تبليغاتX
سنتور

دوستی کی سرآمد یاران را چه شد

مدتهای مدیدی است که در این وبلاگ مطلب جدیدی گذاشته نشده و نویسندگان عزیز و محترم سعی و تلاشی در به روز رسانی آن نفرمودند و هر یک همچو من اندکی وقت و برنامه‌های دیگر را بهانه‌ای برای ننوشتن مطلب ذکر می‌کنند. موردی که به نظرم رسید این است که تقریباً همه ما نویسندگان این وبلاگ اهل نواختن ساز – حال به هر میزان و در هر سطحی که باشیم – بوده و داعیه موسیقی دوستی هم داریم مثلا به اندازه چند دقیقه و نه یک ساعت در روز - حال به فرض آن که آن روز هم امتحان یا جلسه و یا کار مهمی نداشته باشیم- اگر هر کدام ما هفت هشت نفر هر دو ماهی وقتی بگذاریم و مطلبی در حد و اندازه خود درباره موضوعاتی که تا کنون مطرح شده بنویسیم تقریبا هر دو هفته وبلاگ به روز می‌شود. اما دریغ از این وقت گذاری اگر نامش را کم انصافی حداقل برای خودم نگذاریم.

ما که هیچکدام استاد نیستیم و فقط ادعا کردیم که سازی و سبکی را دوست داریم و آنچه می‌دانیم به اندازه خودمان است نه دانشی عظیم را ادعا داریم و نه تکنیک خاصی را اشاعه می‌کنیم اما ادعای هنردوستی که داریم. پس باید به این ترک به روز رسانی وبلاگ پایان دهیم و مطالبی، اگر داریم، اگرنه قطعه‌ای، نتی، تصویری که قطعاً همه در دست داریم در این وبلاگ بگذاریم. دلم از این می‌سوزد که مثلاً برنامه داشتیم برای استاد پایور سایت هم بسازیم و از حالت وبلاگی در بیاییم و بقولی یک کار بهتر ارائه دهیم اما حرکتی انجام نشد که هیچ حتی یکی پیشنهاد داده بود نامه‌ای به استاد پایور بنویسم و از او تقدیر و تشکری انجام دهیم به عنوان دوستداران استاد نه بیشتر که البته این خود خیلی هم عالی بود. تکرار می‌کنم خودم یکی از مقصرینم و به اندازه همه در این اهمال سهیم هستم.

الآن هم چون مطلبی دیگر از موضوعات قبلی ندارم قطعه ای زیبا به نام تصنیف حکایت دل که استاد پایور در ساخت آن از چند دستگاه و آواز استفاده کرده و البته خواندن آن هم که توسط آقای علی رستمیان اجرا شده بسیار خوب و قابل توجه است. جهت دریافت لطفا روی لینک زیر کلیک کنید

 حکایت دل

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 8:31  توسط هیرمند حساس  |