كنسرت كيهان كلهر و سيامك آقايي در آمريكا
كيهان كلهر و سيامك آقايي در چهارچوب سلسله كنسرتهاي جاده ابريشم در آمريكا به بداهه نوازي خواهند پرداخت.
به نقل از L.A.Weekly در اين اجرا كه در تاريخ 26 ژانويه 2007 در Dartmouth college برگزار ميگردد، كيهان كلهر نوازنده بزرگ موسيقي كلاسيك ايراني با ساز كمانچه در كنار نوازنده جوان، برجسته و ارزشمند ساز سنتور: سيامك آقايي به اجراي كنسرت خواهند پرداخت.
كيهان كلهر، سيامك آقايي و سيامك جهانگيري سه موسيقيدان ارزشمند ايراني، اعضاي ثابت انسامبل جاده ابريشم (به سرپرستي YOYO Ma ) هستند كه هرساله كنسرتهاي متعددي را در سرتاسر دنيا جهت شناساندن موسيقي ايراني به ساير ملل، برگزار ميكنند.


منابع خبر:
http://hop.dartmouth.edu/2006-07/070126-persianimprovisation.html
http://www.newhampshire.com/calendar/details.aspx?eventID=2521&eventDate=1/26/2007
http://www.hno.harvard.edu/gazette/2005/10.06/27-silkroad.html
مصاحبه تصويري Silk Road با سيامك آقايي:
http://www.silkroadchicago.org/siamak_aghaei.html
مصاحبه تصويري Silk Road با كيهان كلهر:
http://www.silkroadchicago.org/kayhan_kalhor.html
اطلاعات بيشتر:
http://www.silkroadproject.org/music/artists.html
نمونه صوتي (۱) : بداههنوازي سنتور در آواز دشتي (اجراي آمريكا سال ۲۰۰۰ )
بسم الله الرحمن الرحیم
خورشـیــــــــــــــــــد ..... درپس پرده
احمدقلی احمدی اصیلترین وبزرگترین بخشی شمال خراسان در گمنامی و ... فوت نمودند ...

مرحوم احمدی پس از حدود حداقل 60 سال بخشی گری در سن 81 سالگی در برگشت عاجلانه از تهران درپس شرکت در جشنواره نعت خورشید و لحظاتی پس از پیاده شدن از اتوبوس بطور نا مشخصی فوت نمودند.(حدود ساعت 24- 30/09/1385)
ایشان همانند اکثر نوازندگان و بخشیان معاصر قوچان همچون مرحوم حاج حسین یگانه - حاج قربان سلیمانی - مرحوم ستارزاده و... شاگرد و جانشین و نسخه برابر اصل (: بگفته اساتید طراز اول و معاصر دوتار قوچان) دایی خود : مرحوم خانمحمد قیطاقی (1249؟-1343ش) بودند.
در جشنواره مذکور بنا به دلایل مختلفی ایشان مورد تقدیر و تمجید و تکریم واقع نشده وحتی مورد بی احترامی نیز از طرف دبیر جشنواره: اســـــــــتاد هوشنگ جاوید واقع شدند چه که جاوید در معرفی ایشان گفتند:...احمدی دچار پیر مغزی است ... دو پرده و شایدبیشتر بالاتر از کوک خود میخواند ... کوک نمیتواند بکند ... و ...
امــــــــــــــــا ماچیز دیگری شنیدیم و دیدیم که در آرشیو سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران هم موجود است:
کوک ساز و صدای ایشان هردوحدود سی بمل بود (10 سنت کمتر)..... ( ایشان حداقل40 سال بود که در حدود همین کوک می نواختندد و میخواندند)
خلاصه اینکه نادانی وعدم شایستگی علمی دست اندرکاران این جشنواره خصوصاً استــــــــــــــــــاد جاوید در شناخت و حفظ کرامت مرجع و راوی اصیلی همچون احمدی بدانجا ختم شد که اشخاصی در حد وحدود شاگردان شاگردان وی مورد تقدیر و تکریم قرار گرفتند و دبیر جشنواره حتی به خودش هم لوح و جوایز اعطا کرد ... و ... استاد احمدی همانگونه که با هزینه شخصی آمده بودند صبح زود با دلی شکسته از جفای دست اندرکاران نالایق و بی سوادیکه لباس این قبیل جشنواره ها بر تنشان نا متناسب است .......تهران را عاجلانه ترک کردند امـــــــــا زهی افسوس که .....
مسئولیت حفظ کرامت و ارزشهای جشنواره های موسیقی و مدعوین آن با کیست ؟!
وآسیبها وآفتهای جبران ناپذیر بر این حوزه را چه کسی پاسخگوست؟!
و چه كسي ميتواند تضمين دهد كه درآينده چنين فجايعي رخ ندهد؟!
یادش گرامی و جاوید- روحش قرین رحمت و شاد
سعید طهرانی زاده
۱۳۸۵/۱۰/۰۸
*وبلاگ سنتور هیچ گونه مسئولیتی در مورد مطالب نوشته شده در بالا نداشته و نوشته فوق را تایید یا رد نمی کند. متن فوق عیناْ و بدون هیچ گونه تغییری توسط یکی از خوانندگان محترم وبلاگ، در اختیار ما قرار گرفته تا در دسترس عموم قرار گیرد.
راز دل
گروه پایور
سنتور : فرامرز پایور
کمانچه : رحمت الله بدیعی
تار : هوشنگ ظریف
تنبک : محمد اسماعیلی
سال اجرا : 1358 / سال انتشار : 1359
نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد زنبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید
(درآمد دشتی)
نشان داغ دل ماست لاله یی که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
(2.الف.درآمد دشتی، 2.ب.بیات راجع، 8.ابوعطا برگشت به دشتی)
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
زبس که خون دل از چشم انتظار چکید
(دشتی فرود به شور به وسیله سارنگی)
به یاد زلف نگون سار شاهدان چمن
ببین در آینه جویبار گریه بید
(3.بیات راجع، حزین و عراق، 5.عشاق)
به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست
زچشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید؟
(عشاق، قرچه)
چه جای من که در این روزگار بی فریاد
زدست جور تو ناهید بر فلک نالید
(قرچه، رضوی)
گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز
که هست در پی شام سیاه صبح سپید
(فرود به شور به وسیله سارنگی)
( همشنگ ابتهاج ( ه ا.سایه ) سیاه مشق، فروردین 1353 )
بهارا! بنگر این خاک بلاخیز
که شد هر خاربن چون دشنه خونریز
(دیلمان)
بهارا! بنگر این صحرای غمناک
که هر سو کشته یی افتاده بر خاک
(دیلمان)
بهارا! بنگر این کوه و در و دشت
که از خون جوانان لاله گون گشت
(دیلمان)
بهارا! دامن افشان کن زگلبن
مزار کشتگان را غرق گل کن
(دیلمان)
میان خون و آتش ره گشاییم
از این موج و از این طوفان بر آییم
(دیلمان)
دگر بارت چو بینم شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
(دیلمان فرود به شور)
( همشنگ ابتهاج ( ه ا.سایه ) سیاه مشق، فروردین 1323 )
تصنیف ها: از عارف قزوینی
پیش درآمد و رنگ: استاد فرامرز پایور
اشعار آواز : از سایه
اشعار تصنیف ها:
گریه را به مستی
گریه را به مستی بهانه کردم
شکوه ها زدست زمانه کردم
آستین چو از دیده بر گرفتم
سیل خون بدامان روانه کردم
ناله دروغی اثر ندارد
شام ما چو از پی سحر ندارد
مرده بهتر زانکو هنر ندارد
گریه تا سحرگه من عاشقانه کردم
دلا خاموشی چرا
چو خم بخوشی چرا
برون شد از پرده راز
تو پرده پوشی چرا
راز دل همان به نهفته ماند
گفتنش چو نتوان نگفته ماند
فتنه به که یک چند خفته ماند
گنج بر در دل خزانه کردم
باغبان چه گویم بما چه ها کرد
کینه های دیرینه بر ملا کرد
دست ما زدامان گل جدا کرد
تا به شاخ گل یکدم آشیانه کردم
دلا خاموشی چرا
چو خم بخوشی چرا
برون شد از پرده راز
تو پرده پوشی چرا
از خون جوانان
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطه ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سر قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاکم وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
واندر جلو تیر عدو سینه سپر کن
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آئین داری ای چرخ
و این نوزدهمین آلبوم، کنسرت دشتی، از مجموعه آثار استاد محمد رضا شجریان که به همراه گروه استاد فرامرز پایور در سال های بعد از انقلاب اجرا شده است. تصنیف از خون جوانان که با شعر زنده یاد عارف قزوینی در این کاست اجرا شده به خوبی حال و هوای سال های 58 را در بر دارد.
بد نیست در این جا به صحبت یکی از دوستانم اشاره ای داشته باشم. وی که از علاقمندان موسیقی سنتی و به خصوص جناب شجریان هستند، یک سال پیش در صحبتی که با هم داشتیم اشاره می کردند که وقتی آلبوم راز دل را می شنوم نا خود آگاه اشکم جاری می شود و افسوس می خورم که فرامرز پایور که این اثر جاودانه و ناب را خلق کرده، هم اکنون سال هاست که در بستر بیماریست و سال هاست که در رنج و عذاب است...
از استاد پایور پرسیدند که شما چگونه توانستید این همه کتاب و این همه آلبوم و این همه اجرای زنده روی صحنه داشته باشید؟ ایشان پاسخ دادند: همان گونه که مولانا توانست دیوان شمس و مثنوی معنوی را بسراید...
از همه دوستان و علاقمندان عزیز تقاضا دارم برای سلامتی استاد فرامرز پایور، کسی که با حضورش ساز سنتور را دوباره احیا نمود و حرکاتی در موسیقی ما انجام داد که شاید سال های سال کسی نتواند مانند آن ها را انجام دهد، دعا کنید.
زندگي نامه استاد بنان:
ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدي در تهران خيابان زرگنده ( قلهك ) ؛ در خانواده يي متعين و صاحب جاه ، به دنيا آمد . پدرش كريم خان بنان الدوله نوري و مادرش دختر شاهزاده محمد تقي ميرزا ركني ( ركن الدوله ) برادر ناصر الدينشاه يا پسر محمد شاه قاجار بود . از شش سالگي بنا به درخواست و توصيه استاد ني داود به خوانندگي و نوازندگي ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايي هاي مادرش كه پيانو را بسيار خوب مي نواخت بهره ها گرفت ، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد ، مرحوم ميرزا طاهر ضياء ذاكرين رثايي و سومين استادش مرحوم ناصر سيف بوده اند.
بنان در سال 1321 خوانندگي در راديو را آغاز كرد ، در آن زمان ، شادروان روح اله خالقي مسئوليت موسيقي راد يو را بر عهده داشت ، روزي كه بنان با عبدالعلي وزيري جهت امتحان به راديو مي رود در دفتر روح اله خالقي ، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده ، از بنان مي خواهند كه براي ايشان قطعه يي بخواند و او (( در آمد سه گاه )) را آغاز مي كند و صبا هم با ويولون او را همراهي مي كند. هنوز (( در آمد )) تمام نشده بود كه خالقي به صبا مي گويد : (( شما نواختن ويولون را قطع كنيد )) و به بنان اشاره مي كند (( گوشه حصار )) را بخواند و بنان بدون اندك مكثي ، با چنان مهارت و استادي (( در آمد حصار )) را مي خواند و به (( سه گاه )) فرود مي آيد كه روح اله خالقي بي اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و مي بوسد و آينده وي را در هنر آواز درخشان پيش بيني مي كند.
(( صداي بنان ، بسيار لطيف و شيرين ، زيبا و خوش آهنگ است ، كوتاه مي خواند ولي در همين كوتاهي ، ذوق و هنر بسيار نهفته است ، غلت ها و تحريرهاي او چون رشته مرواريد غلطاني ، به هم پيوسته و مانند آب روان است . من از صداي او مسحور مي شوم ، لذتي بي پايان مي برم كه فوق آن متصور نيست ، تصور نمي كنم خواننده يي به ذوق و لطف و استعداد بنان در قديم داشته باشيم ، و به اين زودي ها هم پيدا كنيم ... بنان در موسيقي ما از گوهر گرانبها هم گرانبها تر است .))
از سال 1321 صداي غلام حسين بنان ، همراه با همكاري عده يي از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديري نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراواني در سراسر كشور پيدا كرد . خالقي او را در اركستر انجمن موسيقي شركت داد و با اركستر شماره يك نيز همكاري را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد (( گلهاي جاويدان )) بنا به دعوت استاد ارجمند داود پيرنيا همكاري داشت . بنان در طول فعاليت هنري خود ، حدود 450 آهنگ را اجرا كرد و آنچه كه امتياز مسلم صداي او را پديد مي آورد ، زير و بم ها و تحريرات صداي او است كه مخصوص به خودش مي باشد بنان نه تنها در آواز قديمي و كلاسيك ايران استاد بود ، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت . تصنيف زيبا و روح پرور (( الهه ناز )) او بهترين معرف اين ادعا مي باشد .
غلامحسين بنان به سال 1315 خورشيدي به سمت بايگان در اداره كل كشاورزي استخدام شد و بعد از چندي به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت . پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب گرديد . در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم فرخ كه وزير خواربار بود ، به سمت منشي مخصوص وزير به كار پرداخت . بهد از تغيير كابينه ، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندي كفالت اداره دفتر و كارگزيني و مدتي هم مسئوليت تحويل كوپن نان تهران را برعهده داشت . در سال 1332 به پيشنهاد شادروان خالقي به اداره كل هنرهاي زيباي كشور منتقل شد و به استاد آواز هنرستان موسيقي ملي به كار مشغول گرديد و در سال 1334 رئيس شوراي موسيقي راديو شد .غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه هاي گلهاي جاويدان و گلهاي رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه ره آورد اين همكاري ها از اين قرار مي باشد :
گلهاي جاويدان بدون شماره در (( شور )) ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( سه گاه )) ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( همايون )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان شماره 92 در (( بيات ترك و ابو عطا )) ، گلهاي جاويدان شماره 93 در (( شور )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان شماره 98 در (( ابو عطا )) با تار لطف اله مجد ، گلهاي جاويدان شماره 118 در (( ماهور )) با ويولون استاد علي تجويدي و سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان 118مكرر در (( ابو عطا )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان 124 در (( بيات ترك )) ، گلهاي جاويدان شماره 128 در((شوشتري))،گلهاي جاويدان شماره 129 ، گلهاي جاويدان 130 ، گلهاي جاويدان 131 در (( سه گاه ))، گلهاي جاويدان شماره 132 در (( دشتي )) ، گلهاي جاويدان شماره 136 ، گلهاي جاويدان شماره 137 در (( چهار گاه )) با پيانو استاد مرتضي محجوبي و استاد علي تجويدي ، گلهاي جاويدان شماره 138 ، گلهاي جاويدان شماره 139 در (( سه گاه )) با استاد جليل شهناز ، گلهاي جاويدان شماره 143 در (( شور )) ، گلهاي جاويدان شماره 145 در (( شور )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي رنگارنگ شماره 103 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 109 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 126 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 134 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 136 در (( سه گاه ))، گلهاي رنگارنگ شماره 140 الف در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 140 ب در (( افشاري ))، گلهاي رنگارنگ شماره ب مكرر ، گلهاي رنگارنگ شماره 149 در (( دشتي )) گلهاي رنگارنگ شماره 171 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 172 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 174 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 176 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 190 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 201 در (( ابو عطا )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 205 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 210 در (( بو سيلك )) ، گلهاي رنگارنگ 210 ب مكرر در (( بوسيلك ))، گلهاي رنگارنگ 211 در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 228 در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 330در (( دشتي ))، گلهاي رنگارنگ شماره 232 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 234 در (( دشتي و ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 237 در (( ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 242 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 245 در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 249 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 250 در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ بختياري ( محلي ) ، شماره 251 ، گلهاي رنگارنگ شماره 252 در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 254 در (( اصفهان )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 256 در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره 257 در (( ماهور )) گلهاي رنگارنگ شماره 265 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 27 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 31در (( افشاري )) ، برگ سبز شماره 46 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 63 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 83 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 107 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 145 در (( همايون )) و برنامه هاي متعدد و گوناگون ديگري كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است .
برنامه هاي متعدد و گوناگون ديگري كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است .
غلامحسين بنان مدتها بود كه به ناراحتي جهاز هاضمه مبتلا شده بود از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگي بيان نياز هاي دروني اش را نداشت و به همين دليل اندك اندك از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيري نداشت و روز به روز ناراحتي جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور مي كرد و متاسفانه كوشش هاي پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگي هاي پري بنان همسر وفادار و مهربانش هم موثر نيفتاد و سرانجام در ساعت 7 بعد از ظهر پنجشنبه هشتم اسفند ماه 1364 خورشيدي در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت . روانش شاد باد...
۳ قطعه زيبا با صداي جاودانه زنده ياد بنان تقديم به دوستداران وي:
۱- تصنيف بلاكش



محمد امين