پرویز مشکاتیان، آخرين بدعت گذار پايدار

درباره پرويز مشكاتيان، سخن از هر زبان كه ميشنوم نامكرر است، اگرچه در يك موضوع جاي شك نيست: عشق كه از همه موضوعات بيش است. بر آنم و بر آناند كه مشكاتيان آخرين خلّاق حقيقي هنر سنتورنوازي در عصر و زمانة ماست. زمانهاي كه دارد با سنتها وداع ميكند و مشكاتيان از آخرين راويان آن است. خنياگري پُرشور در اوج تلاقي شادماني و اندوهگساري، با كيفيت هنر ممتازي كه مخصوص آدمهاي خلّاق و بزرگ است.
سنتور در قرن خورشيدي حاضر، با همت مردانه استاد ابوالحسن صبا، كاشف فروتن آتش نهفته در هنر استاد حبيب سماعي، از درّه محاق نجات يافت و در جايگاه شايسته خود مطرح شد. بعد از مرگ حبيب سنتور در جواني، ميراث هنري سنتورنوازي در چند شاخه تقسيم شد: بخش آموزشي و مدوّن آن را فرامرز پايور، بهترين شاگرد محضر استاد صبا با تلاشي پنجاه ساله تعهد كرد و درخشان از عهده برآمد. بخش ديگر شيوههاي آزادانهتري بود، گاه ملهم از آموزشهاي صبا (همچون داريوش صفوت و محمد حيدري) و گاه مستقل از هنر صبا و حبيب سماعي، كه هنر گوهرين رضا ورزندة بزرگ، نمونه متعالي آن است و در درجههاي فروتر و با اختلاف سطح، زندهياد منصور صارمي و آقايان: فضلالله توكل و مجيد نجاحي، مثالهاي زندة آن هستند. سنتورنوازي در سالهاي 1335ـ1355 تنها با دو استاد بزرگ به ياد ميآمد: فرامرز پايور و رضا ورزنده. هر كدام از اين دو هنرمند، روش و شيوة خاص خود را داشتند و در حوزههايي با وظايف متفاوت و متمايز از همديگر، فرهنگ موسيقي ايران را غني ميكردند. شيوه استاد پايور با انضباط و طراحي حسابشده، شاگردان منظم و نوازندگان ماهر در همنوازي با اركستر و معلمان موظف ميپرورد و شيوه استاد ورزنده، سلوكي شاعرانه با پروازهاي خيرهكننده در هنر بداههنوازي و جواب آواز و خلاقيتهاي ريتميك و ملوديك بود كه البته تالي بسيار يافت ولي نوازندهاي همتراز استاد ورزنده نيافت. نوازندگان خوب از قبيل حيدري و صارمي و توكل و نجاحي و ملك نيز بودند و مطرح شدن در آن ميانه كار آساني نبود.
پرويز مشكاتيان در ابتداي جواني مطرح شد و درخششي چشمگير يافت. موسيقي او ظريف و شكننده و در عين حال، قوي و پُرحركت بود. داشتن سونوريته مخصوص و لحن قابل شناخت كه از اختصاصات نوازندگان عالي در سنين بعد از ميانسالي است، از جواني نصيب او بود، قريحه خلّاق در ملوديسازي و كيفيت «ضربي» در ساز او، مطلبي نيست كه كسي نداند. او خود را مديون همه استادان ميداند: از پايور و صفوت تا فروتن و هرمزي و اقبال اين را داشته كه بايد سه نسل موسيقيدان، از برومند و شهناز و لطفي تا نسلهاي جوانتر، معاشر باشد و در كنار آنها زندگي كند. اما با همة اين حرفها، مشكاتيان فرزند نبوغ خود است. در ساختن آهنگ ـ ترانهها بيترديد او را ميتوان تالي شايسته شيدا و مرتضي محجوبي دانست و در سنتورنوازي نيز صدايي مشخص و مشربي متمايز از همگان دارد، از آفريدهها و نواختههاي او سخني نميگوييم چراكه همه در دسترس و فراهم است.
پرويز مشكاتيان با موسيقي ايراني رابطهاي عميق و دروني دارد. در موسيقي او عصارة تاريخ پُررنج ايران، به طرزي مبهوتكننده، تقطيرشده و اين دردهاي كهن، بياني امروزي يافته است. مثل هر هنرمند بزرگ ديگر، اين سلوك سوزان، به قيمت ريشههاي جان و جواني او تمام شده است. موسيقي او از درون با ما حرف ميزند و حاوي جوهرة خالص ايرانيت است. او تا چهل سالگي به چنان اوجي رسيده و آثاري آفريده كه اگر از اين پس اثري ننويسد و ننوازد، كار خود در هنر به تمامي تعهد كرده و مُهري بر لوح موسيقي زمانه ما زده كه با تابش آفتاب بارش باران كمرنگ نخواهد شد. بعد از مشكاتيان، تا امروز، در هنر سنتورنوازي هيچ گرايش و يا بدعت مستحكمي كه جذاب و گيرا باشد و در عين حال ريشههاي قوي فرهنگي داشته باشد، شنيده نشده و تنها مشكاتيان است كه آخرين تكسوار سنتور در عصر ماست. تنش به ناز طبيبان نيازمند مباد.
برگرفته از مجله مقام موسیقایی، شماره 38
به گزارش روابط عمومي حوزه هنري استان تهران، دومين نشست از سلسله جلسات موسيقي «تحرير تهران»، با عنوان "خلوت درخت و دست" به بررسي تاريخچه ساخت سنتور اختصاص دارد.

بنابراين گزارش در اين نشست كه از ساعت 19 روز چهارشنبه 28 شهريور در گالري اتفاق حوزه هنري استان تهران برپا ميشود، محسن راسخ از سازندگان بنام سنتور، ميهمان دومين نشست از جلسات موسيقي تحرير تهران خواهد بود و درباره تاريخچه ساخت سنتور سخنراني مي كند.
همچنين «شهاب منا» محقق و پژوهشگر موسيقي و «ميلاد كيايي» نوازنده برجسته سنتور درباره تاريخچه اين ساز از دوران قاجار تاكنون به ارائه نظر مي پردازند.
علاقهمندان براي شركت در اين برنامه ميتوانند به حوزه هنري استان تهران واقع در ميدان آرژانتين، خيابان بخارست، خيابان دوازدهم، شماره 28 مراجعه كنند.

فستیوال جهانی سنتور در کاخ نیاوران
رنگ همایون با اجرای استاد محمد اسماعیلی و استاد سعید ثابت
توضیح: از ایران در این فستیوال جهانی، استاد اسماعیلی و استاد ثابت (به عنوان نمایندگان سبک استاد فرامرز پایور) و استاد مجید کیانی شرکت داشتند. اساتید دیگری نیز از ایران برای اجرا دعوت شده بودند که بنا به دلایلی از حضور در این فستیوال امتناع ورزیدند.

اسد الله ملک، فضل الله توکل و بهزاد رضوی
توضیح: این قطعه بخشی از برنامه ای است که در شبکه جام جم سیما در سال های اولیه فعالیت آن، برای بینندگان خارج از کشور پخش شده است.
زندگی نامه استاد فضل الله توکل:
فضل الله توکل در سال 1321 در تهران متولد گردید . پدرش افسر ارتش و مادرش دبیر ریاضی و فرانسه آموزش و پرورش بود . تحصیلات کودکستانی و دبستانی را در تهران مدرسه ایران طی کرد و ﺴﭙﺲ برای دوره دبیرستان ابتدا به دبیرستان پهلوی آن موقع و ﺴﭙﺲ در دوره دوم دبیرستان به دبیرستان مروی رفت و در سال تحصیلی 39-38 موفق به اخذ دﻴﭙﻟﻢ در رشته طبیعی از دبیرستان مروی گشت بعلت معاشرت نزدیکی که خانواده ﭙﺪربزرگ ﭙﺪرش با هنرمندان و اساتید بزرگ آنزمان داشتند در حدود سن 6 یا 7 سالگی شاگردی استاد حسین تهرانی را ﭙﻴﺪا کرد و نزد ایشان دوره تنبک نوازی را طی کرد در سن 9-8 سالگی ﭙﺪرش برایش سنتوری خرید و او نزد یکی از معلمان موسیقی مدارس آنموقع بنام آقای خاﺌﻔﻲ دوره ابتدایی سنتور نوازی را فرا گرفت . سپس بعلت ﻤﺄموریت پدر در شیراز به شاگردی آقای بهادر نوذری در آمد و بعد در طی این دوره مدت ده سال دوره های مختلف ردیف نوازی ایران را با استاد علی تجویدی شروع کرد و همین دوستی شاگرد و استاد باعث گردید که او به دعوت استاد تجویدی در سال 1335 به عنوان نوازنده سنتور در ارکستر شماره 2 رادیو آن زمان به سرﭙﺮستی استاد تجویدی ﭙﺬیرفته شود و بفاصله یکسال بعد در ارکستر شماره 3 رادیو به سرﭙﺮستی استاد ﭙﺮویز یاحقی نیز به عنوان نوازنده ارکستر پذیرفته شود . در سال 1337 به دعوت زنده یاد داوود پیرنیا به عنوان تک نوازننده سنتور به برنامه گلها راه یافت و گلهای صحرایی شماره 5 (دردستگاه شور) و برگ سبز شماره (65) بهمراهی آواز زنده یاد محمودی خوانساری و تنبک ناصر افتاح اولین اجراهای تکنوازی او هستند که ﺴﭙﺲ در برنامه گلها به عنوان سولیست و تکنواز باقی ماند و آثار زیادی از ساز نوازی او در برنامه های مختلف گلها (گلهای جاویدان- برگ سبز- گلهای رنگارنگ و یک شاخه گل ) به جا مانده است.
ادامه زندگی نامه در دایرة المعارف ویکی پدیا : زندگی نامه فضل الله توکل از سایت ویکی پدیا
با سلام خدمت دوستان عزیز
مدتی به دلیلی مشکلات فراوانی که داشتم نتوانستم شما عزیزان را همراهی کنم اما تصمیم دارم بخش قطعات تصویری وبلاگ را همانند گذشته فعال کنم و از این به بعد با قطعات تصویری از اساتید برجسته در خدمت شما عزیزان خواهم بود. با مشکلات فراوانی که دارم قول نمی دهم که به صورت منظم این کار را انجام دهم اما تمام سعی ام را می کنم تا در کنار سایر نویسندگان وبلاگ در خدمت شما عزیزان باشم. ضمناً پیشاپیش به دلیل مشکلات احتمالی که جهت دانلود قطعات به وجود خواهد آمد، از شما دوستان پوزش می طلبم.
محمد امین
گروه موسيقي عارف به سرپرستي «پرويز مشكاتيان» 14 تا 18 آبان در تالار وزارت كشور كنسرت ميدهد.

«پرويز مشكاتيان» در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: در اين اجرا كه بدون تنفس خواهد بود سه خواننده گروه را همراهي خواهند كرد به طوري كه در بخش اول «سپيده رئيس سادات» به همراه «مهدي رحمتي» كه براي اولين بار معرفي ميشود خوانندگي را بر عهده دارند و در بخش دوم «حميدرضا نوربخش» در تركيب گروه قرار مي گيرد.
وي در خصوص تركيب گروه عارف در اين اجرا افزود:«كيوان ساكت»، «بهداد بابايي»، «محمد دلنوازي»، «بهرام ساعد»، «سيامك آقايي»، «رضا آبايي»،«آرش كام ور»، «نويد دهقان»، «جهانگيري»، «خاك طينت»،«نويد افقه»،«عليرضا جواهري» و «حسن ناهيد» در گروه قرار دارند كه قطعاتي را در دستگاه شور متشكل از شور، ابوعطا، بيات ترك، افشاري، دشتي و كردبيات اجرا خواهيم كرد.
اين نوازنده سنتور ادامه داد: در قسمت بيز كنسرت «آيين» پسرم در تركيب گروه قرار خواهد گرفت و قطعه ققنوس را اجرا ميكنيم.
«مشكاتيان» در خاتمه خاطرنشان كرد:از هفته آينده تمرينات گروه براي اجرا آغاز ميشود.
خبر دیگر: «شعر بيواژه» پرويز مشكاتيان منتشر شد.
منبع خبر: خبرگزاری فارس
نحوه صحیح قرارگیری پشت ساز و به دست گرفتن مضراب:
در مورد نحوه به دست گرفتن مضراب و طرز نشستن پشت سنتور که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و در صورت عادت کردن به نحوه نشستن غلط پشت ساز، مشکلات زیادی در آینده ایجاد خواهد شد، چند نکته قابل بیان است:
1- به صورت کاملاً راست و مستقیم روی صندلی در مقابل میزی که باید ارتفاعی در حدود 60 سانتی متر داشته باشد، باید بنشینید. (به اصلاح از قوز کردن باید خودداری کنید) تقریباً می توان گفت ارتفاع میز باید به صورتی تنظیم شود که بازو و ساعد زاویه ای قائمه داشته باشند.


2- محل قرار گرفتن پشت سنتور باید به نحوی باشد که نوازنده به تمام ساز تسلط کامل داشته و برای مضراب زدن به سیم های زرد و سفید و پشت خرک ناگزیر نباشد جای خود را مدام تغییر دهد.

3- حلقه مضراب های سنتور را بین سه انگشت اول، دوم و سوم (شست، سبابه و وسطی) قرار دهید. فراموش نکنید که انگشت های چهارم و پنجم باید چسبیده به انگشت سوم باشد و پشت سر هم و یا زیر هم قرار گیرند، یعنی در داخل دست جمع نشوند. در ضمن حلقه مضراب هم حدوداً به بند اول انگشت دوم و سوم برسد. ( به عکس ها دقت کنید.)



4- محل فرود آوردن مضراب باید حدود 3 الی 4 سانتی متر با خرک فاصله داشته باشد.

5- حرکت مچ به هنگام مضراب زدن بهتر است شبیه حرکت دستی باشد که در ال چرخاندن یک شئ دوار است و تا حد ممکن باید از حرکت خشک مچ جلوگیری کرد. (متاسفانه بسیاری از نوازندگان در این بخش مشکل دارند و اغلب با استفاده از حرکت آرنج مضراب می زنند.)
6- اگر مضراب را خیلی محکم در دست بگیرید اجرای آن خیلی خشک و با فشار خواهد بود. و اگر خیلی آزاد در دست نگه دارید در موقع اجرا انگشتان به حرکت در می آیند. پس بهتر است حد متوسط آن را در نظر بگیرید. یعنی نه خیلی محکم و نه خیلی آزاد. در ضمن همیشه سعی کنید سر مضراب به طرف بالا متمایل باشد.
منتظر نظرات شما عزیزان هستیم...
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا، قطعات اين كتاب كه بر اساس اجراهاي برنامه راديويي "هفت شهر عشق" در سال ۱۳۵۳به همراهي تمبك " بهمن رجبي" عمدتا قطعاتي است كه براي ساز سنتور طراحي شده است.
از ويژگيهاي آثار اين كتاب كوتاه و نيز متفاوت بودن كوكهاي قطعات طراحي شده است كه ضمن زيبايي، ميتواند براي هنرجويان دورههاي متوسط، به عالي، قابليتهاي زيادي داشته باشد.
كوكهايي مانند چهارگاه لا، دشتي مي- لا، ماهور بمل و غيره، كوك ها بديعي است كه در اين كتاب به صورت منقحي، آوانگاري و نگارش يافته است.
رضا شفعيان در مقدمه اين اثر مينويسد: از آنجايي كه سال هاست با نواي خوش سنتور كه در گذشت زمان همواره مونس تنهايي و خلوت اهل ذوق و هنر بوده ، انس و الفت داشته و طي اين مدت قطعات و آهنگهاي بسياري در كنسرتها و برنامههاي گوناگون به سمع و نظر علاقهمندان و دوستدارن هنر موسيقي رسانده ام، ولي تاكنون اين مطالب به طور مكتوب چاپ و تكثير نگريديده است.
وي بنابر اصرار شاگردان و ديگر دوستاني كه به اين ساز علاقه و توجه فراوني دارند، برآن شد تا تعدادي از ساختههاي خود را كه به كوشش شاگرد و دوست خود عليرضا جواهري گردآوري و آوانگاري شده، به نام "گلچين" وارد بازار كند.
فهرست قطعات كتاب حاضر به ترتيب: پيشدرآمد شور، چهارمضراب شور، چهار مضراب بيات ترك، رنگ بيات ترك، چهار مضراب دشتي ر، چهار مضراب دشتي لا، چهار مضراب دشتي مي، چهارمضراب سهگاه ،۱چهارمضراب سه گاه ۲و رنگ سهگاه است.
پنج ضربي مخالف سهگاه، چهار مضراب همايون، مقدمه اصفهان دو ،۲۴چهار مضراب اصفهان دو، چهار مضراب اصفهان سل، چهارمضراب ماهور سي بمل، چهار مضراب ماهور دو ،۱چهار مضراب ماهور دو ۲و چهار مضراب چهارگاه لا از ديگر قطعات اين كتاب است.

گلچين نخست، مجموعهاي بود كه پيشتر بر اساس پيش درآمد، چهارمضراب و رنگهاي رضا شفعيان در سال ۱۳۷۹باز توسط عليرضا جواهري تدوين و منتشر شده بود.
اكنون اين كتاب كه دومين مجموعه از آثار آهنگسازي رضا شفعيان، عمدتا براي ساز سنتور، با عنوان گلچين است كه در هفته نخست شهريور سال جاري توسط عليرضا جواهري در ۱۵۰۰نسخه، بهاي دو هزار تومان، تدوين و منتشر شده است.
این عضو فعال و جوان کانون پزشکان خانه که تا کنون علاوه بر دبیری چندین کنگره و سمینارموسیقی درمانی، دهها مقاله پژوهشی در باره رابطه موسیقی وعلوم پزشکی نوشته و یکی ازاعضای پرکار کانون بود متاسفانه یک شنبه بر اثر تصادف اتومبیل در جاده شمال کشور جان به جان آفرید تسلیم کرد.
زنده یاد نعمتیان در ایام اخیر به اتفاق همکارانش در کانون پزشکان در حال برنامه ریزی برای برگزاری کنگره نقش موسیقی در سلامتی جسم و روان بود که قراراست اواسط آذرماه سال جاری در تالار وحدت برگزار می شود.
این نکته را هم ذکر کنم که زنده یاد مسعود نعمتیان از شاگردان بسیار توانای استاد محمد اسماعیلی بودند و من به شخصه بارها شاهد هنرنمایی ایشان بوده ام.

درگذشت این پزشک و هنرمند توانا (و نیز خواهرشان) را به خانواده محترمشان، اهالی جامعه پزشکی و نیز جامعه هنری کشور بخصوص استاد محمد اسماعیلی و همین طور جناب آقای فخیمی (از دوستان آن مرحوم) تسلیت گفته و برای این ۲ مرحوم آرزوی رحمت و مغفرت از درگاه خدواند متعال داریم.
محمد امین
کنج صبوری، اثر پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده ی توانای سنتور کشورمان است که به خوانندگی و کلام آهنگین علی رستمیان ، پیشکش به علاقمندان موسیقی ایرانی گردیده است.مشکاتیان در کار آهنگسازی ، خاصه در موسیقی با کلام بارها امتحان خود را با موفقیت پشت سر گذاشته و به عنوان هنرمندی پر اثر و صاحب سبک محسوب می شود.موسیقی در دستگاه ماهور ، اما مرکب است . بهتر است توضیح دهیم که کلمه ی مرکب پس از نام یک دستگاه یا آواز ،رساننده ی مفهوم استفاده ی آهنگساز از ترکیب الحان دگر دستگاه ها و مرتبت ساختن گوشه های دگر آوازهاست . که خود تخصص جداگانه می طلبد. از مشکاتیان شنیدیم ، افشاری مرکب ، و اکنون ماهور مرکب که بر اشعاری از مولانا ، حافظ ، بابا طاهر ، سایه ، ساخته و پرداخته شده و در این میان ، و در روی دوم (ب) نوار تصنیفی از اکبر محسنی به نام «یار بیگانه» با شعری از بیژن ترقی گنجانیده شده است .
این اثر به نوازندگی اعضای گروه عارف بهداد بابایی ، جمشید عندلیبی ، جمشید محبی ، محمد رضا و عبد الرضا رستمیان ، بهرام ساعد ، حمید طاهریان ، نوید دهقان ، شهرام غلامی ، فرهاد عندلیبی ، محمود کریمی و پرویز مشکاتیان سامان یافته است .
موسیقی در مایه شوشتری با قطعه ای شش ضربی ساخته پرویز مشکاتیان آغاز می شود. دستگاه ماهور ، از فاصله پنجم تا هشتم به بعد با تغییری در فاصله ششم،امکان اجرای شوشتری و گوشه های همایون را دارد. همچنان که راک ها، در این فاصله می گیرند و البته هنگتمی که فاصله ششم به فاصله اصلی (بکار) باز گردد،نهیب و عراق را در آن محدوده می نوازند.این قطعه نیز مانند دیگر کار های پرویز، پر از غمزه های هنری موسیقیایی است و بسیار با سلیقه، حرکت های آهنگین (ملودیک) را جهت داده است. موسیقی به ماهور باز می گرددو در تداوم و پایه ی یک دو ضربی، خواننده آغاز می کند.
ای عاشقان، ای عاشقان، دیوانه ام، کو سلسله
که در اینجا بهترین حرکت لحن، در ادای این بیت، بر عبارت «کو سلسله» استوار و این جمله موسیقی را به اتمام می رساند و...
«ای سلسله جنبان جان، عالم ز تو، پر غلغله»
گروه با حرکتی در شش شانزدهم، پاسخ شعر را متنوع می کند. تبدیلی آهنگین که در میان دو ضربی ها معمول و روا، و زیباست و دوباره دو ضربی به همان روال سابق ادامه می یابد با همان تبدیل های وزنی و ترکیبی ملحون.
انتخاب ابیاتی زیبا، از یک غزل 11 بیتی مولانا که مستی آور و پریشان کننده است، مبین توجه آهنگساز، و حال خاصه او، در هنگام ساختن و پرداختن است.
خواننده در اوج و در همان مایه قبلی می خواند و گروه کر نیز همکاری دارد:
زنجیر دیگر ساختی در گردنم انداختی/ وز آسمان در تاختی تا ره زنی بر قافله
پاسخ های مناسب و موزون و ترکیبی همچنان به خواننده داده می شود.
کو عشق تا گویا شوی، کو پای تا جویا شوی/وز خشک در دریا شوی، ایمن شوی زین زلزله
بخشی از وزن موسیقی در اینجا به اصطلاح لنگ(هفت تایی) به گوش می رسد.
در جای جای کار، خواننده جوان، سپیده رئیس السادات همراهی می کند و با صدایی امیدوار کننده به آینده اش صوتش را به آزمون می کشد.
پس از تصنیف، سه تار، پای به میدان می گذارد. این هم از ذوقیات پرویز است که پس از پیش درآمد یا آهنگ اولیه، شنونده را در حال عارفانه ی سه تار و آواز می برد. در نوار قبلی با صدای نوربخش نیز پس از تصنیف مقدمه، سه تار را جلو انداخت.
رستمیان اوج را بهتر می خواند:
عکس روی تو چو در آیینه ی جام افتاد
عارف از پرتو می در طمع خام افتاد
او، در بم خوانی باید بسیار احتیاط کند، سه تار اینجا هر چه در چنته دارد عرضه می کند. از آرپژهای سریع که نماینده ی روح جوان نوازنده است، تا پاسخ های لطیف و عاشقانه با مضراب های خاص خودش. حال، حال ماهور و عراق و گشایش است. گروه، شش ضربی یا بهتر بگویم شش هشتم می نوازد و باز هم سلیقه ی خاص آهنگساز. نی آغاز می کند، گوشه ی شکسته را. عندلیبی را می شناسیم و کار خوبش را در اوج، در نینوا شاهد بوده ایم. خواننده می خواند شکسته را:
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
تا فراموش نکرده ام بگویم، رستمیان در شعر:
در خم زلف تو آویخت، دل از چاه ز نخ / آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد
درست در عبارت در خم زلف تو آویخت، و در همین کلمه ی آویخت تحریری مناسب و زیبا داده است و نمایی از تحریر های جامه دران را نیز خوانده است تا فرود می آید. و در پاسخ نی کار این ساز و آواز را در بیت:«زیر شمشیر غمت» به اتمام می رساند.
و یکی از زیباترین بخش های این نوار، یعنی چهارمضراب دلکش سنتور، آغاز می شود.سنتور خوش صدا و به سامان، مضراب ها سی و چند سال است روز به روز پخته تر می نوازند.و کرشمه های خاص پرویز که حالی به شنونده می دهد.آن هم بعد از ساز و آواز تنها و تصنیف «ماهرو» در گوشه ی دلکش،با شعری عالی آغاز می شود:
شد ز غمت خانه ی سودا دلم / در طلبت رفت به هر جا دلم .
و باز، شاهد زیبایی، در ادای کلمه ی «دلم» شکل گرفته است که حق مطلب را ادا می کند.
روی اول نوار به پایان میرسد و روی دوم با تصنیف «بیا تا گل برافشانیم» با شعر حافظ آغاز می شود.نمی دانم چرا، اما دریغم می آید نگویم، در مقابل تصانیف دیگر، کار در حد معمولی است.
به خصوص برای اهل شعر و موسیقی، ادای «م می» در سا...غر اندازیم.اگر در این تصنیف، زیبایی هم بوده، این ادا، آن را بسیار کمرنگ کرده است.در حالی که امکان داشت با کمی تغییر وزن که آهنگساز ما در آن توانا ست، این ضعف رات خنثی بنماید.این تصنیف در گوشه های ماهور حرکت می کند. سنتور چهارمضراب ماهور را با مقدمه ای استادانه می نوازد، که جای هیچ گونه حرف و حدیثی نیست و به قول بر و بچه ها، حرف ندارد و فقط باید شنید و لذت برد. در تداوم آن خواننده، ابیاتی از باباطاهر را می خواند و خوب خوانده و بعد تصنیف سوختگان، در گوشه راک با شعر مولانا. در مورد سه تار نوازی کوتاه پرویز مشکاتیان در مایه شور، که آغازی متین دارد و یادآور شروع های استاد عبادی را دارد اینطور متبادر به ذهن می شود که این کار بنا به اصرار شرکت چهارباغ انجام گرفته(البته شاید) چرا که خواسته نمکی بیش، بر این دست پخت بیفزاید که افزوده است. و در همین کوتاهی مشخص است که نوازنده ای مینوازد که شلوغی و شتاب های ایام نوجوانی را پشت سر گذاشته است و در نهایت تصنیف «یار بیگانه» اثر اکبر محسنی با شعر بیژن ترقی، آهنگی بیبیشتر خاطره انگیز و البته با ملودی زیبا و از این جهت بیشتر به دل می نشیند. رنگ دشتی، و بعد تصنیف کنج صبوری با شعر زیبای سایه:
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
کار این نوار به پایان می رسد، در یک جمع بندی، با آنکه همه ی کارهای مشکاتیان یکدست و از ویژگی کار پرویز بودن برخوردار است، اما تصنیف های عاشقان و کنج صبوری در این نوار توجه بیشتری را برمی انگیزد.
منبع:هنر موسیقی(شماره ی۲۹)
|
طی سه روز نخست ششمین جشنواره موسیقی جوان بیش از 190 جوان دختر و پسر با هم رقابت کردند.
| |
|
به گزارش خبرنگار مهر،نخستین روز برگزاری این جشنواره 64 جوان در بخش موسیقی ایران (سنتی) در رشته تمبک به رقابت پرداختند. منبع خبر: خبرگزاری مهر |
|
شعر بیواژه مجموعه تكنوازیهای پرويز مشكاتیان (جلد 1) | |
|
|
|
|
گردآوری و آوانگاری: |
محسن غلامی |
|
ويرايش و نگارش: |
|
|
ناشر: |
عليرضا جواهري |
|
طرح روی جلد: |
آوا مشكاتيان |
|
عكس داخل جلد: |
آوا مشكاتيان |
|
ليتوگرافی: |
هنر گرافيك |
|
چاپ: |
مهتاب |
|
نوبت چاپ: |
اول، بهار 1386 |

لینک معرفی کتاب در سایت استاد مشکاتیان

با سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ سنتور
با توجه وضعیت حال حاضر وبلاگ و گذشته نسبتاً موفق آن، از همه دوستان و بازدیدکنندگان تقاضا داریم تا هر گونه اشکال، پیشنهاد، انتقاد و ... در مورد وبلاگ سنتور را در بخش نظرات بیان کنند تا در مورد آینده آن و این که ادامه این وبلاگ با این وضعیت ادامه پیدا کند یا خیر، به همراه دوستان نویسنده وبلاگ تصمیم گیری کنیم.
قطعاً اگر وضعیت فعلی که باعث شده این احساس ایجاد شود که این وبلاگ کارایی لازم را نداشته و مطالب آن دیگر از ارزش لازم برای مخاطبان آن برخوردار نیست، ادامه پیدا کند، سرنوشت وبلاگ سنتور هم مانند سایت چهارمضراب و نیز فروشگاه پرنیان خواهد بود و تعطیلی عاقبت تلاش های من و دوستانم از دی ماه سال 84 خواهد بود.
منتظر نظرات همه شما عزیزان هستیم.
با تشکر – مدیریت وبلاگ سنتور
چهارمضراب شور
سنتور استاد پایور و ضرب استاد محمد اسماعیلی
بر گرفته از آلبوم کرشمه نرگس

اهل هنر
صداى ساز و فشار خون فروغى
نوشته : خانم فیروزه مظفری

حبيب سماعى فرزند حبيب الله سماع حضور در ۱۲۸۴ هجرى شمسى در تهران متولد شد. پدرش سماع حضور خود (فرزند غلامحسين آقاجان سنتورى) از نوازندگان برجسته و بزرگ سنتور و رديف دانان دوره قاجار بود. نوازندگى سنتور در اين خانواده موروثى بود. از اين رو حبيب هم همچون پدر، ساز سنتور را به عنوان ساز تخصصى انتخاب كرد و مقدمات و آموزش تكميلى موسيقى و سنتورنوازى را نزد پدر فرا گرفت. آشنايى او با ساز تمبك باعث مى شد هنگامى كه پدر سنتور مى نواخت او هم با تمبك همراهى اش كند. حبيب سماعى داراى شيوه و توانايى عالى در نوازندگى سنتور بود. تسلط كامل او به سنتور را از روى آثار به جاى مانده از او مى توان دريافت. از آثار به جاى مانده از وى پنج صفحه گرامافون آواز، تصنيف، چهار مضراب و رنگ، به همراه آواز پروانه و تمبك رضاخان روانبخش تعدادى قطعه هاى (نت) است و انتقال آموزش هاى او كه به كوشش ابوالحسن صبا و نورعلى برومند صورت گرفت. حبيب سماعى شاگردان شناخته شده اى در سنتور داشت كه از آنها مى توان به نورعلى برومند اشاره كرد. وى ۱۲ سال درمحضر حبيب سماعى سنتورنوازى فرا گرفت. از ديگر شاگردان وى قباد ظفر، مرتضى عبدالرسولى و مهدى ناظمى (سنتور ساز) بودند. شاگرد غيرمستقيم او مجيد كيانى نوازنده معاصر سنتور است. كيانى در دوره اى بسيار تحت تاثير ساز حبيب سماعى قرار گرفت و تحقيقات مفصلى را بر روى شيوه نوازندگى او انجام داده و حاصل آن را به شاگردانش آموزش مى دهد. خاطرات و حكايات بسيارى را از سنتورنوازى حبيب سماعى نقل مى كنند. شاپور بهروزى در كتاب چهره هاى موسيقى ايران اين طور حكايت مى كند: «روزى فروغى صدراعظم در دوره صدارتش به سختى بيمار مى شود و در منزل بسترى مى شود. به طورى كه رئيس دفترش كار ها و نامه هايش را براى رسيدگى به منزل او مى برد. يك روز فروغى اظهار تمايل شديدى به شنيدن آواى سنتور حبيب سماعى كرد. هرچه اصرار كردند حبيب سماعى نپذيرفت، او از پذيرفتن اينگونه دعوت ها اكراه داشت لذا به بهانه هايى دعوت نخست وزير را رد مى كرد. رئيس دفتر صدراعظم كه با شخص نورعلى خان برومند خويشاوندى و نسبت فاميلى داشت از وى درخواست كرد تا حبيب سماعى را راضى كرده و به خانه صدراعظم بياورد. نورعلى خان شخصاً حبيب سماعى را به خانه نخست وزير برد. به هنگام ورود پزشك معالج مشغول گرفتن فشارخون فروغى بود. برومند از پزشك معالج سئوال كرد و متوجه شد فشار خون نخست وزير از حد طبيعى بالاتر است. در اين هنگام حبيب سماعى مضراب را به دست گرفت و به مدت سه ربع ساعت گوشه هايى از دستگاه همايون را نواخت. وقتى كه سماعى دست از ساز كشيد، بيمار احساس بهبودى مى كرد. به پيشنهاد برومند دوباره فشار خون فروغى را گرفتند فشار خون به حالت طبيعى بازگشته بود. فروغى از اين داستان متعجب و حيران شد و زبان به تمجيد و ستايش موسيقى اصيل ايرانى گشود. نورعلى خان برومند از فرصت استفاده كرد و گفت: ولى همين موسيقى ايرانى را چند روزى است كه از برنامه هنرستان عالى موسيقى حذف كرده اند. نخست وزير پرسيد: چه كسى حذف كرده است. برومند جواب داد: رئيس هنرستان آقاى پرويز محمود. نخست وزير به فكر فرو رفت و سكوت كرد. پس از رفتن حبيب سماعى و برومند، فروغى به رئيس دفتر خود دستور مى دهد كه فردا قبل از اينكه كار ها و پرونده ها را به منزل بياوريد، ابتدا به وزارت فرهنگ رفته حكم عزل رئيس و معاون هنرستان را صادر كرده و به جاى آن حكم انتصاب آقايان وزيرى و روح الله خالقى را گرفته و به اينجا مى آييد.» حبيب سماعى نوازنده بزرگ و چيره دست سنتور در سال ۱۳۲۵ ه.ش در ۴۱ سالگى درگذشت.
با تشکر از آقای شهریار جهت تذکرشان در مورد سال تولد و فوت زنده یاد حبیب سماعی...