 (که ایشان در دست نوشته اشتباها نوشته اند: ۱۴\4\36 ) نوشته اند قرار می دهم:

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بیاد روزهای خوب گذشته که در رادیو ایران با همایون خرم عزیز و هنرمند گرام و آهنگساز با ارزش همکاری صمیمانه ای داشتیم بیاد روزهای فراموش نشدنی بین سالهای ۳۵ تا ۵۰ که دیگر تکرار نخواهد شد این چند سطر را بعنوان یاد بود می نویسم.

واقعا روزی بود که هنر و هنرمند ارزش داشت اگر آهنگ یا ساز تنهائی عرضه میشد علاوه بر اینکه در جای خود استفاده میشد آهنگساز و نوازنده را بنحوی تشویق میکردند نه اینکه مثل این روزها هر کسی را که از گرد راه میرسد هنرمند مینامند و هر کسی را بعنوان نوازنده یا آهنگساز  یا خواننده هنرمند در رادیو معرفی مینمایند واقعا جای بسی تاسف است که هنر مقام واقعی خود را از دست داده است بهر حال بگذریم فعلا رادیو جای بی هنر ماست و هنرمند واقعی جائی ندارد.

همایون عزیز گفتنی ها زیاد است.قربانت حبیب الله بدیعی

مورخ 14\4\36


منبع: وبلاگ استاد حبیب ا... بدیعی http://www.habibollahbadiei.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 23:17  توسط محمد امین توتونچیان  | 
پیش درآمد و رنگ دشتی (راست کوک) ساخته فرامرز پایور:

 استاد فرامرز پایور

                      لینک دانلود قطعات صوتی:

۱- پیش درآمد دشتی 

۲- رنگ دشتی


پس از قرار دادن مجموعه قطعات کتاب هشت آهنگ دوستان زیادی از طریق ایمیل وبلاگ درخواست قطعات کتاب مجموعه پیش درآمد و رنگ استاد پایور را داشتند. از این به بعد این قطعات به مرور و در حد بضاعت وبلاگ، در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 12:42  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

منوچهر صادقی 

تکنوازی منوچهر صادقی (از اینجا دانلود کنید)    (تصویری)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 21:20  توسط محمد امین توتونچیان  | 

پیش درآمد ابوعطا ساخته فرامرز پایور

 

 

گروه اساتید

 

پیش درآمد ابوعطا اجرای گروه اساتید پایور    (صوتی)

 

اجرا توسط گروه اساتید پایور شامل آقایان

فرامرز پایور، جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی و محمد موسوی

 

 

اجرای صحنه، پاییز سال 1368

 


وبلاگ سنتور درگذشت خسرو شکیبایی هنرمند برجسته سینما، تئاتر و تلویزیون را به اهالی هنر و به خانواده آن مرحوم تسلیت عرض می کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 20:18  توسط محمد امین توتونچیان  | 

یادی از زنده یاد حسین فرهادپور:

 

حسين فرهادپور در سال 1317 خورشيدي در خانواده اي هنرمند در نوشهر متولد شد. نواختن ويلن را نزد هنرمندان پيشكسوتي چون "ابوالحسن صبا"، "محمود ذوالفنون" و "علي تجويدي" و ضرب را نيز نزد "حسين تهراني" فراگرفت. وي براي شناسايي موسيقي سنتي ايران به همراه ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به رهبري "فرامرز پايور" به كشورهاي بسياري از جمله فرانسه، ايتاليا، مجارستان، لهستان، روماني، تونس، مراكش، الجزاير، مصر، كويت و بحرين سفر كرد.

 

 

ارکستر سازهای ملی که حسین فرهادپور مدت زمان زیادی در آن فعالیت می کرد تشکیل شده بود از "فرامرز پایور" که سنتور میزد و در عین حال سرپرست و آهنگساز گروه نیز بود، "هوشنگ ظریف" تار، "رحمت الله بدیعی" کمانچه، "محمد اسماعیلی" تمبک، "حسن ناهید" نی، "محمد دلنوازی" رباب، "حسن منوچهری" بربط (عود)، "حسین فرهادپور"، "پروین صالح" و "پروین شکالور" نیز قیچک و قیچک آلتو مینواختند.

 

شادروان حسین فرهادپور

 

ساخت قطعات چند سريال و فيلم همچون فيلم پرچمدار در سال 1363 و همكاري با "عبدالحسين مختاباد" از جمله فعاليت هاي هنري وي است. شادروان فرهادپور فرزند ارشد هنرمند و پيشكسوت تئاتر و سينما «پروين سليماني» است.

وي روز شنبه 7 تيرماه 1382 در سن 65 سالگی در اثر سکته قلبي جان به جان آفرين تسليم کرد و پیکرش صبح روز یکشنبه از مقابل بیمارستان شهید مدرس تهران به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شد.

در مراسم تشييع پيکر اين هنرمند بزرگ، پروين سليماني در حالي كه از فوت فرزند خويش به شدت متاثر شده بود اشك ريزان خطاب به مردم گفت: 62 سال براي شما مردم زحمت كشيده‌ام مرا تنها نگذاريد من از همه شما ممنونم، پسر من در شرايطي مرد كه پس از سالها كارهنري و مثل خود من كه 62 سال كار هنري كردم در 2 اتاق مستاجري مي‌كرد.

وي افزود: من ممنون همه شما مردم ايران هستم كه بچه مرا با آبرو تشييع كرديد. با اين حال مرا تنها نگذاريد.

شايد بيوگرافي اين هنرمند فقيد را در موارد زير خلاصه نمود:

 

  • فارغ التحصيل هنرستان ملي موسيقي در سال 1337
  • فعاليت در واحد موسيقي وزارت فرهنگ و هنر در سال 1339
  • فارغ التحصيل رشته سازهاي ملي ايران در سال 1361
  • شروع فعاليت سينمايي با فيلم پرچمدار (شهريار بحراني) به عنوان آهنگساز در سال 1363

 

از جمله اجراهای باقی مانده از وی، سه نوازی حسین فرهادپور، فرامرز پایور و محمد اسماعیلی در آلبوم هفت پیکر است که دو قطعه زیبای آن در زیر آمده است:

 

 رنگ خاله رو رو - سنتور فرامرز پایور، تنبک محمد اسماعیلی، ویولن حسین فرهادپور     (دشتی)

 

رنگ اوس علی بنا - سنتور فرامرز پایور، تنبک محمد اسماعیلی، ویولن حسین فرهادپور   (شور)

 

 

امید است که این نوشته توانسته باشد یاد این هنرمند فقید را در دلها زنده کند و نشان دهد که هنرمندان چقدر مظلومند. روحش شاد...

 

                                                                                                          محمد - امین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:44  توسط محمد امین توتونچیان  | 

این قطعه در قالب یک نوار قدیمی توسط یک دوست قدیمی به دست من رسید و یکی دیگر از دوستانم زحمت پالایش صوتی این اثر را در صدا و سیما کشیدند و در نهایت تنها قسمتی از این تمرین که قابل شنیدن بود با بهترین کیفیت امکان پذیر استخراج شد و در قالب یک فایل صوتی در اختیار دوستداران استاد پایور قرار می گیرد. از این ۲ دوست عزیز سپاسگزارم.

و اما مختصری در مورد آثار تصویری موجود از استاد پایور.

تعداد قابل توجهی از استاد پایور فیلم موجود است که اغلب آنها در فروشگاه پرنیان (در زمان فعالیت سایت چهارمضراب) قرار گرفت. متاسفانه فیلم بسیاری از آثار استاد موجود نیست. به خاطر دارم که از زبان خانم خاطره پروانه (کسی که بیشترین اجرا را با گروه فرهنگ و هنر استاد پایور در بین خوانندگان زن وزارت فرهنگ و هنر سابق داشتند) شنیدم که در یکی از سفرهایی که با استاد پایور، استاد ظریف و استاد اسماعیلی به آمریکا داشتند که مدت این سفر حدود ۴ ماه شد و گروه هر شب اجرا داشت، در هیچ یک از اجراها فیلمی ضبط نشد. محض اطلاع دوستان عرض کنم که قطعه ای که از خانم پروانه در گذشته در وبلاگ گذاشتم مربوط به همین سفر آمریکای این اساتید است.

در مورد اجراهای سال های اخیر گروه آقای پایور مخصوصاً آن اجرای ابوعطای گروه اساتید. خیلی به دنبال این آثار به صورت تصویری گشتم اما متاسفانه ظاهراً فیلمی از آنها به جا نمانده است. خواهشی که از دوستان دارم این است که اگر اطلاعاتی در مورد فیلم اجراهای گروه اساتید دارند لطفاً این حقیر را هم در جریان قرار بدهند.

به هر حال چاره ای نیست؛ باید آلبوم راز دل را شنید و احتمالاً تا آخر عمر حسرت دیدن لحظه ای از اجرای اساتید مسلم موسیقی ایران را کشید.

به امید سلامتی استاد بزرگ، فرامرز پایور

                                                                                                        محمد - امین


اجرای دیگر تصنیف از خون جوانان وطن با صدای محمدرضا شجریان    (صوتی)

 

استاد محمد رضا شجریان

تصنیف از خون جوانان وطن

* پست گذاشته شده به دلیل اشتباه صورت گرفته اصلاح شد.  

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:58  توسط محمد امین توتونچیان  | 

 پژمان آذرمینا

لینک دانلود قطعه:  رنگ اصفهان استاد پایور با اجرای پژمان آذرمینا  (صوتی)


خبر خوب برای یاران همیشگی وبلاگ سنتور. در پست بعدی بخشی از تمرین گروه استاد پایور با محمد رضا شجریان برای اجرای آلبوم راز دل را وبلاگ قرار خواهم داد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 19:25  توسط محمد امین توتونچیان  | 

آلبوم آموزش تمبک زنده یاد حسین تهرانی با اجرای محمد اسماعیلی از سوی موسسه ماهور منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر،در این آلبوم که در دو"دی وی دی" ارائه شده حدود دویست تمرین در 26 بخش برای هنرجویان تمبک  توسط محمد اسماعیلی اجرا شده است.

سیامک بنایی که خود ازکارشناسان و نوازندگان تمبک است دردفترچه این آلبوم چنین نوشته است :"تا قبل از تصدی ریاست حسین دهلوی در هنرستان موسیقی ملی،همه کتاب های آموزشی برای سازهای ملودیک تهیه شده بود.وی با همت و پشتکار خستگی ناپذیرشورایی از برجسته ترین موسیقیدانان در هنرستان موسیقی اقدام به تهیه کتاب آموزشی برای ساز تمبک کرد.بعد از زمانی حدود هشت سال(1350)به تجربه 50ساله استاد حسین تهرانی در کنار دانش اساتیدی مانند مصطفی کمال پورتراب،فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف و به اهتمام حسین دهلوی کتاب به چاپ رسید و در هنرستان و کلاس های آزاد موسیقی مورد استفاده قرار گرفت.

 

 

اکنون پس از گذشت نزدیک به 40 سال که از انتشار نخستین چاپ آن می گذرد کماکان راه ورود به دنیای ریتم های ایرانی و آشنایی با اصول اولیه و مقدماتی نوازندگی تمبک همین کتاب است.

محمد اسماعیلی از سال 1330 تحت تعلیم استاد تهرانی قرار گرفت.پشتکار اسماعیلی به گونه ای بود که خیلی زود وارد فعالیت اصلی موسیقی شدنوازندگی در ارکستر های فرهنگ وهنر،تدریس در هنرستان موسیقی ملی و سرپرستی گروه تمبک زمینه هایی بودند که وی با توصیه استاد تهرانی به آنها پرداخت.

حسین تهرانی(۱۲۹۰-۱۳۵۲)  استاد موسیقی ایرانی و نوازنده برجسته تمبک ، از شاگردان کلنل علینقی وزیری بود. از استادان دیگر وی می‌توان به مهدی قیاسی و مهدی ضرابی و بعدها استاد صبا اشاره کرد.

تهرانی در تنبک ‌نوازی تحولی اساسی به وجود آورد به طوری که می‌توان او را پایه‌گذار ضرب‌نوازی نوین نام نهاد.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 22:23  توسط محمد امین توتونچیان  | 
علاوه بر چهار قطعه دوم، لینک قطعات قبلی کتاب نیز آمده است. در صورت مشکل در دانلود قطعات پس از چند ساعت باردیگر اقدام کنید.

استاد فرامرز پایور

 

لینک دانلود قطعات:

      ۱-  پوپک (دشتی)

      ۲-  فرپرک (دشتی)

      ۳-  ضربی حسینی (شور)

      ۴-  خوارزمی (ماهور)

      ۵-  ترانه (ماهور)

      ۶-  پیش زنگوله و زنگوله (چهارگاه)

      ۷-  پرواز (چهارگاه)

      ۸-  فریبا (دشتی)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:34  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

دانلود قطعات کتاب هشت آهنگ پایور (قسمت اول):

Faramarz Payvar

لینک دانلود قطعات:

      ۱-  پوپک (دشتی)

      ۲-  فرپرک (دشتی)

      ۳-  ضربی حسینی (شور)

      ۴-  خوارزمی (ماهور)

 

توضیح: این کتاب که در فروردین 1357 منتشر شده، هم اکنون توسط موسسه فرهنگی – هنری ماهور منتشر می شود و در دسترس علاقمندان است.

 

 

منتظر شنیدن نظرات دوستان در مورد این کتاب و قطعات آن هستیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 19:28  توسط محمد امین توتونچیان  | 

 

چرا من آقای پایور را بیشتر از آقای لطفی دوست دارم؟

 

 نوشته: بهرام شاکرین

 

چندی است به مقولاتی همانند هویت،اصالت و پرستیژ فکر می کنم.از نظر من این سه کلمه در یک نقطه با هم تلاقی می کنند و آن داشتن اصولی ثابت،از روی فکر انتخاب شده و غیر قابل تغییر است.انسان در فرآیند زندگی خود تغییر می کند،این نه تنها امری نکو است،بل انسان هر چه بزرگتر باشد بیشتر و بیشتر تغییر می کند و به قولی هر روز حرفی  تازه برای گفتن دارد،هر روز از او ایده ای و اندیشه ای تازه تراوش می کند.باید گفت تاریخ هر صنعتی بر دوش آنانی قرار می گیرد که تغییر می کنند.

 

 

اما بد نیست یک بار از خود بپرسیم آیا همه چیز انسان باید تغییر کند؟آیا درست نیست نقاطی نیز در انسان لا یتغیر باقی بمانند؟به بیان دیگر آیا همانگونه که گل رز قائم به بوی خود است و گل یاس نیز از این قائده خارج نیست،آیا نباید فاکتوری باقی بماند که اگر فردی را برای سالیان متوالی از نزدیک نمی بینیم،بعد از چندین سال دوری او را می بینیم،با جرأت و جسارت بتوانیم بگوییم این همان فرد است؟او هویت همان چند سالی را دارد که با او بوده ایم و اکنون نیز که آمده است،حرف هایی جدید دارد،اما کلیت این روایت ها به دور یک نقطه ثابت گرد آمده است،همان که هویت،اصالت و پرستیژ او را تشکیل می داده اند؟

 

بگذارید از یک مثال زنده،آقای پایور که خداوند او را به سلامت بازگرداند،آغاز کنم.آقای پایور دارای چهار شخصیت متفاوت است.شخصیتی به عنوان نوازنده سنتور،شخصیتی به عنوان آهنگساز،شخصیتی به عنوان مرور گر گذشته و نهایتا شخصیتی خصوصی.در باب نوازندگی سنتور به شهادت آثارشان و نوشته هایشان می توان گفت در تایم-لاین نوازندگی سنتور از آنجا شروع کرده اند که مرحوم حبیب  سماعی ختم کرده بود،از آنجایی که مرحوم صبا شخصیتی مستقل در سنتور نوازی نداشتند(آنگونه که در سه تار و یا ویولون داشتند)لذا نمی توان به آسانی حکم کرد که آقای پایور تحت تأثیر سنتور نوازی آقای صبا بوده باشد،اگر هم بوده باشند باز در اصل بحث تفاوتی حاصل نمی شود.آقای پایور سنتور نوازی را ادامه داد تا به یک امضا رسید به نام فرامرز پایور،شما هر کدام از آثار آقای پایور را از زمان گلها تا آخرین آثار قبل از بیماری ایشان را که در قالب سنتور نوازی ارائه شده باشد مقایسه کنید،از نوع نوازندگی و جمله پردازی ها  به آنجا می رسید که یا می گوید پایور است یا می گویید طرف در شیوه آقای پایور ساز می زند.حال ممکن است نوازنده فردی صاحب ذوق مانند آقای رضا شفیعیان باشد که بعد از مدتها در ادامه این تایم لاین قرار می گیرد و برای خود صاحب یک امضا می شود و یا فردی مانند آقای سعید ثابت باشد که به جرأت می توان گفت نوع ساز ایشان تا حد زیادی تداعی کننده سنین اوج آقای پایور است.به بیان دیگر آقای پایور یک مدرسه(سکول)در شیوه سنتور نوازی پدید آورد(کاری که حبیب سماعی نتوانست انجام دهد،مرحوم ناظمی سازنده سنتور شد،مرجوم عبدالرسولی،قباد ظفر  و هوشنگ ارجمند هیچ کدام در نواختن سنتور نه دارای مهر و امضا شدند و نه توانستند  شاگردی باقی بگذاردند،مرحوم دکتر نورعلی خان برومند هم بیشتر یک دائره المعارف زنده بودند تا یک نوازنده چیره دست که البته با توجه به مشکل نابینایی ایشان کاملا قابل درک است )

 

در بخش دوم آقای پایور یک آهنگساز است و به معنای امروزین یک کامپوزر،تمام آثار گروهی آقای پایور باز دارای یک امضا است.ساخته های ایشان چه در روی کاغذ،که اینقدر برای مخاطب ارزش قائل بودند که این آثار را جمع آوری کنند و در اختیار علاقه مندان قرار دهند،دارای امضای فرامرز پایور است و چه در بعد اجرا.بهترین نمونه برای این امر رجوع به چهار مضراب ها،پیش در آمدها و رنگ هایی است که در خلال برنامه های گل ها و چه در اجراهای دیگر ایشان در داخل و خارج وجود دارند.ایشان چه در بعد نوشتن این قطعات و چه در بعد  رنگ آمیزی گروهی سلایق خاص خود را داشتند.این سلایق دارای مهر و امضای پایور است.کافی است برای نونه به شیوه رنگ آمیزی ایشان و نوع استفاده ایشان از سازهای آرمانی موسیقی ایران در تمام آثارشان رجوع کنید.

 

در بخش سوم که نگاه به گذشته است،به نوعی بازسازی آثار گذشته را می بینیم باز با امضای فرامرز پایور.گویی ایشان نه خلاقیت خود را قربانی گذشته کرده اند و نه گذشته را قربانی خلاقیت خود کرده اند.گذشته موسیقی ایران،با امضای فرامرز پایور گره می خورد و حاصل آن می شود باز سازی آثار درویش خان،عارف قزوینی،کلنل وزیری،رکن الدین مختاری(که آقای پایور شرح نخستین دیدارشان را با رکن الدین مختاری در مصاحبه ایشان با مجله آدینه در سال ۷۰ داده شده است)،شیدا،دوامی،...به بیان دیگر گذشته موسیقی ایران از زیر دست آقای پایور عبور می کند و حاصل آن آثاری است که نه همان اجراهای قدیم است و نه چیزی جدید است.اینگونه است که به طریقی که نام کنسرتو ویولون بتهوون،باخ و چایکوفسکی  با "دیوید اویستراخ"،به عنوان یک کلاسیک،چیزی که دارای می نیمم و اصالت عمیق است،گره می خورد،نام درویش خان،عارف و ... با نام پایور به عنوان یک کلاسیک گره می خورد.

 

این ها را گفتم تا بگویم نگاه پایور به گذشته،نه دست و پاگیر بود و نه خلاقیتش،گذشته خراب کن.همانگونه که به عقیده آقای پایور دید مرحوم وزیری که امروزه نا سزا گفتن به او خیلی مد شده است،اینگونه نبود.(لطفا به عقاید آقای پایور در باب اصالت در موسیقی ایران در مصاحبه ایشان با مجله آدینه رجوع کنید)

 

اما مهمترین و قابل احترام ترین و شاید تنها بخش یکنواخت آقای پایور شخصیت خصوصی ایشان است.این بخش در دو قسمت قابل مطالعه است.یکی شیوه و  منش ایشان به عنوان یک هنرمند،که کاملا یک خط راست است(لا یتغیر).سلوک ایشان،نوع لباس پوشیدن ایشان،شیوه ساکن و بدون حرکت نشستن ایشان پشت ساز،خارج نکردن موسیقی از فرم شنوایی و تبدیل کردن آن به یک بزم حماسی و یا رقص عارفانه!(فرم بصری به گونه ای که دیگر چشم جای گوش را بگیرد) که تنها در معابد اهل راز دیده می شود،و در یک کلام در این بعد آقای پایور هرگز به شعور بیننده و یا شنونده توهین نمی کردند.به جرأت می توان گفت در شیوه نوازندگی ایشان(از لحاظ بصری)،روش کنسرت دادن ایشان و  میزان حاشیه سازی ها(که در برنامه هست اما ساز نمی زند،فقط رهبری می کند،فقط جواب آواز می دهد اما ساز نمی زند،چهارمضراب را بقیه می زندد و ....)در طی یک عمر فعالین هنری ایشان تغییری داده نشد.می توان گفت این یکی از اصول ثابت و لا یتغیر حضور ایشان در عرصه هنر بوده است.در طی نزدیک به ۵۰ سال کنسرت ها و اجراهای عمومی آقای پایور گذشته از موسیقی که اجرا می شده،کاملا یکنواخت و از نظر من سنگین و در سطح بالا بوده است.

 

اما در بعد دیگر می رسیم به بحث عقاید شخصی.آقای پایور این عقیده را شاید نداشته باشند که موسیقی را باید برد بین مردم،فرض کنید باید برای توده های نواخت و یا رفت در مثلا یک دخمه و برای شادی فرض کنید ایتام نواخت،زیرا شاید موسیقی خوب و مناسب  برای خیلی ها لزوما موسیقی اصیل ایران نباشد.شاید لازم باشد بعضی ها موسیقی هایی شاد تر و غیر جدی تر گوش دهند،می توان گفت آقای پایور تا به امروز چنین عقیده بیان نشده ای داشته اند،در شیوه عمل ایشان می بینیم برای طبقه هایی اجرای عمومی داشته اند که از نظر اجتماعی و میزان تحصیلات جزو طبقه متوسط جامعه بوده اند،نمی خواهم بگویم این خوب است و یا بد و قضات کنم،می خواهم بگویم حرف و عمل آقای پایور متناقض نبوده است و با عواطف و احساسات مخاطب هم بازی نکرده است.

 

"منظورم احترامی است که ایشان برای شعور مخاطب قائل اند.ایشان نه یک بار ادعای توه،طبقه زحمتکش و خلق را کردند و نه پس از سالها چرخش ۱۸۰ درجه ای کردند و گفتند بلیط کنسرت قیمتش مهم نیست چقدر باشد،چون مردم  زیاد به شمال سفر می کنند و این نشان از آن است که  وضع خوبی دارند(مصاحبه ۲ قسمتی ایشان با رزونامه شرق).ایشان نه اهل سرود و آواز رزمی بودند و نه پس از سالها به زدن ردیف به شیوه آقا حسینقلی با لباس های آنچنانی روی زمین روی آوردند.

 

آقای پایور در طی ۵۰ سال فعالیت هنری خود،نه درباره ساز زدن دیگران نظر دادند،نه تخطئه کردند،نه مبارزه طلبی کردند(آنهم زمانی که عده زیادی در حال رنج کشیدن بودند و فرض کنید شما نیستید و بسیاری مشکلات دست و پا گیر ندارید و بعد یکباره نازل می شوید و ادعا می کنید همه سازی را که تازه ساز اول شما نیست اشتباه می زنند،به این صورت که شما حرف هایی بزنید و بعد هم بگویید دیگران را در حدی نمی دانید که بخواهید جواب آنها را بدهید)،نه شعار دادند و نه شاگردان را وادار به کارهایی کردند که ذلت است و دور از شأن انسان است.ایشان هیچ گاه جذب ظواهر نشدند،نه لباس عجیب پوشیدند و نه برای آنکه ثابت کنند خاکی هستند روی زمین نشستند،در سیر هنری پایور گذشته موسیقی ایران را به آینده آن پیوند زد و این امر از آنانی ساخته است که یک بار به یک درک درست از موسیقی ایران و نیاز آینده آن می رسند،...."

 

همه می دانند اگر بخواهیم مقایسه ساده ای انجام دهیم،پر واضح است که بین سنتور نواختن مرحوم رضا ورزنده و سنتور نواختن پایور،از زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد.رضا ورزنده جز شور و حالی که در نوازندگی داشت،نه استاندارد و قابل پیگیری ساز می زد،نه دارای آثاری جدی است و نه حتی فرد دیگری پیدا شد که دقیقا مانند او ساز زند،زیرا شیوه سنتور نوازی او کاملا فردی،شخصی و غیر علمی بود،اما آیا یک بار آقای پایور در مورد شیوه مضراب گیری(چوب انار به دست گرفتن ورزنده)نظر دادند(هر چند که مقایسه پایور با ورزنده شاید محلی از اعراب داشته باشد،اما ایا نسبت بین آقای لطفی و آقای علیزاده به همان میزان است؟)؟اگر بنا باشد میزان تاثیر گذاری پایور در آن ۴ سطح با ورزنده مقایسه شود،پر واضح است که جایگاه پایور کجاست و جایگاه ورزنده کجا.آن چه مهم است این است که فرد برای دیگران احترام قائل باشد، بداند نه او و نه هیچ کس حتی در رتبه مرحوم علینقی وزیری و یا مرحوم صبا نجات دهنده موسیقی ایران نیستند،انسانها کار می کنند و این کارها و عملکردشان باعث قضاوت آیندگان می شود.شعار گرایی،تو گویی یکی من هستم و یکی گروه بی سواد،از مرحله پرت و ابن سبیل در هنر،از نظر من مصداق بارز توهین به شعور مخاطب است.تو گویی می بایست همواره در آسمان سیر کرد و از بالا ساده ترین مقولات را با بخشنامه درست کرد.کافی است از آنور ناگهان نازل شوی و بگویی برای نجات هنری آمده ای که رو به قبله دراز کشیده است و تو گویی یک دو جین آدم که همه در حد و اندازه یکدیگر هستند،همکلاس و همکار سابق بوده اند به ناگه به بیراهه رفته اند و حال می بایست مرحوم بورمند دیگری نزول کند تا همه امورات را رتق و فتق کند.همه این ها باعث می شود من نا امید باشم از تلاشی که شروع شده است.

 

بهتر است زیاد کش ندهم بحث را زیرا مایل نیستم وارد حریم خصوصی دیگران شوم.

 

در یک کلام پایور به این دلیل برای من قابل احترام است که هرگز به شعور آن دسته از افراد که مخاطبش بودند و هستند توهین نکرد.پایور آنی بود که بود.در قالب چهارم شخصیتی که داشت هیچ گاه تغییر نکرد و من اسم این سکون و عدم تغییر آقای پایور را شخصیت،هویت،اصالت و پرستیژ هنری می گذارم. همین خصوصیات است که باعث می شود آقای پایور در مورد دیگران با دقت و احتیاط صحبت نماید،زمانی که گوینده مجله آدینه ازو می خواهد درباره "نینوا" نظر دهد با احتیاط و احترام کامل نظر می دهد،زمانی که در مورد مسأله نیاز به صحبت است،صحبت می نماید،و مهم تر از همه هنگامی که بحث را آغاز می کند اجازه می دهد دیگران هم نظر دهند،زیرا از نظر من در مواردی جز موسیقی که بحثی تخصصی است دیگران حق نظر دادن و پرسش دارند، زمانی که فردی ۴۰ هزار تومان بلیط کنسزتی را تهیه کرد و یا وقت صرف کرد نوشته و مصاحبه ای از شما را خواند،حق دارد در مورد شیوه فکری و عملی شما نظر دهد،رعایت کردن این ظرایف باعث بزرگی انسان هاست.افسوس که گفتمان جامعه در تمامی عرصه ها در حال تغییر است،حتی در اصولی ترین و همهترین چاچوب هایی اخلاقی.

 

پی نوشت:

***در همین رابطه:

http://bahramshakerin.blogfa.com/post-92.aspx

http://www.bahramshakerin.blogfa.com/post-91.aspx

(تدکر:هرگونه استفاده بدون اجازه نویسنده،جایز نیست)

بهرام شاکرین

 

 

 


وبلاگ سنتور این نوشته را تنها از جهت معرفی بیشتر آقای پایور با کسب اجازه از نویسنده معرف آن قرار داده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:56  توسط محمد امین توتونچیان  | 

 

استاد حسین تهرانی و استاد فرامرز پایور

سنتور : فرامرز پایور - تنبک : حسین تهرانی

قسمت اول (درآمد و چهارمضراب)

قسمت دوم (چهارمضراب شور)

 


لطفا این چند خط را با دقت بخوانید ...

بخش شور آلبوم بسیار زیبا و به یادماندنی ضرب اصول برای دانلود علاقمندان در وبلاگ قرار گرفت. به نظرم دو آلبوم ضرب اصول و ضربآهنگ از جمله آلبوم هایی هستند که کمتر به آنها پرداخته شده و جا دارد که بیشتر در مورد آنها بحث و گفتگو صورت بگیرد. مطمئنا من در جایگاهی نیستم که در مورد این ۲ آلبوم نظر تخصصی بدهم اما تقاضا دارم که دوستان عزیز نظرات خود را چه به صورت تخصصی و چه به صورت غیر تخصصی در بخش نظرات بیان کنند.

اگر دوستان همراهی کنند از این به بعد آثار آقای پایور را به ترتیب و در حد بضاعتم در وبلاگ قرار می دهم و از دوستان تقاضا دارم در مورد این آثار بحث کنند. برای این کار هم دلایلی وجود دارد که در زیر بیان می کنم.

این که صرفاً قطعات در وبلاگ قرار بگیرند نمی تواند اثر آموزشی مناسبی برای هنرجویان و مبتدیان ساز سنتور بخصوص دنبال کنندگان شیوه آموزشی آقای پایور داشته باشد. ما باید بیاییم در مورد این آثار بحث و گفتگو کنیم. باید علت سختی قطعه ای چون فریبا در عین سادگی ظاهری آن، علت سختی اجرای چهارمضراب اصفهان، علت جاودانه شدن اجرای ابوعطای گروه اساتید در سال ۶۸ و ... روشن شود. متاسفانه این وبلاگ تنها پایگاهی است که توانسته تا حدودی طرفداران و شاگردان استاد پایور را گرد هم آورد و در وضعیت فعلی به نظرم بحث در مورد تک تک آثار استاد، بهترین کار است.

البته این تنها در حد یک پیشنهاد است که امیدوارم دوستان و یاران همیشگی وبلاگ سنتور نظرشان را در مورد آن بگویند. منتظر نظراتتان هستم و از همکاریتان پیشاپیش ممنونم.

 

                                                                                                           محمد - امین

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 20:0  توسط محمد امین توتونچیان  | 

اولين شب اجراي اركستر ملي در تالار وحدت:

اولين شب اجراي اركستر ملي در تالار وحدت با تاخير حدود ۵۰ دقيقه اي همراه بود كه علت آن در خبر زير آمده است. عكس زير از اولين شب اجراي اركستر ملي (چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۸۷) توسط اينجانب گرفته شده است.

اركستر ملي ايران

براي دريافت عكس به اندازه بزرگ روي لينك زير كليك كنيد:

 عكس از اركستر ملي ايران به رهبري استاد فرهاد فخرالديني

در پايان برنامه هم قطعه "اي ايران" ساخته زنده ياد روح ا.. خالقي با صداي علي مينوسپهر اجرا شد و در قسمت دوم قطعه استاد فخرالديني رو به سمت تماشاگران به رهبري اركستر پرداختند كه بسيار مورد توجه و تشويق حضار قرار گرفت.

                                                                                                             محمد - امين


فخرالديني:انتظار ما از معاونت هنري بيش از اينها بود

خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ و هنر_ نخستين برنامه ارکستر ملي ايران در سال 87، به دليل تحويل ديرهنگام سالن به ارکستر با تاخير 45 دقيقه اي آغاز شد که اعتراض هاي زيادي را نيز از طرف تماشاگران به همراه داشت.

هنگامي که "فرهاد فخرالديني"، رهبر ارکستر ملي ايران  با تشويق تماشاگران به روي صحنه آمد، پيش از آغاز برنامه گفت:« اين تاخير را به پاي ما نگذاريد، چون ما هيچ نقشي در اين زمينه نداشتيم.پيش از اجراي کنسرت برنامه تئاتر در اين سالن به اجرا درآمد که با تاخير هم به پايان رسيد. به همين دليل برنامه ما هم دير شروع شد، چون زمان نيم ساعت براي آمده کردن يک ارکستر 130 نفره زمان کمي است. انتظار ما از معاونت هنري و تالار وحدت بيش از اين شرمنده مردم نکنند.»

برنامه جديد ارکستر ملي با رهبري دو نوازنده با تجربه ارکستر همراه بود که فخرالديني پس از گلايه از اين مديريت برنامه ها، به توضيح درباره دلايل اين تغيير در ارکستر پرداخت و از همراهي اين نوازنده ها  در رهبري برنامه اي آينده ارکستر خبر داد.

قطعه آغازين اين برنامه "آفرينش" نام داشت که فخرالديني آن را 10 سال پيش همزمان با آغاز به کار ارکستر ساخته بود. خورشيد، ماه، آتش؛ خاک؛ رويش(حيات)؛ معراج(کمال) 4 موومان اين قطعه را شامل مي‌شدند.

قطعه بعد "لولاک" در سه قسمت عام الفيل، بعثت و لولاک نام داشت که "مازيار حيدري" آهنگسازي و رهبري آن را برعهده داشت.

اين قطعه که با تمي حماسي آغاز شد، ايده اصلي آن بر اساس حديث قدسي"لولاک لما خلقت الافلاک" شکل گرفته بود.

"معراج" ساخته "علي اکبر قرباني" که توسط خود او نيز رهبري شد، پايان بخش، قسمت اول برنامه ارکستر بود.

بعد از يک تنفس 15 دقيقه اي ارکستر با تشويق تماشاگران به روي صحنه آمد.

قطعه "محمد آخرين مرسل" توسط شهرام توکلي آهنگسازي شده بود که توسط خود او هم رهبري شد.

"هماي رحمت" نيز قطعه پاياني اين بخش بود که گزيده اي از موسيقي سريال امام علي بود که با رهبري فخرالديني اجرا شد.

منبع: خبرگزاري ميراث فرهنگي

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:21  توسط محمد امین توتونچیان  | 
با سلام

دوست عزیز و یاران دیرین وبلاگ جناب آقای معرف محبت کردند و تصنیف بت عیار ساخته استاد فرامرز پایور به خوانندگی آقای نوربخش را از طریق این وبلاگ در اختیار سایر دوستان قرار دادند. از ایشان بسیار سپاسگزارم.

 استاد فرامرز پايور

از اینجا دانلود کنید: 

لینک دانلود تصنیف بت عیار

 شعر از مولانا:

در خانه نشسته بت عیار که دارد / معشوق قمرروی شکربار که دارد

بی زحمت دیده رخ خورشید که بیند / بی پرده عیان طاقت دیدار که دارد

گفتی که ز احوال عزیزان خبری ده / با مخبر خوبت سر اخبار که دارد

از پرده دل کاه خرابات که داند / از جمله خرابات چنین یار که دارد

(بیت فوق ظاهراْ در شعر اصلی سروده مولوی وجود نداشته است.)

ای مطرب خوش لهجه شیرین دم عارف / یاری ده و برگو که چنین یار که دارد

زندان صبوحی همه مخمور خمارند / ای زهره کلید در خمار که دارد

با غمزه غمازه آن یار وفادار / اندیشه این عالم غدار که دارد

متاسفانه فراموش کردم که نام آقای نوربخش را که خوانندگی اثر را بر عهده دارند ذکر کنم. از این بابت از همه دوستان و همین طور آقای نوربخش پوزش می طلبم.

توضیح: ظاهراْ در شعر اصلی به جای کلمه "که"، كلمه "کی" بكار رفته است كه ممنون می شوم اگر دوستان كلمه درست تر را در بخش نظرات ذكر كنند.

                                                                         محمد - امين 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:4  توسط محمد امین توتونچیان  | 

خبرگزاري فارس: سوسن اصلاني آهنگساز،نت‌هاي قطعات خود را در قالب كتابي با عنوان «خسرو و شيرين» منتشر مي‌كند.

سوسن اصلاني همسر استاد دهلوي

سوسن اصلاني آهنگساز و نوازنده سنتور در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:اين كتاب كه به صورت آموزشي به معرفي و آموزش دستگاه‌هاي نوا،بيات ترك و راست پنجگاه مي‌پردازد شامل تمامي قطعات ساخته شده من در اين دستگاه‌هاست.
وي افزود:اين كتاب يك مجموعه كامل از تصنيف،پيش در آمد ،چهارمضراب و ... است كه به زودي توسط انتشارات ماهور در بازار كتاب منتشر خواهد شد.
سرپرست گروه موسيقي خجسته ادامه داد:من قصد دارم سي دي اين قطعات همراه با كتاب آن منتشر شود و از آنجايي كه تمامي اين آثار را همراه با گروه خجسته به صورت كنسرت به روي صحنه برده‌ام اگر ناشر اين امكان را به بنده بدهد همان فيلم‌هاي كنسرت را به صورت تصويري منتشر خواهم كرد در غير اين صورت با سنتور،تنبك و آواز آنها را ضبط و انتشار خواهم داد.
اين آهنگساز بيان داشت:به دنبال انتشار اين كتاب ديگر دستگاههاي موسيقي را نيز به صورت قطعات ساخته شده خودم در قالب كتاب منتشر خواهم كرد.
اين نوازنده سنتور با اشاره به انتشار سي‌دي كتاب«رقص بهار» گفت:تابستان سال گذشته اين كتاب شامل مجموعه‌اي از فرم‌هاي موسيقي ايران در آواز اصفهان منتشر شد كه در آينده سي‌دي آن را نيز منتشر مي‌كنم.
اصلاني در خاتمه در خصوص برگزاري كنسرت در تهران خاطر نشان كرد:سال گذشته كه كنسرتي را برگزار نكرديم براي امسال نيز تاكنون برنامه‌ريزي خاصي انجام نداده‌ايم.

منبع: خبرگزاري فارس


مجموعه‌ي آثار پژوهشي مجيد كياني منتشر مي‌شوند

مجموعه‌ي كنسرت‌هاي پژوهشي مجيد كياني كه سال گذشته در فرهنگسراي نياوران اجرا شده‌اند، تا دو ماه ديگر منتشر مي‌شوند.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجموعه‌هاي "موسيقي در طبيعت" و "وزن در موسيقي ايران" كه از كنسرت‌هاي پژوهشي مجيد كياني به‌شمار مي‌روند، ازجمله اين آثار هستند كه قرار است در دسترس عموم و پژوه‌شگران قرار گيرد.

اين هنرمند آهنگ‌ساز و تك‌نواز سنتور همچنين قرار است برنامه‌هاي پژوهشي را به‌همراه كنسرت‌هايي طي سال‌جاري اجرا در فرهنگ‌سراي نياوران و يا مجموعه‌ي اسوه برگزار خواهند شد.

مجيد کياني، متولد 1320 تهران، نوازنده‌ي سنتور و از استادان موسيقي ايراني است.

او رديف سنتور ابوالحسن صبا و قطعات علينقي وزيري و روح‌الله خالقي را به مدت چهار سال در هنرستان آزاد موسيقي ملي فراگرفت. سپس در دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران قسمتي از رديف ميرزاعبدالله را نزد داريوش صفوت و نورعلي خان برومند آموخت و براي مدت چهار سال ديگر نزد برومند بقيه رديف ميرزاعبدالله و همچنين شيوه سنتورنوازي حبيب سماعي را فراگرفت. پس از آن مدت دو سال نزد عبدالله دوامي براي آموختن رديف آوازي و همچنين چگونگي اجراي موسيقي ايراني تحصيل کرد. سپس مدت سه سال در دانشگاه سوربن پاريس نزد تران و انکه در رشته اتنوموزيکولوژي تحصيل كرد.

مديريت گروه موسيقي دانشکده هنرهاي زيبا در سال‌هاي 1373 تا 1379، تدريس درس رديف موسيقي ايران در دانشگاه تهران به‌مدت 23 سال، مديريت مرکز حفظ و پژوهش موسيقي ايران و رياست گروه موسيقي فرهنگستان هنر در كارنامه‌ي كاري وي ثبت شده است.

کتاب هفت دستگاه موسيقي ايران، آلبوم هفت دستگاه موسيقي ايران (رديف ميرزاعبدالله، تنظيم براي سنتور، ضربي‌هاي حبيب سماعي، گذري بر شيوه سنتورنوازي حبيب سماعي، آثار حبيب سماعي، شناخت موسيقي 1 و 2 و 3 شناخت موسيقي 1: نوا (نگرشي برغم در موسيقي ايران) 2- سيد حسين طاهرزاده 3- حبيب سماعي، بررسي سه شيوه هنر تک‌نوازي، آموزش سنتور روش رديف نوازي و از جمله آثار منتشر شده‌ي اين پژوهشگر موسيقي و نوازنده‌ي سنتور به‌شمار مي‌رود.

منبع: ايسنا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 12:25  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

استاد فرامرز پايور

براي دانلود اين برنامه روي لينك زير كليك كنيد:

برنامه گلهاي تازه شماره 133

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 23:55  توسط محمد امین توتونچیان  | 

با سلام و عرض تبريك سال نو خدمت دوستان عزيز

 

آقاي معرف عزيز، يار ديرين وبلاگ سنتور لطف كردند و عكس ديگري از استاد پايور (در اندازه بسيار بزرگ) ارسال كردند تا در اختيار تمامي علاقمندان استاد قرار گيرد. از ايشان به دليل زحمتي كه كشيده اند سپاسگزارم.

 

به اميد سلامتي استاد پايور ...

استاد پايور

براي دريافت عكس با اندازه اصلي اينجا را كليك كنيد


ضمناً از تمامي  خوانندگان وبلاگ سنتور تقاضا مي شود تا نظرات خود را در مورد وبلاگ سنتور و مطالب آن در طول سال ۱۳۸۶ در قسمت نظرات همين پست ذكر نمايند تا بتوانيم در سال ۱۳۸۷ بهتر از گذشته در خدمت شما سروران باشيم.

                                                                                                         محمد - امين

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 23:55  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

برای مشاهده ادامه تصاویر: اینجا را کلیک کنید

منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:35  توسط محمد امین توتونچیان  | 

یکی از یاران همیشگی وبلاگ، آقای معرف از شاگردان استاد ثابت محبت کردند و عکس زیر از استاد پایور را ارسال کردند تا در اختیار سایر دوستان قرار گیرد.

استاد پایور

(روی عکس کلیک کنید.)

سایر دوستان هم اگر عکس، قطعه صوتی یا تصویری از استاد پایور دارند می توانند به ایمیل وبلاگ بفرستند تا در اختیار همه علاقمندان استاد پایور قرار بگیرد.

با آرزوی سلامتی برای استاد پایور

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:24  توسط محمد امین توتونچیان  | 

 

از زنده یاد ابوالحسن صبا راجع به شاگردانش سوال کردند، گفت:

 

                               "آیندگان درباره شاگردان من قضاوت خواهند کرد".

 

استاد فرامرز پایور

 

 

استاد فرامرز پایور در تاریخ 21 بهمن ماه سال 1311 متولد شدند و اینک در 21 بهمن ماه سال 1386، ایشان 75 سالگی را به اتمام رساندند. به این مناسبت مطالب متنوعی گردآوری شده که امید است مورد قبول خوانندگان محترم وبلاگ سنتور قرار بگیرد.

 


 نگاهي به سبک فرامرز پایور:

 

سبک و شیوه آقاي پایور را از 2 بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنواری ایشان و دوم از بعد آهنگسازی.

 

سبک سنتورنوازی پایور, سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است. البته استاد صبا در نوازندگی سنتور مهارت و چیره دستی حبیب را نداشت ولی توانست از نظر اطلاعات پایه ای و شناخت ردیف موسیقی, کمکهای شایانی به استاد پایور بنماید.

 

فرامرز پایور، ابوالحسن صبا، حبیب سماعی

 

سبک نوازندگی آقای پایور از همان ابتدا ( به استناد آثار باقیمانده از آن زمان) تا به حال, تقریبا" ثابت مانده است. بدون تردید با گذشت زمان بر مهارت و چاپکی نوازندگی اش افزوده شده است ولی سبک کلی وی ثابت بوده است.

 

چاپکی و سرعت مضرابهای وی و در عین حال شمرده بودن ریزهایش (چنان كه معروف است در عین سرعت می توان تعداد ریزهایش را شمرد !),  ویژگی خاص نوازندگی اوست. دقت بالای آقای پایور چنان است که به ندرت دیده شده نتی را به اشتباه اجرا کند.

 

نگهداری و تنظیم صحیح وزن قطعات, در اجراهایش همیشه مورد توجه بوده است. سر ضربها (آکسان ها) را به طور دقیق اجرا می کند و سرعت و مترونوم قطعه تا پایان به خوبی حفظ می شود. استفاده از درابهای زیبا و در عین حال مشکل (سه نت با فاصله), و تکیه های سحرآمیز, از تخصصهای وی در نوازندگی است. همینطور پاملخی ها و جفت مضرابهای جالب و ابداعی اش! چنانکه چهارمضراب معروف اصفهان وی, بدلیل برخورداری از تمام این ویژگیها, یکی از مشکل ترین و سنگین ترین چهارمضرابها برای سنتور محسوب می شود. و یا قطعه «پژواک» که وی آن را در ریتم لنگ خاصی نوشته و در عین سختی از ملودی بسیار زیبایی نیز برخوردار است.

 

از دیگر ویژگیهای سنتورنوازی وی می توان به کم و زیاد کردن و یا خفه کردن مناسب و به موقع صدای سنتور اشاره کرد که تبحر وی درآن, زبانزد عام و خاص است.  پایور هیچگاه در اجرای یک قطعه, خود را دربند یک اکتاو نمی کند و همیشه تا حد امکان از تمام اکتاوها و قابلیتهای سنتور استفاده می کند.

 

وی مهارت ویژه ای نیز در اجرای پاساژهای مشکل و جابجایی اکتاوها دارد. علاوه بر اینها, وی قدرت بداهه نوازی بالایی نیز دارد و هیچ گاه بداهه نوازی هایش در قالب ردیف, ملال آور و کسل کننده نیست و همینطور جواب آوازهایش, بسیار دقیق و حساب شده است و بسیار نیز روی این موضوع تاکید می کند.

 

تمام ویژگیهای ذکر شده به یک طرف و استیل و فرم زیبای او در هنگام نوازندگی به یک طرف. بدون تردید, پایور معرف بهترین دیسیپلین در سنتورنوازی است. صاف نشستن پشت سنتور, تحرک کم بدنش حتی در موقع اجرای قطعات سنگین و زیاد بالا آوردن مضرابهایش, همگان را شیفته خود می کند.

 

استاد فرامرز پایور

 

سبک آهنگسازی پایور نیز سبک جدیدی است که باید آن را از 2 بعد بررسی کرد: اول قطعاتی که وی مخصوص سنتور نوشته است و دوم قطعات مخصوص ارکستر.

 

به طور کل آقای پایور با ساخت اولین آهنگ خود (ترانه), نشان داد که سبک جدیدی به متفاوت از سبک قدما دارد. شیوه ای که شاید منشاء آن سبک علینقی وزیری باشد.

 

ساخت قطعاتی چون گفتگو, پرنیان و رهگذر علاوه بر نشان از آگاهی و تسلط کافی وی بر ردیف موسیقی, نشان دهنده آشنایی کامل او با سازهایی چون ویلون و تار و فلوت است و حتی سازهای دیگر. (چون وی قطعات را برای همه سازها در ارکستر خود تنظیم می نمود. تنظیمی خارق العاده !)

 

قطعاتی چون «فریبا» (قطعه ای با نگرش پیانویی برای سنتور) و «پوپک» نیز از زیباترین ساخته های وی در خصوص سنتور است که در زمان خود قطعاتی جدید و نو بودند. قطعه «پراکنده» نیز قطعه ای جالب, زیبا و فنی است. به طوریکه استاد در آن به ده گام راستپنجگاه به زیبایی اشاره کرده است.

 

آقای پایور به تمبک بسیار بها می داد و در این راستا, در بین برنامه هایش به اجرای سئوال و جواب سنتور و تمبک می پرداخت. وی این کار را با حسین تهرانی آغاز کرد ولی در زمان محمد اسماعیلی آن را گسترش داد تا جایی که قطعات مستقلی چون: پرنده, پرچین و پرستو را در همین زمینه ساخت.

 

استاد اسماعیلی و استاد پایور

 

چهارمضرابهای وی نیز زیبایی و لطافت خاص خود را دارند و شاید بیشتر وی را با چهارمضرابهایش بشناسند. پایور بوسیله معلومات بالایی که از ردیف موسیقی داشت, برای دستگاهها, آوازها و حتی گوشه هایی که حالت ضربی داشتند, چهارمضرابهای بسیار زیبایی ساخت که علاوه بر دارا بودن ملودی زیبا, از تکنیک خاصی نیز برخوردار بودند که اجرای آن برای نوازنده بسیار مشکل است. پایور از همه اتودهای مضرابی در چهارمضرابهایش استفاده کرده است که به نوبه خود بسیار جالب است و باعث پرورش دست نوازنده می شود.

 

پایور پیش درآمد و رنگهای متعددی نیز (چه برای راست کوک و چه چپ کوک) ساخته است که از ریتمها و ملودیهای مخلتف در آنها استفاده شده است. از بهترین آنها می توان به پیش درآمدهای: اصفهان, شور, ابوعطا, دشتی و همایون و رنگهای دشتی, بیات ترک, سه گاه و ابوعطا نام برد که هر کدام به تنهایی از شاهکارهای موسیقی بشمار می آیند.

 

وی در عرصه تصنیف سازی هم بسیار فعال بوده است که علاوه بر تنظیم تصنیفهای قدیمی, به ساخت تصنیفهای زیبایی نیز دست زد و آنها را با خوانندگان مختلف و مشهوری اجرا نمود.

 

وی سالهای سال توانست با ارکستر مخصوص خود به اجرای برنامه بپردازد و هیچگاه خللی در آن بوجود نیامد به طوریکه نوازندگان آن همیشه ثابت ماندند (عکس گروههای امروزی!). و این امر فقط و فقط حاکی از نظم و ترتیب استاد پایور در کارهایش است. چیزی که خیلی به آن تاکید می کند: هر چیزی در جای خودش.

 

بدون تردید پایور, بزرگترین سنتورنوازی است که تا به حال موسیقی ایرانی به خود دیده است و تلاشهای وی در عرصه آموزش و تربیت هنرآموزان بر هیچ کس پوشیده نیست. ولی این موضوع ما را به فکر فرو می برد که آیا شاگردان وی قادر خواهند بود به همان صورتی که استاد به آنان آموخته بود, سبک وی را به آیندگان نیز انتقال دهند و یا شیوه پایور به فراموشی سپرده خواهد شد؟

 

منبع مقاله: آریا نیوز

 


پیام استاد پایور:

 

"من از همه عزیزانی که با ذکر یاد و خاطره ای مرا شرمنده کردند سپاسگزارم. یاد این عزیزان، ثمره سال ها دوستی و همکاری را در من زنده می دارد.....من برای همه شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم."

 

منبع: مجله هنر موسیقی، شماره ۱۹، سال سوم، مرداد ۷۹

 

"آقای ستایشگر، به همه عزیزان بگویید، من توانی در دست و پای راستم ندارم. دلم می خواست مراتب تشکرم را خودم بنویسم و عرضه دارم، اما ..."

 

منبع: مجله هنر موسیقی، شماره ۴۰، سال پنجم، آذر ۸۱

 


آثاری از استاد پایور:

 

قطعات تصویری:

 

    اجرای کامل چهارمضراب سه گاه در حافظیه (ضرب استاد تهرانی و سنتور استاد پایور)

 

    سه نوازی آقایان رحمت ا... بدیعی، پایور و تهرانی (در فیلم صبا از زبان دیگران)

 

    قسمتی از کنسرت به یاد تهرانی با اجرای گروه فرهنگ و هنر و گروه ضرب

 

    چهارمضراب شور (سنتور استاد پایور و تنبک استاد اسماعیلی)

 

* در گذشته این قطعه در وبلاگ سیاه مشق قرار داده شده بود.

 

 

قطعات صوتی:

 

     تصنیفی در دستگاه سه گاه با آواز خاطره پروانه و اجرای گروه فرهنگ و هنر

 

     قطعه «گفتگو» (سنتور فرامرز پایور و ویولن ابوالحسن صبا) اجرا و ضبط در سال ۱۳۳۵

 

     تصنیف «ساربان» : آواز سیامک شجریان

 

     پیش درآمد سه گاه (اجرای ارکستر)

 

     آلبوم کامل ساز قصه گو با اجرای گروه فرهنگ و هنر (آواز محمد رضا شجریان)

 

 

عکس روی جلد آلبوم ساز قصه گو

 

 

نت:

 

      نت رنگ همایون (از کتاب مجموعه پیش درآمد و رنگ)

 

    نت قطعه «فریبا» (از کتاب هشت آهنگ برای سنتور)

 

پوستر:

 

           پوستری از استاد فرامرز پایور

 


برای مشاهده و دریافت آثار دیگیر از استاد پایور، به مقاله سال گذشته وبلاگ سنتور مراجعه کنید:

 

   


 

 امیدوارم که مجموعه فوق مورد رضایت شما عزیزان باشد و با این مطالب توانسته باشم به عنوان عضوی کوچک از جامعه موسیقی کشور، ذره ای از زحمات فراوان استاد پایور را جبران کرده باشم.

 

به امید بهبودی استاد پایور ...

 

                                                                                                               محمد امین

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:21  توسط محمد امین توتونچیان  | 
نت قطعه گفتگو (برای سنتور):

این قطعه از اولین ساخته های استاد پایور بوده که به همراه ویولن استاد صبا در رادیو اجرا شده است.

(به خاطر کیفیت پایین تصاویر که توسط دوربین موبایل گرفته شده اند، از شما عزیزان پوزش می طلبم.)

قطعه گفتگو، ساخته استاد فرامرز پایور

جهت دانلود نت روی لینک های زیر کلیک کنید.

صفحه اول

صفحه دوم

صفحه سوم

صفحه چهارم (توضیح استاد پایور)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:18  توسط محمد امین توتونچیان  | 

شخصی بودن و درونی بودن سبك ورزنده از سوئی و عدم تدریس منظم شیوه او از سوی دیگر، سبب شد تا شیوه نوازندگی سنتور ورزنده، چندان گسترش نیابد و حتی به فراموشی سپرده شود.

غلامرضا مرشد ورزنده معروف به رضا ورزنده، سال 1305 در كاشان متولد شد.
پدرش كه با موسیقی بخوبی آشنائی داشت،‌از كودكی او را به این سو كشاند و او نواختن سنتور را مجدانه آغاز كرد. در دهه 30، به تهران آمد و در رادیو به كار مشغول شد در این رسانه، او كنار اساتیدی نظیر صبا و محجوبی، معلومات خود را اعتلا بخشید و سبك شخصی سنتور‌نوازی خود را كاملتر كرد. سنتور او نیز منحصر به فرد بود و اندازه‌ای متفاوت نسبت به سازهای مرسوم داشت. هنگام نواختن معمولاً، حوله‌ای روی سیمها انداخته، آن‌گاه روی ساز مینواخت.

عکس جلد آلبوم دونوازی آقایان ورزنده و بهاری
سنتور‌نوازی ورزنده از چند نظر قابل بررسی است. شیوه او هر چند شخصی است اما ساختار جملات و بیان كلی ساز با موسیقی هنری و قدیم ایران ارتباط عمیق دارد. در شیوه او تكیه بر بداهه‌نوازی مسلم است و در هنر بداهه او را از توانمندترین موسیقیدانان آن سالها به شمار میآورند. اما بداهه‌های او همگی با ساختار وفضائی مرتبط است كه تا حدودی آن را از شیوه‌های مرسوم بداهه‌نوازی در رادیو نیز دور میكند. قدیمیترین اسناد مربوط به سنتور‌نوازی، به زمان قاجار و نواخته‌های محمدحسن‌خان و محمد صادق خان سرور‌الملكی باز میگردد. در دوره‌های بعد، علی‌اكبر شاهی و سماع‌ حضور اساتیدی هستند كه از نواخته‌های آنان آثاری بر لوله فونوگراف و صفحه گرامافون ضبط شده است. حبیب سماعی فرزند سماع حضور، در آغاز قرن كنونی و از آغاز تأسیس رادیو، تنها نوازنده‌ای بود كه با تسلط و آشنائی كامل بر موسیقی ایرانی نوازندگی میكرد. از دهه سی افراد مختلفی به نوازندگی این ساز روی آوردند اما این دوران تنها به شیوه دو هنرمند وابسته است: فرامرز پایور و رضا ورزنده كه دو شیوه و سبك متفاوت در نوازندگی داشتند.

نفر سمت چپ در ردیف بالا، زنده یاد ورزنده

عکس از وبلاگ ویولن نقره ای


همان‌گونه كه ذكر شد، رضا ورزنده با سب و شیوه‌ای كاملا شخصی مینواخت. توجه به جملات آوازی، ریزهای پر، تحرك بسیار در اجرای جمله‌ها، سونوریته شفاف اما ویژه و خاص از ویژگیهای ساز او به شمار میرود. نكته جالب آن كه هنرمند بزرگ آواز ایران، محمدرضا شجریان، اولین آواز خود را سال 1346 در رادیو به همراه سنتور مرحوم ورزنده اجرا كرد. این همراهی سبب پیدائی دوستی و الفتی دیرینه و عمیق گردید . شجریان كه خود با نوازندگی سنتور آشنائی داشت و از محضر ورزنده و پایور بهره برده بود، چنان علاقه‌ای به ورزنده داشت كه در مصاحبه‌ای اعلام كرد: وقتی در سال 1355 ورزنده درگذشت، همان روز به یاد او قدری سنتور نواختم و بعد از آن دیگر هیچ‌گاه دست به این ساز نزدم».
شخصی بودن و درونی بودن سبك ورزنده از سوئی و عدم تدریس منظم شیوه او از سوی دیگر، سبب شد تا شیوه نوازندگی سنتور ورزنده، چندان گسترش نیابد و حتی به فراموشی سپرده شود. با این حال، میتوان بداهه‌نوازیهای او را بتنهائی یا در كنار ساز اساتید دیگر بارها شنید و نكته‌های فراوانی آموخت. یادش گرامی باد.

منبع: انتشارات سوره مهر

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 14:5  توسط محمد امین توتونچیان  | 
 

اعضای گروه پایور در کنار آقایان شهیدی و شجریان

از اینجا دانلود کنید: تصنیف بهار دلکش - گروه پایور با آواز محمدرضا شجریان


با سلام

یکی از مشکلات اصلی وبلاگ سنتور در آپلود قطعات صوتی و تصویری نبود فصای مناسب جهت قرار دادن  قطعات در آن می باشد. قطعات تصویری بسیار زیادی از استاد پایور و سایر اساتید موجود می باشد که متاسفانه کیفیت پایین سایت persiangig.com  و محدودیت زمانی سایت 4shared.com مانع از آپلود این آثار صوتی و تصویری می شود.

از دوستانی که می توانند کمکی به حل این مشکل کنند خواهش می کنم که از طریق بخش نظرات یا از طریق ایمیل وبلاگ من و سایر نویسندگان وبلاگ را راهنمایی کنند.

                                                                                                  با سپاس - محمد امین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:18  توسط محمد امین توتونچیان  | 
پند استاد (نوشته ای از حسین علیزاده درباره استاد فرامرز پایور):

حسین علیزاده

زمانی که کلمه ی استاد را شنیدم ، هنوز هیچ نقشی در ذهن نداشتم.

فکر می کردم که چرا این واژه به ندرت به گوش می رسد و هرگاه به زبان می آید، شخصی ظهور می کند، شخصی که با دیگران تفاوت دارد.

حتما لازم نیست سازی در دست داشته و یا نغمه ای بپردازد . حضورش همه چیز را تغییر می دهد.

در حیاط مدرسه همه چیز بود . رویای بچگی ، بازی های رنگی، فریاد، شوق، دنیایی بی انتها ، اما همیشه کوتاه . همیشه زمان کوتاه بود.

با صدای زنگ مش سلمان همه چیز متوقف می شد. گاهی چکش آهنی او را پنهان می کردیم تا کمی بیشتر در رویاهای خود غوطه ور باشیم.

مش سلمان برایمان دو نقش داشت. وقتی صبح ها به زنگ می کوبید ، تصور لحظات بعد کمی دشوار بود. اما با زنگ های بعد از ظهر رویاها ادامه داشت .

چرا؟

موسیقی!

بعد از ظهرها کلاس های موسیقی بود و صبح ها روزمرگی مدارس عمومی.

هنرستان بعد از ظهرها حال و هوای دیگری داشت، از هر اتاقی صدای سازی.

صدای انتظار. به یکباره جشن بود . جشن انتظار .

انتظار استاد .

شور و عشق و التهاب موج می زد تا اینکه قدم استاد قلب کوچکمان را می لرزاند . به پیشواز می رفتیم، چندین بار سلام می کردیم و تا مسیر کلاس دور او می چرخیدیم تا این که از مهرو محبت لبریز می شدیم. وقتی به کلاس می آمد ، باید مهرو محبت او را با زخمه های ناتوان اما پرعشق جوابگو باشیم.اگر زخمه ای تاب و توان کافی نداشت او در آن می دمیدتا ناقوس شود.اگر کمبود محبت، انسانیت، عشق و موسیقی گاهی رنجورمان می کرد، استاد همه را با زخمه ها، نگاه و صدای مهربان جبران می کرد.مهر استاد بود که در ما ریشه می کرد، تا ریشه ها، غنچه هایی به بار آورند و گل ها، موسیقی.

هر روز و هر لحظه دلتنگش بودیم حتی هنگامی که پیش ما بود.

چند روز پیش اورا دیدم احساس کردم چقدر خوشوقتم.مقام استاد چقدر گرانبهاست. به راستی که حضوری دیگر دارد.کلماتش درّ است و مهرش حیات.

چه زیبا بود، گویی مش سلمان فقط برای زندگی به زنگ مدرسه می کوبید. و طنین زنگ چه خوش صدا مانده است.

او نقش همه ی آن بزرگان را دارد و خود به بزرگی همه.

وقتی از حضورش برمی گشتم، پر بودم، زلال و شفاف، در گوشم صدای پر مهرش زنگ می زد که می گفت : بزرگان را به بزرگی یاد کنید. تا آن روز فکر می کردم که این عبارت را خوب می دانم.اما کافی نبود. زیرا پند استاد پند نبود. طنینی از مهر، محبت، دانش و انسانیت بود که به استادان خود داشت.

هنوز آخرین جمله را همانند وردی زیر لب تکرار می کنم. چشم استاد، چشم استاد.

 سرمست از بهترین درس آن روز دست های مهربان استاد فرامرز پایور را بوسیدم و به امید درس های دیگری از او و شنیدن ناقوس حیات بخشش به انتظار نشستم.

 

                                                                                              حسین علیزاده - بهار ۸۲

 

منبع: وبلاگ موسیقی ملی ایران (دل آواز) : http://delawaz.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 1:52  توسط محمد امین توتونچیان  | 

استاد صبا

۲ قطعه صوتی از زنده یاد استاد صبا:

چهارمضراب ماهور با سه تار استاد صبا

زرو ملیجه از استاد صبا با اجرای ارکستر فرهنگ و هنر استاد پایور

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 7:19  توسط محمد امین توتونچیان  | 

اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی ...

يکي از هنرمندان بزرگ ايران که خدمت مهمي به عالم هنر کرده است، ابوالحسن صبا مي باشد که از خانواده اي هنرمند بود و پدر و پدربزرگ و جدش نيز از هنرمندان زمان بودند و شاگردان زيادي در کشور ما تربيت کرده اند.

ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند جعفرخان حکيم باشي معروف به صدرالحکماء و از نواده هاي فتحعلي خان صبا ملک الشعراي دربار قاجار بوده است. ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشيدي در خانواده اي تولد يافت که اهل هنر و ادبيات و طبابت بودند. به علت تسلط پدر صبا به ادبيات فارسي و عربي به او لقب کمال السلطنه را دادند. مادر صبا نقل کرده است که ابوالحسن از بچگي لب ايوان مي نشست و چند تار به انگشت خود مي بست و با دهان صداي سازهاي مختلف را در مي آورد. کمال السلطنه پسر ديگري داشت به نام عبدالحسين و سه دختر داشت که همه هنرمند و دلبسته به موسيقي بودند. با اين که برادرش عضو وزارت خارجه بود و صاحب مقاماتي شد ولي به کار هنري ادامه ميداد.

استاد ابوالحسن صبا

دکتر گلشن ابراهيمي مي نويسد: ابوالحسن صبا تحصيلات مقدماتي را در مدرسه علميه و سپس در کالج آمريکايي به پايان رسانيد و به زبان و ادبيات فارسي و انگليسي آشنايي يافت.

ابوالحسن صبا در سال 1308 به مديريت مدرسه صنايع ظريفه رشت منصوب شد و شاگردان زيادي تربيت کرد. با تمام علاقه اي که به مردم گيلان داشت به علت آب و هواي گيلان که برايش مساعد نبود به تهران آمد و خانه موروثي خود را در کوچه ظهير الاسلام براي تدريس موسيقي در نظر گرفت که بعداً به (موزه صبا) تبديل شد.

ابوالحسن صبا قبل از فوتش در مصاحبه اي گفت، تا کنون سه هزار تن را تعليم داده است. از بدشانسي موسيقيدانان ايران و دوستداران هنر، ابوالحسن صبا خيلي زود از جهان رفت و در تاريخ 29 آذر سال 1336 چراغ عمرش خاموش شد و دوستان و علاقمندان بيشمار خود را دچار حرمان ابدي نمود.

ابوالحسن صبا درباره فراگرفتن موسيقي چنين مي گويد:

پدرم علاقه مفرطي به موسيقي داشت، يعني خودش هم آشنا به ساز ايراني بود و از کودکي يعني از شش سالگي مرا نزد اساتيد وقت راهنمايي کرده بود. قبل از اين که شروع به مشق ويلن بکنم با سازهاي ايراني از قبيل سه تار، تار، سنتور و ضرب آشنا شدم، حتي قدري هم کمانچه زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويولون منتقل کردم و تقريباً يک مکتب خصوصي براي ويولن ايجاد شد و کتابهايي در اين خصوص نوشته و انتشار دادم.

صبا از کودکي در نواختن انواع سازهاي اصيل ايراني مهارت داشت، اما شگفتي هنر او را بايد از زمان تأسيس مدرسه عالي موسيقي دانست که در سال 1302 به همت استاد علينقي وزيري و با ياري سردار سپه در تهران آغاز به کار کرد. تأسيس اين مدرسه ميداني براي عرضه مهارت و نبوغ او بود.

وقتي ابوالحسن صبا درگذشت، شهريار شاعر مشهور درباره او چنين سرود:

اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدي؟                      چه شرابي به تو دادند که مدهوش شدي؟

تو که آتشکده عـشـق و مـحـبـت بـــودي                         چه بـلا رفت که خاکسـتـر خاموش شدي؟

به چه دستي زدي آن ساز شبانگاهي را                        که خـو از رقت آن بـيخود و بـيـهوش شدي؟

تو بصد نغمه، زبان بودي و دلها هم گوش                     چه شنفتي که زبان بستي و خود گوش شدي؟

خلق را گر چه وفا نيست و ليکن گل من                          نه گمان دار که رفـتـي و فـرامـوش شـدي؟

تـا ابـد خـاطـر ما خوني و رنگين از تست                          تو هم آمـيـخـتـه بـا خـون سـياوش شـدي؟

توضیح: این نوشته را مدت ها پیش ذخیره کرده بودم و متاسفانه نویسنده آن را معلوم نبود. امیدوارم این حقیر را ببخشند که بدون کسب اجازه از ایشان این نوشته را در وبلاگ سنتور قرار دادم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 14:5  توسط محمد امین توتونچیان  | 

نغمه های زیبای استاد:

 

در هر جمله از سی قطعه اش، سی هزار نوای آسمانی از زبان سنتور، از او سخن می گویند. در هشت آهنگ، سنتورش گاهی سرخوش و گاهی با غم از او حکایت می کند. در پرنیان، تار با سنتورش هم کلام می شود و از حرف های دلش می نوازند. در گفت و گو، ویلن و سنتور با سخنانی لطیف از حالات عرفانی باطنش به گفت و گو می نشیند. در مجموعه پیش درآمد و رنگ و موسیقی مجلسی، سنتورش با کلامی موزون و سرخوش سخن می گوید و زیبایی های دیگری خلق می کند...

 

استاد فرامرز پایور

 

در فانوس، دو سنتور نغمه های الهام شده بر قلبش را با زیبایی و لطافتی خاص بازگو می کنند. در رهگذر، فلوت و سنتور از حالات روحی اش به گریه می نشینند و خون می گریند، گویا دارند خاطره تلخی گزارش می کنند. در فالگوش، ابتدا تار و سنتور دوباره هم کلام می شوند و سپس شش قطعه دیگر آنچنان می نوازند که انسان به وجد می آید و گاهی از خود می پرسد، چطور ممکن است تا به این حد نغمه های زیبا به قلب کسی الهام شود و هنوز بسیاری آثار دیگر که یایرای سخن گفتن آن نیست و فقط باید با گوش جان شنیده شود. ولی افسوس چنین فردی که تاکنون همه عمر گرانبهایش را صرف هنر والا و آسمانی اش کرد، در بستر بیماری به سر می برد، به طوری که دل همه دوستدارانش متأثر شده است. جا دارد برای تداوم فعالیت های بی نظیر یگانه سنتور نواز تراز اول ایران سلامتی مطلق را از درگاه ایزد منان مسئلت نماییم و بر او درود بفرستیم.

 

نوشته آقای محمد رضا قاسمی

برگرفته از ویژه نامه مصور استاد فرامرز پایور از ماهنامه هنر موسیقی (مرداد 1385)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 21:4  توسط محمد امین توتونچیان  | 
هشتم دي‌ماه در تهران،
استاد حسين دهلوي (در حضور استاد فرامرز پایور) از ناظري قدرداني مي‌كند.

استاد حسين دهلوي نشان قدرشناسي جامعه‌ي موسيقي ايران را به‌خاطر افتخار آفريني شهرام ناظري در عرصه‌ي موسيقي بين‌المللي، هشتم دي‌ماه سال‌جاري به مولاناخوان آواز ايران اهدا مي‌كند.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نشستي كه ازسوي برگزاركنندگان جشنواره‌ي موسيقي فجر، دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شهرام ناظري، بعدازظهر امروز برگزار شد، شكل حضور شواليه‌ي آواز ايران در جشنواره‌ي موسيقي فجر اعلام شد.

ناظري در اين باره به خبرنگار ايسنا گفت: اجراي كنسرت موسيقي ندارم، اما در نشست امروز با مسوولان برگزاركننده‌ي جشنواره‌ي بيست‌وسوم، مقرر شد در آيين پاياني جشنواره‌ي موسيقي فجر، با حضور استاد دهلوي مراسم تجليل برگزار شود.

ناظري با تاكيد عنوان كرد: دهلوي‌ها، پايورها و ... استادان واقعي ما هستند.

گويا قرار است بزرگان ديگري همچون فرامرز پايور نيز در اين آيين حضور داشته باشند.

به گزارش ايسنا، قرار بود اركستر ملي با رهبري حسين دهلوي برنامه‌اي را در بيست ‌و سومين جشنواره‌ي موسيقي فجر اجرا كنند، اما به گفته‌ي كامبيز روشن‌روان - دبير جشنواره -، به‌دليل ضعف جسمي و مشكل بينايي دهلوي، اين برنامه با رهبري فرهاد فخر‌الديني برگزار مي‌شود.

امسال به‌مناسبت هشتادمين سال تولد استاد حسين دهلوي قرار است مراسم تجليل از وي هم‌زمان با جشنواره موسيقي فجر برگزار شود.

منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:35  توسط محمد امین توتونچیان  |