ارکستر سمفونیک
آهنگساز : پرویز مشکاتیان
تنظیم : رضا درویشی
پیانو : استاد جواد معروفی
سه تار : داریوش پیرنیاکان
سال اجرا : 1364 / سال انتشار : 1374
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
(درآمد اصفهان)
حباب وار بر اندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
(جامه دران)
شبی که ماه مراد از افق طلوع کند
بود که پرتو نوری به جام ما افتد
(بوسلیک)
ملوک را چو ره خاکبوس این در نیست
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
(بیات راجع)
چو جان فدای لبش شد خیال می بستم
که قطره یی زلالش به کام ما افتد
(عشاق)
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
که از این شکار فراوان به دام ما افتد
(عشاق و قرچه و فرود به عشاق)
به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
(جامه دران و فرود)
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
(بوسلیک و فرود)
( حافظ-غزلیات )
نگارینم دل و جانم ته داری
همه پیدا و پنهانم ته داری
نمی دونم که این درد از که دیرم
همین دونم که درمانم ته داری
(سوز و گداز)
( باباطاهر-دیوان اشعار-دوبیتی ها )

حسن ات به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری! به اتفاق، جهان می توان گرفت
(جمله اول درآمد شور)
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
(جمله دوم درآمد شور)
ز این آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله یی ست که در آسمان گرفت
(حجاز)
می خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
(با اشاره به حجاز، ورود به ابوعطا)
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
(5.حجاز و اوج، 7.سلمک)
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
که آتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
(فرود در شور)
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
ز این فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت
(قرچه)
می خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
(سلمک)
بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند
که آن کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
(رضوی)
فرصت نگر که فتنه چو در عالم اوفتاد
صوفی به جام می زد و از غم کران گرفت
(حسینی)
( حافظ-غزلیات )
محمد امین
دانلود کنید: پیش درآمد همایون از فرامرز پایور

از دیدگاه بسیاری، گروه استاد پایور منظم ترین و دقیق ترین گروه در چند دهه اخیر بوده است. برای استاد فرامرز پایور آرزوی سلامتی داریم.
محمد امین
دومین نظر سنجی وبلاگ سنتور در مورد تنبک نوازی معاصر بود که از تاریخ 23 خرداد ماه تا 14 مهر ماه در وبلاگ قرار گرفت. در طول این مدت 337 انتخاب از بین گزینه ها صورت گرفت که نتایج آن به صورت زیر می باشد:
حسین تهرانی: 93 رای ، 27 درصد
جهانگیر ملک: 30 رای ، 11 درصد
محمد اسماعیلی: 88 رای ، 26 درصد
امیر ناصر افتتاح: 8 رای ، 2 درصد
بهمن رجبی: 42 رای ، 12 درصد
ناصر فرهنگفر: 46 رای ، 13 درصد
ارژنگ کامکار: 17 رای ، 5 درصد
مرتضی اعیان: 4 رای ، 1 درصد
قطعاً چهره های مطرح دیگری نیز در تنبک نوازی معاصر وجود دارند که به دلیل محدودیت تعداد گزینه ها تا حداکثر 8 گزینه، نتوانستیم نام آنها را در این نظر سنجی شرکت دهیم.
در آینده نزدیک، نظرسنجی سوم را در وبلاگ سنتور قرار خواهیم داد. دوستانی که ایده خاصی برای مطرح در نظر سنجی آینده وبلاگ دارند، می توانند نظرات خود را در بخش نظرات همین پست یا از طریق ایمیل با ما در میان بگذارند.
ضمناً آقای رضا محمودی عزیز، لطفاً با ایمیل اینجانب تماس بگیرید: mohammad007teh@yahoo.com

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد....
محمد امین
فروشگاه اینترنتی پرنیان ارائه دهنده محصولات صوتی و تصویری سایت چهارمضراب به روز شد. برای اطلاع از لیست آثار به آدرس فروشگاه مراجعه فرمایید:
ضمناً سایت موسیقی چهارمضراب به زودی فعالیت خود را از سر خواهد گرفت و با قسمت های متنوع در خدمت شما خواهد بود. ما همچنان منتظر شنیدن نظرات و پیشنهادات شما در مورد سایت چهارمضراب و همچنین فروشگاه پرنیان و نیز وبلاگ سنتور هستیم.
عکسی از استاد فرامرز پایور:

محمد امین
چشمه نوش
اجرای فرانسه
محمد رضا لطفی : تار
مجید خلج : تنبک
سال اجرا : 1374 / سال انتشار : 1374
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
(جمله اول راست)
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
(2.جمله دوم راست، 15.رهاب)
اشک غماز من ار سرخ بر آمد چه عجب
خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
(روح افزا)
تا به دامن ننشینند ز نسیمش گردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
(5.جمله دوم نغمه با تحریر، 14.گردانیه)
تا دم از شام سر زلف سیاهت نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
(6.بوسلیک و سپهر، 18.اصفهان جامه دران سپهر)
من از این طالع سر گشته برنجم ور نی
بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست
(7.سلمک، 13.نوعی درآمد بر نوا)
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش!
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
(نغمه و پروانه)
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
(نهفت و فرود به نوا)
شیر در بادیه عشق تو گمراه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
(عراق)
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
(17.نهفت، برگشت به راست پنجگاه، 20.بیات راجع و جامه دران و فرود به اصفهان)
از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
ورنه از ضعف در آنجا اثری نیست که نیست
(جامه دران)
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
(فرود به اصفهان)
( حافظ-غزلیات )
دلی دیرم که بهبودش نمی بو
نصیحت می کرم سودش نمی بو
(دشتستانی)
به بادش می دهم نش می بره باد
در آتش می نهم دودش نمی بو
(دشتستانی)
الاله روزگارانُم ته ای یار
بنفشه روزگارانُم ته ای یار
(دشتستانی)
بنفشه جو کنارانُم ته ای یار
امید روزگارانُم ته ای یار
(دشتستانی برگشت به راست پنجگاه از طریق پروانه)
( باباطاهر-دیوان اشعار-دوبیتی ها )
چشمه نوش یکی از زیباترین آثار استاد شجریان که تارنوازی استاد محمد رضا لطفی در این آلبوم واقعاً زیبا و شنیدنیست. آلبوم بعدی برای بررسی، جان عشاق می باشد.
ضمناً باید خدمت خوانندگان محترم عرض کنم که سایت چهارمضراب در اواخر هفته آینده، دوباره آغاز به کار خواهد کرد و همچون گذشته با بخش های مختلف در خدمت شما عزیزان خواهد بود. همچنین محصولات جدید این سایت در فروشگاه پرنیان به زودی قرار خواهد گرفت و به لیست آثار گذشته اضافه خواهد شد.
دوست عزیز آقای شهریار در صورت امکان با ایمیل بنده تماس بگیرید: mohammad007teh@yahoo.com
محمد امین
مقدمهای بر دستگاههای موسیقی ایرانی:
اصطلاحا آنچه که به نام موسیقی سنتی در زبان امروز ما و اهل موسیقی رایج است، مجموعهایست از گوشهها و دستگاهها، نغمهها و آوازهایی که زندهیاد میرزاعبدالله جمعآوری کرده و آن، چیزهاییست که در تهران نواخته میشده. والا موسیقی ایران بزرگ، مجموعهایست از آنچه که ما امروز موسیقی سنتی یا ردیف مینامیم، به اضافهی موسیقیهای محلی و مقامی همهی شهرها و روستاهای ایران بزرگ.
ایرانی که در عرصهی نقشهی فرهنگی، مدنظر است یعنی سرزمینی که همهی پارسیگویان در آنجاها زندگی میکنند و دارای موسیقی و فرهنگ مشترکی هستند. به هر حال بخشی از این موسیقی در تهران رایج بوده که مرحوم میرزاعبدالله آنها را جمعآوری کردهاند.
آوازهای ایرانی از سه قسمت تشکیل شدهاند: یکی دستگاه، دیگری نغمه و آن یکی گوشه. اگر موسیقی ایران را مملکتی تصور کنیم، دستگاه را استان، نغمه را شهر و گوشه را به خانه میتوان تعبیر نمود. آوازهای بزرگ را دستگاه مینامند و معمولا موسیقی ایران را شامل هفت دستگاه و پنج آواز میدانند. دستگاهها از این قرار: ماهور، همایون، سهگاه، چهارگاه، شور، نوا، راستپنجگاه. (این طبقهبندی چهل پنجاه سالیست که متداول گردیده و امروز هم متداول است.) و پنج آواز: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی که از متعلقات دستگاه شور هستند و آواز اصفهان که بعضی آنرا جزء شور و برخی از متعلقات همایون دانستهاند.
باید گفت که هر کدام این دستگاهها دارای لحن و شخصیتی خاص است و تسلط برآنها و درک هر کدام، از راه سماع سهلترست.
در این مجال کوتاه اشارهای بر شخصیت و رمز و راز نهفته در دستگاه نوا خواهیم داشت.
گوشههای مهم دستگاه نوا:
نوا گام مستقلی ندارد.(1) یعنی عین گام شور است و سابقا آنرا جزء شور محسوب میکردهاند. گوشههای این دستگاه هر کدام به واسطهی شخصیت آهنگ و وزن شناخته میشوند. یکی از مهمترین گوشههای نوا گَوِِِِشت(گواشت) هست که سبب تغییر درجات گام نوا میشود و همچنین باعث تمایز بیشتر این دستگاه با شور خواهد شد. دیگر از گوشههای مهم نوا، نهفت است که در آن تغییری به گام نوا داده نمیشود.
دیگر از گوشههای مهم نوا، عراق است که در آواز افشاری هم استعمال میشود و از گوشههای مهم ماهور هم هست. سایر گوشههای شور ممکن است در نوا به کار رود ولی گوشههای مهم نوا همانهاییست که ذکر شد.
نوا مقامیست که تنها درموسیقی سنتی نواخته میشود.
شخصیت این دستگاه:
نوا آوازیست با طمأنینه و با وقار و نصیحتآمیز، که با آهنگی ملایم و متوسط و نه چندان فرحبخش و نه زیاد دردناک و محزون بیان احساسات میکند. در موقع خستگی و فراغت شنیدن آواز نوا بسیار مطبوع است و معمولا آنرا آواز خراب گفته و در گذشته، آخر مجالس انس و طرب مینواختهاند.
در حقیقت نوا ناصحیست صبور و با تجربه که با بیانی شگفتانگیز، ماهرانه نصایح خود را به مستمعین میدهد. به خصوص اگر اشعار مناسبی چون اشعار عارفانهی حافظ، برای خواندن نوا انتخاب شود، مخصوصا در ناحیهی بم با آوازی پخته و گرم تأثیری عجیب دارد و مستمع را بیاختیار مطیع خواهد کرد.
نوا در حالیکه پند صبوری میدهد در پرده از تألمات زندگانی هم شکوه میکند. منتهی شکایت این دستگاه مانند دشتی و سهگاه پر از فغان و نالان نیست و غم اندوه را در حالی مستور و پنهان بیان میکند. نوا هم مانند شور نمونهی کاملیست از احساسات عالی فیلسوفانه و صوفیانه و عارفانهی اهالی مشرق زمین و نمایندهایست از حالات و کیفیات عرفا و فلاسفه و کسانیکه به خوبی مزهی تجربیات زندگی را چشیدهاند.
توضیحات:
1- هر دستگاه گامی متفاوت با دیگر دستگاهها دارد. در تعریف گام باید گفت گام عبارت است از تعدادی اصوات پیدرپی(نت) که با فاصلههای معین و حساب شده به دنبال هم قرا میگیرند و آخرین نت گام، هنگام بالایی نت اول باشد. یعنی نت آخر، دقیقا تکرار همان نت اول باشد در فرکانسی متفاوت.
منبع: مجله اینترنتی هفت سنگ