
قطعاتي از كنسرت هم نوا با بم در دستگاه نوا
كمانچه :كيهان كلهر
تار:حسين عليزاده
تنبك:همايون شجريان
آواز:استاد محمدرضا شجريان
منبع وبلاگ استاد كياني
توضیح: این مطلب توسط یکی از بانیان اصلی وبلاگ سنتور در اختیارم قرار داده شد و من با حفظ امانت آن را منتشر میکنم.
با توجه به مسائل مطرح شده از جانب عده ای و در راس آنها یکی از نوازندگان مطرح تنبک، در مورد نظر استاد فرامرز پایور درباره ساز تنبک و جایگاه آن در موسیقی ایرانی، عده ای از طرفداران بیشمار استاد پایور تصمیم به نگارش این نوشته گرفتند تا خدایی ناکرده تصوری غلط و نادرست، از دیدگاه استاد مسلم موسیقی ایران، جناب پایور در مورد جایگاه تنبک در جامعه رواج و دائمی نشود. به عنوان عده ای کوچک از جامعه بزرگ موسیقی ایران، از کسانی که ادعای مقام و جایگاهی در موسیقی دارند انتظار داریم تا با ارائه سند و مدرک، حرف خاصی را به اساتید برجسته موسیقی همچون استاد پایور نسبت دهند، نه این که بیان کنند که در فلان مجلس، شخصی به نقل از فلان استاد، فلان حرف را زد!!!
استاد پایور در دوران حیات زنده یاد استاد حسین تهرانی، از صمیمی ترین دوستان ایشان بودند و قطعات بسیاری را با اتفاق یکدیگر اجرا کردند که قطعات صوتی و حتی تصویری آنها موجود است. (همچون اجرای تصویری گروه اساتید با ضرب استاد تهرانی در حافظیه، کاست شهر آشوب و زرد ملیجه و ضرب اصول با ضرب استاد تهرانی و سنتور استاد پایور، کاست حاصل عمر با کمانچه استاد بهاری، ضرب استاد تهرانی و سنتور استاد پایور و موارد متعدد دیگر!) 2 فیلم، یکی با نام "صبا از زبان دیگران" و دیگری "گفتگو با اساتید" از آن زمان موجود است که استاد پایور از جمله کسانی بودند که در ساخت آنها تلاش بسیار کردند، و در هر دوی آنها با زنده یاد تهرانی در مورد تنبک نوازی صحبت شده است.
پس از مرگ زنده یاد تهرانی، به همت استاد پایور، کنسرتی با نام "به یاد استاد حسین تهرانی" ترتیب داده شد و در آن اعضای گروه فرهنگ و هنر به رهبری استاد پایور به هنرنمایی پرداختند که خوشبختانه فیلم آن کنسرت به صورت کامل موجود می باشد. در آن کنسرت قسمتی از برنامه صرفاً به تنبک نوازی توسط شاگردان استاد تهرانی اختصاص داده شده بود که در راس آنها استاد محمد اسماعیلی قرار داشتند.
حتی حدود یک سال بعد از فوت استاد تهرانی، کتابی مصوری منتشر شد که حاوی عکس هایی متعددی از استاد تهرانی و جناب پایور در کنار یکدیگر و در کنار سایر بزرگان همچون استاد صبا، استاد دهلوی و ... بود.

استاد فرامرز پایور درباره زنده یاد تهرانی می گوید:
حسین تهرانی را عموماً در موسیقی ایرانی به نام تنبک نواز می شناسند. به طور قطع او بهترین و ماهرترین تنبک نوازی است که تا امروز در موسیقی ایران ظهور کرده است. اما استادی یک هنرمند با مهارت او در نواختن آلت موسیقی اش، ثابت نمی شود.
تفاوت بین یک نوازنده ماهر و یک استاد همین است که یک نوازنده ماهر فقط در فن نوازندگی آن ساز مهارت دارد. اما استاد موسیقی، در تمام جنبه های آن ساز بخصوص، مطالعه دارد و آنچه را که در موسیقی به هر نحوی از آنجا ارتباطی با کار و رشته تحقیقی او پیدا می کند، جستجو کرده و بر آن تسلط کامل پیدا می کند.
حسین تهرانی نیز همانند ابوالحسن صبا از این نوع موسیقیدانان بود. تهرانی تمام دستگاههای موسیقی ایرانی را به خوبی می شناخت و حتی به گوشه های دورافتاده و غیراصلی نیز آشنایی کامل داشت. ثانیاً تهرانی تقریباً تمام تصانیف و کار عملها و ضربیهای قدیمی را که پیش از او معمول بود، از حفظ داشت و خود نیز با اشعاری که از قدما حفظ کرده بود، فی البداهه روی ضرب آورده، به آواز می خواند. تهرانی سعی کرده بود که کلیه گوشه های ردیف موسیقی ایرانی را که امکان ضربی شدن را دارند تنظیم کرده، خود آنها را خوانده و با ضرب می نواخت. وی چندان مهارتی در این کار پیدا کرده بود که گاهی نوازندگان از جوابگویی به آنچه که او می خواند عاجز می ماندند. مگر نوازندگانی که به تصانیف قدیمی آشنایی داشتند. تهرانی تقریباً تمام قطعاتی را که صبا ساخته بود از حفظ داشت و قطعات ضربی استاد علینقی وزیری را به خوبی به خاطر سپرده بود. (عین گفته استاد پایور)
(تمامی گفته های فوق با دلیل و مدرک بوده و هیچ یک از آنها از عالم اوهام و خیال بدست نیامده است!!!)
با توجه به علاقه خاص آن نوازنده مطرح تنبک به استاد پرویز مشکاتیان و ثبات دیدگاه ایشان نسبت به این استاد سنتور از دهه 60 تا به امروز (!!!)، بد نیست قسمتی از مقاله استاد مشکاتیان را در مورد استاد پایور که در شماره 14 مجله هنر موسیقی (آذر و دی 1378)، چاپ شده است در اینجا بیان کنیم:
"همیشه در هر موردی حرفی، سخنی، نکته ای داشته ام و به راحتی بیان می کردم ولی این بار نمی دانم از چه زاویه ای نگاهم را به کاغذ درآورم. اگر بخواهم یک بازنگری در مورد کارهای انجام شده توسط استاد بنگارم که مثنوی هشتاد من خواهد شد که تازگی نیز نخواهد داشت، به دلیل روانی کار هنری استاد و دیگر اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب. گمان نمی کنم در این وادی، کسی که حتی نه با یک ساز که با موسیقی آشنایی اندکی هم داشته باشد، قلندر و قلدری چون پایور را نشناسد ...
... می خواهم بگویم استاد در آن زمان (دوران جوانی پرویز مشکاتیان) با دل های ما خیلی کار کرد، تک تاز و یگانه بود و با پیرامونش در فاصله بسیار. اگر سنتور نوازان ایران را خانواده ای فرض کنیم که این ساز را اکنون جهانی کرده اند، پایور بی تردید پدر خانواده است.
خدای را شاهد می گیرم که با تنظیم زیبای "خواهم که بر زلفت" ، هم اشک ریخته ام و هم به آینده موسیقی ایران امیدوار مانده ام. من فکر می کنم تا زمانی که طفلی زاده می شود، خداوند هنوز به بشریت امیدوار است و همین جا می خواهم بگویم تا پایور نفس می کشد، موسیقی ایرانی طپنده است. فرامرز پایور، در زندگی هنری خود، از آن دسته از موزیسین هایی ست که به موسیقی معنا بخشیده است."
استاد اسماعیلی در مورد استاد پایور در شماره 17 مجله هنر موسیقی می گویند:
"از استاد تهرانی نوع زندگی هنری را آموختم و با استاد پایور آن را به عمل درآوردم. بهترین سرمایه های زندگی هنری ام را از این 2 استاد آموختم."
بد نیست این نکته را هم ذکر کنیم که استاد پایور با بسیاری از تنبک نوازان به اجرای برنامه پرداخته اند. از زنده یاد استاد تهرانی گرفته تا استاد اسماعیلی، آقای جمشید محبی، آقای محمد طهماسبی و ...
پس از بیان مطالب فوق امیدواریم تا آن عده قلیل دست از مبارزه بیهوده بر سر اظهار نظرهایی غیر واقع که به استاد پایور نسبت داده اند، همچون تنبک نوازی در دستگاه سه گاه، یا ساز نبودن تنبک(!!!)، دست بردارند و از استاد پایور که مدت هاست در بستر بیماری گرفتارند عذرخواهی کنند.
هر چند از آنجا که ادبیات و لحن آن نوازنده تنبک با همه مردم ایران متفاوت است، انتظاری جز مبارزه کورکورانه و ادامه این راه تا رسیدن به ناکجا آباد نیست.
مطمئن باشید تک تک دوستداران فرامرز پایور، حاضرند از اعتقادات استادشان حمایت نمایند و گزافه گوییهای عده ای پر مدعا، نتیجه ای جز اثبات کوچکی شان و بزرگی استاد پایور نخواهد داشت. خداوند به همه ما توفیق درک حقایق را بدهد ...
به امید سلامتی استاد پایور
از طرف عده ای از دوستداران استاد پایور
مطالب ماهنامه هنر موسیقی درباره استاد پایور:
هنر موسیقی، شماره 17، سال سوم، فروردین و اردیبهشت 1379
هنر موسیقی، شماره 18، سال سوم، خرداد و تیر 1379
هنر موسیقی، شماره 42، سال پنجم، اسفند 1381
هنر موسیقی، شماره 19، سال سوم، مرداد 1379
هنر موسیقی، شماره 34، سال چهارم، ویژه نوروز 1381
هنر موسیقی، شماره 29، سال سوم، خرداد و تیر 1380
هنر موسیقی، شماره 15، سال دوم، بهمن 1378
هنر موسیقی، شماره 16، سال دوم، اسفند 1378
هنر موسیقی، شماره 14، سال دوم، آذر و دی 1378
هنر موسیقی، مرداد 1385، ویژه نامه مصور استاد فرامرز پایور
قطعه تصویری از استاد کیانی در دستگاه شود و آواز ابو عطا
برای دانلود دیگر قطعات بر روی لینک زیر کلیک کنید
براي دانلود اين قطعه كه در دستگاه شور است بر روي لينك زير كليك كنيد.
دانلود قطعه ها
2.اجراي ضربي دوم در دستگاه شور
منبع: وبلاگ استاد کیانی
لینک دانلود: چهارمضراب شور
حجم: ۳.۷۲ مگابایت
مدت: ۵ دقیقه و ۱۳ ثانیه
این قطعه در گذشته در وبلاگ سیاه مشق قرار گرفته است.
فوق العاده
نوید به دوستداران استاد کیانی
وبلاگ استاد کیانی تاسیس شد. برای مشاهده وبلاگ بر روی لینک زیر کلیک کنید.
آنچه مسلم است شیوه ی سنتور نوازی بعد از در گذشت استاد حبیب سماعی در سال 1325 شمسی به کلی تغییر کرد که شاید دلیل عمده اش به جا نماندن شاگردی از استاد باشد که سالها بطور مستقیم آموزش کافی و لازم نزد او دیده باشد.زیرا سماعی آخرین بازمانده ی اساتید گذشته در سنتور بود و تقریبا کلیدرمز و راز نوازندگی این ساز را با خود برد.ادامه ی حیات این ساز تنها با سعی و کوشش و عشق و علاقه ی بی حد و حصر استاد توانمند موسیقی ایران ((ابوالحسن صبا)) به موسیقی و سازهای ایرانی صورت گرفت.زیرا که صبا با استعداد خارق العاده و خدادادی خود آنچه را که در اجراهای گوناگون سماعی در مجالس و محافل به عنوان همکار وی (نه شاگردش که عده ای به غلت چنین می پندارند) با چشم دیده و با گوش حساس خود شنیده بود مصمم شد که از فراموشی و متروک شدن آن جلو گیری کند و در واقع یکی دیگر از ساز های ملی ایران را که با نوازندگی حبیب رونقی پیدا کرده بود از اضمحلال نجات دهد و چون قبلا نیز اطلاعاتی در این زمینه از کلاس درس ((آقا علی اکبر شاهی)) نوازنده ی سنتور به دست آورده بود با معلومات وسیع و احاطه ی علمی و عملی که به کل موسیقی ایرانی داشت توانست بسیاری از ملودی ها و مضرابهای مختلف سماعی را که به حافظه ی قوی خود سپرده بود تا حد امکان به خط نت درآورده و در چند ردیف به چاپ برساند و با معیارهای فکری خود در زمینه ی سنتور شاگرد برجسته ای همچون استاد فرامرز پایور را تربیت کند.از مطلب دور نمانیم،سؤال این است که چرا بعد از حبیب سماعی نوازندگان سنتور نخواسته یا نتوانسته اند از مضراب بدون نمد استفاده نمایند؟ آیا علت عدم اطلاع آنان از چگونگی فرود و برگشت مضراب های حبیب برسنتور بوده که از دو حال خارج نیست یا موضوع فطری و ذاتی و به قول معروف در خون بوده که شنوندگان سازش مانند:روح الله خالقی،مهدی ناظمی،عبدالرسولی،قباد ظفر و نور علی خان برومند اتفاق نظر داشتند که مضراب ها در عین صلابت به سیمها اصابت می کرد و نه تنها صداهای اضافی و مزاحم به گوش نمی رسید بلکه از لطافت،ظرافت و شفافیت کامل بر خوردار بود و یا آنکه واقعا طرز زدن صحیح مضراب را می دانسته که چون شاگردی از مکتب او با تمام دانسته های حبیب بجا نمانده این مساله نیز در پرده ی ابهام باقی مانده و در هر حال هنرمند بزرگی چون صبا با شاگرد برجسته اش فرامرز پایور به این نتیجه رسیده اند که از مضراب نمد دار استفاده شود.ناگفته نگزاریم که قبل ازحبیب استادان به نام سنتور مانند سرورالملک و سماع حضور(پدر حبیب)هر از گاهی جهت آرامش خاطر شنونده حوله ی نازکی روی سیم ها می انداخته اند که در واقع کار همان مضراب نمددار را انجام می داده وباید گفت که چون حجم صدای سنتور زیاد است و کنترل آن به راحتی میسر نیست به نظر می رسد که فعلا تنها راه منطقی و عملی استفاده از مضراب نمددار باشد.
صحبت از استاد صبا شد و باید اضافه کنم که آنچه را استاد درباره ی سنتور از گذشته و در زمان حیات حبیب کسب نموده بود با حسن نیت وبلند نظری و بدون هیچگونه چشم داشت مادی ومعنوی از مسولان هنری وقت یا دیگران با چاپ کتب مربوطه برای این ساز وساز های دیگر و بالاخره تربیت شاگردان ممتاز در رشته های سنتور،مبادرت به حفظ و اشاعه ی واقعی موسیقی ایرانی نمود که می توان گفت قسمت اعظم دوام و بقا و پیشرفت موسیقی ایرانی مدیون و مرهون زحمات وکوشش های بی دریغ اوست.کما اینکه با تربیت استاد پایور باب جدید در سبک و روش سنتور نوازی با ایده های مورد نظر صبا که به نظر می رسد هدف هماهنگی و تطبیق موسیقی ملی با مقتضیات زمان بود گشوده شد که می توان آن را ((مکتب نوین سنتور)) نامید زیرا طرز تعلیم سنتور در هنرستان های موسیقی از ابتدا بر اساس موازین علمی و به اصطلاح ((آکادمیک)) بنا نهاده شد و این سازتوانست روی پایه و اصول علمی طی پنجاه سال اخیر وارد ارکسترهای مختلف،متشکل از سازهای چه ایرانی و چه غربی (بین المللی) گردیده و جایگاه ویژه ای از لحاظ همنوازی یا تکنوازی پیدا کند.بطوری که حتی اغلب سرپرستها و رهبران گروههای موسیقی ایرانی از نوازندگان سنتور بوده و بالاخره تعداد علاقه مندان و مشتاقان به این ساز بدون اغراق از دیگر سازهای ایرانی پیشی گرفت که باید گفت سرچشمه و موجد این همه تغییر و تحول استاد صبا و در عصر حاضر استاد فرامرز پایور است که با چاپ کتاب ((دستور سنتور)) در چهل سال قبل و پس از آن کتب متعدد دیگر راجع به این ساز و اجراهای بسیار که هر یک سند معتبر و گویایی از اعتبار آن در بین سازهای دیگر ایرانی است فراهم آورد و بالاخره آموزش هنرجویان توسط استاد که به یقین مادامی که موسیقی ایرانی باقی و پابرجاست هیچگاه ساز سنتور تلالو و درخشندگی خود را از دست نخواهد داد.

ماحصل کلام آنکه بنده بعد از شش سال تحصیل در کلاس استاد و فراگیری آنچه در آن دوره مربوط به سنتور می شد به گفته و نظر ایشان به ظاهر از کلاس مرخص و وارد مرحله اجرایی و ارایه ی آن به دوستداران موسیقی و به خصوص علاقه مندان سنتور شدم.به یاد دارم که ابتدا در یکی از ارکسترهای بزرگ هنرهای زیبا که به رهبری استاد ارجمند ((مصطفی پورتراب)) اداره می شد به کار پرداختم که از سنتور کرماتیک هم برای اجرای بعضی قطعات استفاده می نمودند و در آن هنگام برنامه هایی به وسیله ی آن ارکستر به طور زنده از تلویزیون پخش می شد و بعد از مدتی نیز جهت نوازندگی در ارکستر های رادیو در زمان اعلام شده شرکت نموده و پذیرفته شدم.کاملا به خاطر دارم که شادروان خالقی در جلسه حضور داشت و با دیدن سنتور من که ساخت استاد فقید (مهدی ناظمی) بود به دیگر اعضای شورای موسیقی گفت:شکل و اندازه و ابعاد سنتور روی حساب است حال باید دید و شنید که نوازنده اش آنچه مورد نظر ماست از نظر علمی و عملی می تواند پاسخگو باشد یا خیر-سپس نت چند قطعه از آهنگهای مختلف را در اختیارم گذاشتند که چون سابقه ی کار ارکستری داشتم به راحتی اجرا نمودم. منظور از ذکر این مطلب یادآوری وضع و تعداد نوازندگان سنتور در آن زمان است که تقریبا به جز استاد پایور و یکی دو تن دیگر، کسی طبق اصول و روی موازین علمی نمی نواخت کما اینکه چند هفته بعد از آن آزمون استاد خالقی در برنامه ی ((مرز های دانش)) رادیو اشاره ای به ساز سنتور نموده و گفتند:با آنکه این ساز علاقه مندان فراوانی دارد ولی متاسفانه اکثر هنرجویان،آن را غیر اصولی و به اصطلاح دیمی می نوازند و در ساخت آن نیز اصول صحیح رعایت نمی شود.کما اینکه اخیرا برای تکمیل ساز های مورد نیاز ارکسترهای رادیو احتیاج به یک نوازنده ی سنتور بود که مدتی طول کشید تا توانستیم نوازنده ای واجد شرایط از جهت علمی و عملی پیدا کنیم.باری فعالیت هنری اینجانب با شرکت در برنامه های گوناگون هنری مراکزی مانند:رادیو،تلویزیون،مرکز حفظ و اشاعه موسیقی،مرکز موسیقی وزارت ارشاد و تدریس در هنرستان دانشگاه هنر و کلاس های آزاد ادامه یافت که تماماً نتیجه زحمات و راهنمایی های استاد ارجمند جناب
جناب آقای فرامرز پایور بود.البته لازم به یادآوری است که در طول سال های آشنایی با سنتور از محضر بزرگانی چون مهدی ناظمی سازنده ی بی نظیر سنتور،یوسف فروتن، نورعلی خان برومندو حاج آقا محمد ایرانی مجرد (که خود مکتب اساتیدی مانند:آقا حسینقلی،میرزاعبدالله،سماع حضور،درویش خان و حبیب سماعی را دیده بود) نیز استفاده ها نمودم که یاد همگی گرامی وروحشان شادباد.
در اینجا با تاسف مطلبی به خاطرم آمد که عرض می کنم و آن اینکه:از طرفی،هنر موسیقی یکی از رشته های مشکل علمی و هنری است و تا یک موسیقیدان خوب و بر جسته تربیت شود سالها باید خون دل خورد و رحمت و انتظار کشید و از طرف دیگر سیاست کلی حکومت کشور هم مبارزه با تهاجم فرهنگی است.اینجا این سوال مطرح میشودکه چرا سیمای جمهوری اسلامیایران که یکی از ارکان مهم نشر و اشاعه ی فرهنگ وهنر این سرزمین است هنوز هم از پخش کامل برنامه ی موسیقی و نشان دادن تصویر نوازندگان و سازشان (لااقل نوازندگان طراز اول نظیر استاد پایور) که هم یادی از آنان و هم کمک بزرگی به حفظ و توسعه ی این هنر اصیل می تواند باشد خودداری می ورزد و با این عمل ارزش و اهمیت کار آنان نادیده گرفته میشود.امید است مسولان تجدید نظری در این باره و سایر مسایل مربوط به موسیقیدانان این مرز وبوم به عمل آورند.زیرا دل سردی آنان عدم رشد و اشاعه ی موسیقی اصیل ما را در پی خواهد داشت که ایشان خود شاخه ای پر بار از درخت علم و فرهنگ کشورند.
منبع:مجله هنرموسیقی شماره۲۹ـ مرداد۸۰
حقیقتش یادم نسیت از کدام سایت دانلود کردم اما اگر کسی میداند بگوید. ضمن تشکر از سایتی که نامش را به خاطر نمیآورم
توضیح: با تشکر از دوست گرامی آقای تشکری که لطف کردند و در نظرات اطلاع دادند من این قطعه از از بلاگ خلوت گزیده برداشتم که نشانی آن http://santoorzan.blogfa.com/post-26.aspx است. و عرض پوزش از ایشان که زودتر منبع را معرفی نکردم که علت آن تعدد زیاد قطعات دانلود شده بود که مرجع و منبع آن از یادم رفته بود.
چهار مضرابی دیگر از استاد فرامرز پایور ولی این بار در دستگاه همایون
چهار مضراب بیداد
منابع:کتاب ۳۰ قطعه چهار مضراب استاد پایور
عماد توانا
اگر با دقت به اجراهای بصری استاد پایور نگاه کنید میبینید که ایشان از دو شیوه برای مضراب نوازی استفاده میکنند: در حالت اول مطابق همان چیزی که در دستور سنتور آموزش داده شده است از مچ و ساعد به صورت کاملا هماهنگ باید استفاده شود و البته در ریزها عمدتا از مچ اما در شیوه دیگری که آموزش داده نشده در ریزها از حرکات انگشت به مرکزیت انگشت نشانه دست استفاده میشود که باعث اجرای ریزها به شکل بسیار پر البته برای کسانی که تمرین روی این شیوه خاص کرده باشند را سبب می شود. آنطور که در اجراهای بصری بقیه اساتید دیده میشود (شفیعیان، مشکاتیان، پشنگ و اردوان کامکار و ...) این شیوه به چشم نمیخورد در حالی که کمترو بیشتر از متدهای مضراب نوازی پایور استفاده میکنند. در اجرای استاد کیانی هم اصلا خبری از استفاده از انگشتان نیست اما شخصا در نواختن استاد تهرانی در حفظ و اشاعه این مورد را چندبار دیدم و حقیقتا تا به حال جرأت پرسیدن آن را از هیچ استادی نداشتم. حال اگر شما دراین باره چیزی میدانید با هم به اشتراک و تبادل بگذاریم تا بیشتر بدانیم. میتوانید برای نمونه به اجرای چهارمضراب سهگاه پایور با مرحوم تهرانی و یا ضربی عشاق و خود آواز عشاق که در پستهای همین وبلاگ و سایت سیاه مشق وجود دارند توجه کنید.
استاد عبدالمجید کیانی در سال ۱۳۲۰در تهران متولد شد.
ابتدا ردیف سنتور ابوالحسن صبا را مدت چهار سال نزد استاد منوچهر صادقی و محمدحیدری در هنرستان آزاد موسیقی ملی آموخت.سپس قسمتی از ردیف میرزا عبد الله را نزد داریوش صفوت و نور علی برومند در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران فرا گرفت و برای دست یافتن به شیوه سنتور نوازی حبیب سماعی و ادامه ردیف میرزا عبدالله مدت چهار سال دیگر نزد نور علی برومند به فراگیری ادامه داد.همچنین به مدت دو سال نزد عبدالله دوامی به ردیف آوازی آشنا می شود و برای شناخت موسیقی شرق مدت سه سال در دانشگاه سوربن پاریس در رشته موزیک نزد تران وانکه تحصیل نمود.
اجرای هفت دستگاه موسیقی ایران، ردیف میرزا عبدالله بر اساس روایت نور علی برومند صورت گرفته است .برومند ردیف را از اسماعیل قهرمانی از شاگردان میرزا عبدالله آموخت،نور علی برومند مدت دوازده سال ،از مکتب حبیب سماعی شیوه سنتور نوازی را فراگرفت و این بدان پایه بود که میتوانست ردیف میرزا عبدالله را به گونه ای درست و گیرا با سنتور اجرا کند،مضرابها شمرده و دقیق و آهنگها روشن و با معیار ها ی اندازه های موسیقی در واقع روایت آقا علی اکبر فراهانی است که آقا غلامحسین شاگرد برجسته ی او آن را فرا گرفته ،سپس گرانبهای خود را به عمو زاده هایش ،میرزا عبدالله و آقا حسینقلی آموخته است.
سرگذشت رديف ميرزا عبدالله از زبان
استاد كياني دانلود كنيد ...
اجراي قسمت اول و دوم درآمد شور توسط
استاد مجيد كياني دانلود كنيد ...
بنده در سال ۱۳۳۵ شمسی با معرفی استاد علی تجویدی که با پدرم آشنایی داشت به خدمت استاد بزرگ موسیقی ایران "ابوالحسن صبا" رسیدم که متاسفانه به علت کسالت، مسأله تدریس برایشان مشکل بود. اما از من پرسیدند که قبلاً به چه ترتیب تعلیم دیده ای؟ و چون جواب دادم که نزد یکی از مدرسین مطالبی آموخته ام (لازم به توضیح است که طبق نظر مدرس قبلی ام خرک اول سنتور، نت "دو" محسوب می شد و من مطالبی را با آن پایه و اصل فرا گرفته بودم؛ در حالی که نت نگاری ردیف های استاد صبا بر مبنای نت "می" برای خرک اول تنظیم شده است.) بخاطر دارم که استاد پس از شنیدن جوابم فرمود: حالا با این روش غلط که پیش رفته اید چگونه باید کار شما را اصلاح کرد؟ اما بلافاصله خود، راه چاره را نشان داد و به کلاس استاد پایور که طبق نظر ایشان از بهترین شاگردانش بود راهنمائیم کردند که محل آن "هنرستان آزاد موسیقی ملی" واقع در خیابان سزاوار نزدیک دانشگاه تهران بود.
کلاسی برخلاف کلاس های دیگر، که لااقل اینجانب تا آن هنگام ندیده و یا وصفش را نشنیده بودم زیرا نحوه تدریس، برپایه و اساس علمی و تکنیک مورد نظر ایشان بود و آنچه را که در جلسه ای درس می دادند دقیقاً مدنظر قرار داده و در جلسه بعد بدون هیچگونه کم و کاستی از هنرجو، خواهان اجرا می شدند و یکی از خصوصیات بارز استاد این بود که به هیچ وجه اغماض و گذشتی در کارشان نبود و هنرجویان تا درسی را شسته و رفته جواب نمی دادند نه تنها از درس جدید خبری نبود که هیچ
(!) بلکه گاهی مورد عتاب و خطاب نیز قرار می گرفتند.نکته ای به نظرم آمد و آن این که، بسیاری از علاقمندان، به محضر اساتید سازهای مختلف اعم از سنتور یا سازهای دیگر راه پیدا می کنند ولی بعضی حتی با داشتن استعداد، سعی و کوشش لازم را در تمرین ها انجام نمی دهند و از این جهت موجبات عدم موفقیت خود و نارضایتی استادشان را فراهم می آورند. یکی از خاطرات شیرین زندگی من که به خاطرم مانده این مطلب است که از همان اوان حضور در کلاس، نهایت جدیت را در فراگیری و اجرای دروس به خرج می دادم که اگر حمل بر خودستایی نشود در مدت زمان کوتاهی از دیگر شاگردان پیشی گرفته و مورد عنایت و لطف استاد قرار گرفتم و بخاطر دارم که در یکی از جلسات درسی، شادروان "حسین صبا" از اساتید سنتور هنرستان موسیقی ملی حضور داشتند.
استاد پایور رو به ایشان نموده و گفتند، شفیعیان از شاگردان خوب کلاس من است، به اجرای او توجه کنید که پس از اجرا مورد تشویق آن شادروان قرار گرفتم. در این جا خاطره خوب و فراموش نشدنی دیگری را هم ذکر کنم و آن اینکه، در یکی از جلسات درس به من فرمودند: "نور علی خان برومند" از اساتید مسلم ردیف موسیقی ایرانی به خاطر علاقه اش به آموزش و حفظ آن مایل است که با هنرجویان مستعد آشنا شده و احیاناً مورد راهنمایی شان قرار دهد. با توجه به این که آقای حسین ملک (استاد سنتور) چند تن از شاگردان خود را معرفی نموده، من نیز طبق صحبت قبلی با ایشان می خواهم شما را معرفی کنم تا از نزدیک به وضع شاگردان من نیز آشنا شوند.
من هم به مصداق
"از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن"، بی درنگ پذیرفته و عصر یکی از روزهای هفته همراه با استاد پایور به منزل شادروان برومند که در خیابان "امیریه" بود رفتیم. خانه ای بود پر از گل و گیاهو سبزه و با صفا، با سابقه ای طولانی در پذیرائی اساتید برجسته موسیقی و بنده هم به عنوان هنرجویی که تازه پا به عرصه هنر گذاشته بود. اما با خیال پیوستن به این جمع در آینده، با عبور از صحن حیاط به اتفاق استاد وارد اتاقی شدیم که با سازهای مختلف مانند: سنتور، تار، کمانچه، نی، تنبک و ... آراسته شده بود و بعدها فهمیدم هر کدام از آن سازها کار دست اساتید سازنده بزرگی چون: مارکار، یحیی و ... است که در قفسه ای شیشه ای به طرز دلپذری نگهداری می شد و کاملاً پیدا بود که این یک اطاق معمولی نبوده و بلکه باید اطاق مخصوص موسیقی باشد، که با توضیحات شادروان نور علی خان حدسم به اثبات رسید.ضمن اینکه فکرم متوجه داستانی بود که حتماً خوانندگان هم شنیده یا خوانده اند و آن یکی از اطاق های کاخ عالی قاپو است که در زمان شاه عباس صفوی توسط مهندسین و معماران برجسته آن زمان طوری ساخته شده بود که صدای ساز یا آواز رامشگران دارای پژواک شود. و من با دیدن اتاق مذکور و تصور اینکه چه اساتید منحصر به فرد و طراز اولی در آن مکان نواخته یا خوانده اند، پیش خود گفتم که: ای کاش این مکان دارای همچنان سیستمی بود تا اهل ذوق و هنر که بدانجا وارد می شدند با شنیدن نغمات دلکش روح پرور اساتید گذشته، حظ و لذت وافی روحی می بردند.
به هر تقدیر پس از معرفی و سلام و احوال پرسی و تعارفات معمول، صحبت از ساز و نوازندگی به میان آمد و جناب برومند فرمودند: تا حالا هر چه گفته شد تئوری قضیه بود حال موقع عمل است و "بیار آنچه داری ز مردی و زور". به خاطر دارم سنتوری خوش صدا در اختیارم گذاشتند که اگر اشتباه نکنم ساخته "مارکار" از سازندگان خوب آلات موسیقی بود که ابتدا استاد پایور دستی بر سر و روی ساز کشیده و کوک آن را تنظیم کردند و من قطعاتی را در مایه "افشاری" آماده نموده بودم، نواختم. در پایان از اجرای من تعریف نموده و به جناب پایور گفتند: با توجه به مدت زمانی که تعلیم دیده، خوب پیشرفت کرده است.
توصیه هایی هم نمودند از جمله این که ادای مطالب و ملودی ها چه در آواز و چه در ضربی ها بایستی پیوستگی و انسجام داشته باشد، مانند سخن گفتن که گوینده باید فن سخنوری را بداند و رعایت کند. دیگر این که استاد معتقد بودند که سنتور باید با مضراب بدون نمد نواخته شود و اشاره می کردند که "حبیب سماعی" هیچ گاه با مضراب نمددار نمی نواخت و با آنکه در هر اجرایش بیش از نیم ساعت ساز می زد، شنونده نه تنها از شنیدن خسته نمی شد بلکه باز هم میل شنیدن داشت. البته موضوع مضراب دارای نمد یا بدون آن، هنوز هم مورد بحث موافقان و مخالفان است و بد نیست بنده هم نظر خود را در این باره ذکر کنم که بی ارتباط با استاد پایور هم نیست.
ادامه دارد...
منبع: مجله هنر موسیقی شماره ۲۸، تیر ۸۰