پیام نسیم
داریوش پیرنیاکان : سه تار / جمشید عندلیبی : نی / مرتضی اعیان : تنبک /
سال اجرا: 1369 / سال انتشار : 1370
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژدهی دلدار بیار
(درآمد ابوعطا (جمله اول))
نکته ی روح فزا از دهن دوست بگو
نامه ی خوش خبر از عالم اسرار بیار
(درآمد ابوعطا (جمله دوم))
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز
بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
(درآمد ابوعطا (جمله سوم))
گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب
بهر آسایش این دیده ی خونبار بیار
(حجاز)
شکرآن را که تو درعشرتی ای مرغ چمن
به اسیران قفس مژده ی گلزار بیار
(حجاز)
روزگاریست که دل چهرهی مقصود ندید
ساقیا ! آن قدح آینه کردار بیار
(حجاز)
( حافظ-غزلیات )
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نكرد
ياد حريف شهر و رفيق سفر نكرد
(جمله های اول و دوم کرد بیات)
گفتم مگر به گريه دلش مهربان كنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نكرد
(کرد بیات فرود به شور)
(حافظ-غزلیات)
خوش آن ساعت که دیدار ته وینم
کمند عنبرین تار ته وینم
نوینه خرمی هرگز دل مو
مگر آن دم که رخسار ته وینم
(دشتستانی)
غم عالم همه کردی به بارم
مگر مولوک مست سر به قطارم
مهارم کردی و دادی به ناکس
فزودی هر زمان باری به بهرم
(قوچانی)
نسیمی که از بن آن کاکل آیو
مرا خوشتر زبوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالت را در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آیو
(گرمانجی)
فلک کی بشنوه آه و فغانم
به هر گردش زنه آتش به جونم
یک عمری بگذرونم با غم و درد
به کام دل نگرده آسمونم
(غم انگیز)
نمی دونم دلم دیوونه کیست
اسیر نرگس مستونه کیست
نمی دونم دل سرگشته مو
کجا می گرده و در خونه کیست
(سارنگی)
(باباطاهر-دیوان اشعار-دوبیتی ها)
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را! با که این بازی توان کرد
(دیلمان)
شب تنهایی ام در قصد جان بود
خیالش لطف های بیکران کرد
(دیلمان)
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
(دیلمان)
(حافظ-غزلیات)
و این هم هفتمین آلبوم از استاد محمد رضا شجریان. امیدوارم از این بخش از مطالب وبلاگ سنتور استفاده ببرید. قسمتی از این آلبوم آلبوم پیام نسیم

برای بخش آهنگ این هفته چهارمضراب عراق ماهور را برای شما انتخاب کردیم که بوسیله سنتور استاد فرامرز پایور و به همراهی تمبک استاد محمد اسماعیلی اجرا شده است. این چهارمضراب در قطعات کتاب سی قطعه برای چهارمضراب نیست و کمتر کسی آن را گوش داده است. استاد پایور در این چهارمضراب بسیار زیبا و چابک ساز زده اند و از پایه های مضرابی متنوع و قابل توجه ای استفاده کرده اند. اشارات زیبای این چهارمضراب در درآمد ماهور بسیار شنیدنی است. توجه شما را به شنیدن این چهارمضراب جلب می کن
سایت چهارمضراب با مطلبی با عنوان
به روز شد.
برای معرفی بیشتر شخصیت جناب پایور، نظر شما را به خواندن مقاله زیر از شماره 26 مجله هنر موسیقی به سر دبیری جناب آقای مهدی ستایشگر که جا دارد همین جا از ایشان به خاطر زحمات گرانقدرشان در معرفی موسیقی اصیل ایرانی، تشکر کنم، جلب می کنم.
حسین تهرانی و فرامرز پایور
دو استاد بی بدیل و ماندگار در موسیقی ایران زمین
گهگاه و به مناسبت، سعی داشته ام از احوال استادمان پایور مطلع شوم. هر خیبر خوشی مبنی بر بهبود حال استاد، مرا شادمان می دارد. چند روز قبل از اسفند (اسفند سال 79) در تلفن پیامگیر، طنین صدای آشنایی پیچید که: آقای ستایشگر من پایورم...
گوشی را برداشتم و به فوریت ضمن احوال پرسی و تعارفات معمول از ذهنم گذشت، چه پیامی و چه امر مهمی استاد را به حرکت آورده تا زحمت ارتباط با تلفن را به خود هموار فرمایند.
آخر مگر نه آنکه من خود به تازگی از حال استاد پرسیده ام. جز تامل و بهره گیری از حظ شنیدن صدای استاد عزیزمان راهی نبود. پس از تعارفات معمول به رسم ادب سکوت کردم. استاد پایور ادامه دادند که: شما می دانید که در هفتم اسفند ماه، سال روز درگذشت استاد تهرانی است؟ می خواستم تذکر بدهم نکند فراموش کنید. یک لحظه جا خوردم و در یک آن اندیشیدم که چقدر ریشه های رفاقت و دوستی و ارتباط های هنرمندان در نسل پیش تر از ما قوی تر بوده است. ولی بعد به یاد خیلی از کسانی افتادم که با دوستی، و به مناسباتی با هم همکاری داشته اند، و بعد از گذشت نخستین سالگرد در گذشت یکی از آن دو، شخص درگذشته فراموش شده است. اما در این موضوع و این مقام به راستی چگونه است که استادی با حالت نقاهت خویش، تا جایی به یاد دوست از دست رفته اش باشد که استاد پایور برای استاد تهرانی؛ اما پایور از این دست و این گونه کارها داشته و دارد.
استاد را تازه از خارج کشور بازگردانده بودند و مشکل ها و معضل ها در اطراف استاد و خانواده محترمش، دور می زد و از همه مهمتر حال بسیار آزرده خود ایشان بود که فرصت هیچ کاری را معین نمی نمود. عازم دیدار استاد شدم که تلفنی شد و مطلع شدم استاد تجویدی راهی بیمارستان گردیده اند.عرض کردم الهی خودت حافظ این ذخایر ما باش. و به دیدار استاد پایور رفتم. حال بماند که "... اما به چه حالی من از آن خانه گذشتم ..."در ابتدا به اطاق استاد رسیدم. آخرین کلمه های تلفنی ایشان داشت تمام می شد. تعجب کردم که چطور با این حال، ایشان با تلفن مشغول است. وارد اطاق شدم و ایشان فرمودند: "شنیده ام آقای تجویدی را به بیمارستان بردند و داشتم از ایشان احوال می پرسیدم." بعد ها استاد تجویدی به من فرمودند: از اولین کسانی که در بیمارستان حال مرا پرسید پایور عزیزم بود.
من قصد داشتم برای استاد تهرانی مطالبی بنویسم، اما چه کنم که این مطالب را نیز نوعی درس می دانم برای نسل جدید که بگویم ریشه های دوستی و رفاقت خود را مستحکم کنید و سعی نمایید به هر نحوی که شده دوستی را معیار قرار دهید. اگر گرد هم جمع می شوید و بزرگداشتی برای استادتان می گیرید اینهمه به فکر خودمان نباشیم تا جایی که سه چهار ساعت مانده به آغاز برنامه آنهایی را که مویی سفید کرده اند به بهانه های بدتر از گناه فراموشمان شد و حالا شما می بخشید. معذرت می خواهیم، نفهمیدیم و چه و چه ... و اما استاد تهرانی:
آنچه از سال تولد و وفات او باید گفته شود همه می دانیم. ولی درباره او و عظمت هنرش نکته ها نقل کرده اند.نکته هایی که ما را در شناخت هر چه بیشتر استاد تهرانی و بُعد هنریش راهنما خواهد بود. می گویند در جلسه ای عده ای از اهل موسیقی گرد هم آمده بودند که در آن جلسه کلنل وزیری در سنین بازنشاندگی و حسین تهرانی نیز حضور داشتند. یکی از بزرگان در مورد ریتم حرفی زد که همه اهل مجلس به حسین تهرانی نگاه افکندند و شاید هم بنا بر اصل:
سعدی دو چیز می شکند قدر مرد را / تصدیق بی وقوف و سکوت وقوف دان
منتظر تداوم سکوت تهرانی بودند. تهرانی سکوت کرد نه به نیت بی اعتبار کردن آن استاد، بلکه حجب ذاتی او بود که توی دهن کسی نرود و یا شاید بعدها و در خلوت اشتباه را به او تذکر دهد. در این میان کلنل از جای برخاست تا به استراحتگاهش برود.در سر پله رویش را برگرداند و خطاب به حاضران گفت: "من چقدر زحمت کشیده ام؟ من هر چه کرده ام، این حسین (اشاره به تهرانی) در کار خودش از من برتر است و زحمت بیشتر کشیده است." خداوند رحمت کند حسین تهرانی و کلنل و همه آن عزیزان را که هر چه خاک آنهاست عمر پایور نازنین ما باشد.
البته متاسفانه هم اکنون استاد تجویدی نیز در میان ما نیست. از جمع تمام کسانی که نامشان در بالا آمده، تنها و تنها فرامرز پایور در میان ماست که چندین سال است در بستر بیماری گرفتار می باشد. نه زنده یاد کلنل وزیری در میان ماست که بتوانیم دخترک ژولیده را با نوای ساز او بشنویم، نه تهرانی که بتوانیم همنوازی های بی نظیرش با پایور را بشنویم و نه علی تجویدی تا بتوانیم قطعات ضربی زیبایش را بشنویم. بزرگانی که یک یک پر کشیدند و ما را امانتداران هنر ناب سرزمین پارس قرار دادند. یادشان را گرامی می داریم و برای فرامرز پایور آرزوی سلامتی می کنیم ...

محمد امین
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
روح الله خالقی: (1285-1344 هجری شمسی)
فرزند میرزا عبدالله خان در کرمان متولد گردید. از چهارده سالگی به نواختن ویولن پرداخت و از هفده سالگی یعنی به سال 1302 در مدرسه موسیقی که به همت استاد بزرگ علینقی وزیری تاسیس گردیده بود، نام نویسی و به زودی جزو شاگردان برجسته استاد گردید. در سال 1313 در رشته فلسفه و ادبیات از دانشسرای عالی به اخذ لیسانس نایل آمد.
روح الله خالقی که غضو شورای موسیقی و سرپرستی ارکستر شماره یک رادیو ایران را به عهده داشت، بی شک از برجسته ترین استادان روزگار ما محسوب می شود و با ایجاد موسساتی مانند انجمن موسیقی و هنرستان موسیقی خدمات گرانبهایی در راه احیا و اعتلای موسیقی اصیل ایرانی انجام داده است و با درج مقالات ارزنده ای در مجلات موسیقی رادیو و گفتارهای رادیویی و تالیف و تصنیف کتابهای متعددی همچون:
نظری به موسیقی (در 2 جلد)، کتاب هماهنگی، سرگذشت موسیقی ایران (در 3 جلد)، چهار کتاب ویلن، دو کتاب تار و آثار صوتی بسیاری را از خود به جای گذاشت. روحش شاد و یادش گرامی.
شما را دعوت به شنیدن قطعه بهار دلنشین با صدای جاودانه زنده یاد استاد غلامحسین بنان دعوت می کنم:
بهار دلنشین با صدای استاد بنان

قابل توجه دوستان:
سایت چهارمضراب با مقاله ای تحت عنوان کاربرد کلام موزون در موسیقی به روز شد. این مقاله به بررسی جایگاه وزن در موسیقی ایرانی و نحوه پیدایش می پردازد. ضمناْ می توانید اجرای زیبای استاد بنان در گوشه دیلمان را نیز دریافت کنید.
نخستین نشست مجازی(اینترنتی) وبلاگ نویسان موسیقی و مخاطبان آنها پنجشنبه هفته گذشته برگزار شد. در این نشست، نخست به اهمیت استفاده صحیح از فنّاوری اینترنت و نقش آن در آگاهی استفاده کنندگان از آن اشاره گردید. مدیر جلسه یادآور شد که امروز، شرکت کنندگان در نشست به همگان نشان خواهند داد که به جز استفاده های مثبت و درستی که از این فنّاوری امروزی می توان داشت، تمام شرایطی را هم که برای برگزاری سمینارها و جلسات فراهم است، با امکانات و هزینه بسیار پایین تر به صورت مجازی می توان برقرار نمود که این امر، در اصل یک گام مفید برای نزدیک تر شدن اندیشه هایی است که راهی را برای ابراز و اظهار نظر می جویند، اما بدان راه دسترسی ندارند و حال اینترنت، این امکان را فراهم آورده است.
در این نشست که با حضور گرم تعدادی از وبلاگ نویسان و علاقه مندان به موسیقی انجام شد، در مورد مشکلات موسیقی در کشور بحث و تبادل نظر شد. از مباحث اصلی در این گردهمایی مجازی که به مدت ۱۲۰ دقیقه به طول انجامید، بررسی نحوه نگرش عامه به موسیقی سنتی ایران بود و این که چرا تعداد مخاطبان این نوع موسیقی رو به کاهش گذارده است؛ منشا این مشکل از کجاست و چگونه باید حل شود. همچنین به گسترش موسیقی ایران و معرفی آن به ملل اقصی نقاط جهان اشاره شد و موضوع اندیشه ای نوین در موسیقی کشور ما و کابرد آن در جهانی شدن این هنر نیز مورد بحث قرا گرفت. گفتنی است در این نشست، اعضا به اجرای موسیقی نیز پرداختند. نخستین جلسه مجازی اهالی موسیقی با شور و حال شرکت کنندگان همراه بود و باید خاطرنشان کرد صمیمیت گفتگوها و استفاده صحیح از فرصت به دست آمده، ارزش برگزاری و برنامه ریزی برای ادامه چنین نشست های نوینی را گوشزد می نماید.
براساس توافق اعضا مقرر گردید که این نشست به صورت هفتگی برگزار گردد. همچنین یادآوری می شود که بخش دیگری از برنامه، حضور هنرمندان موسیقی آشنا به اینترنت در اتاق نشست هست که از جالب ترین قسمت های آن به حساب می آید.
لازم است که در اینجا از آقای زارعی مدیر محترم وبلاگ نواهای ایرانی تشکر کنم که بدون زحمات ایشان این نشست اینترنتی انجام نمی شد. این حقیر و آقای حامد رائیجی هم در این نشست حضور داشتیم و از صحبت های دوستان استفاده کردیم.
ضمناً دوست عزیزی برای بنده پیغام گذاشته بودند که آثار زیادی از سنتور نوازی به صورت فایل mp3 دارند که متاسفانه به دلیل اشتباه بنده، آی دی این دوست محترم گم شد. از ایشان خواهش می کنم که باردیگر با من تماس بگیرند. با تشکر...
محمد امین
اجرای سوییس
داریوش پیرنیاکان : سه تار / جمشید عندلیبی : نی / مرتضی اعیان : تنبک
سال اجرا : 1368 / سال انتشار : 1377
خوش است خلوت اگر یار، یار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
(درآمد ماهور)
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
(2.گشایش، 5.خاوران)
روا مدار خدایا! که در حریم وصال
رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد
(حصار ماهور)
همای گو مفکن سایه شرف هرگز
در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
(خاوران و تحریر بسته نگار)
( حافظ-غزلیات )
همای گو مفکن سایه شرف هرگز
بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
(جمله اولِ شکسته)
بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل
توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد
(جمله دومِ شکسته)
هوای کوی تو از سر نمی رود ما را
غریب را دل سر گشته، با وطن باشد
(جامه دران)
( حافظ-غزلیات )
ای که مهجوری عشاق روا می داری
عاشقان را زبر خویش جدا می داری
(درآمد افشاری)
تشنه بادیه راهم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا می داری
(2.درآمد افشاری، 4.جامه دران)
دل ربودی و بحل کردمت ای جان! لیکن
به از این دار نگاهش که مرا می داری
(جامه دران)
ساغر ما که حریفان دگر می نوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا می داری
(جمله اولِ عراق)
ای مگس! عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری
(جمله دومِ عراق)
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که می نالی و فریاد چرا می داری
(جمله سومِ عراق)
( حافظ-غزلیات )
غمم بی حد و دردم بیشماره
فغان که در این چاره و درمان نداره
(قرائی)
خداوندا! ندونه ناصح مو
که فریاد دلم بی اختیاره
(پس حصار فرود در ماهور)
( باباطاهر-دیوان اشعار-دوبیتی ها )
اجرای آمریکا
داریوش پیرنیاکان : سه تار/جمشید عندلیبی : نی/ مرتضی اعیان : تنبک
سال اجرا :1369/ سال انتشار:1370
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یکدل سر دست برفشانی
(1.الف-درآمد ماهور، 1.ب-گشایش)
دلم از تو چون نرنجد که به وهم در نگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکر دهانی
(داد)
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی
(اشاره به حصار و داد)
عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر نسوزم چو بر آتشم نشانی
(خاوران اشاره به عراق)
دل عارفان ربودند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت، تو به صورت و معانی
(جمله دومِ حصار)
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
(جمله اولِ حصار)
مده ای رفیق! پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه می رود نهانی
(گردانیه)
مزن ای عدو! به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی
(3.نیشابورک، 5.عراق گردانیه)
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل می رسانی نه به قتل می رهانی
(گردانیه فرود به ماهور)
(سعدی-دیوان اشعار-غزلیات)

قطعه دومی که از این آلبوم برای شما عزیزان انتخاب کرده ام، تصنیف "بی همزبان" با آهنگسازی محمد رضا شجریان و کلام جواد آذر می باشد. تصنیفی بسیار زیبا که خاطرات بسیار زیادی با این تصنیف دارم از جمله خاطره اولین سفرم به شهر اصفهان در سال 79، که این تصنیف زیبا را به همراه دوستانم در کنار زاینده رود در شبی بسیار زیبا و آرام، همه با هم خواندیم.شبی که شاید دیگر هیچ گاه برایم تکرار نشود.
هر دمی چون نی، ازدل نالان، شكوه ها دارم روی دل هر شب، تا سحرگاهان با خدا دارم
امیدوارم از شنیدن این قطعه لذت ببرید:
تصنیف بی همزبان با آهنگ استاد شجریان
محمد امین
زندگینامه استاد محمود كریمی به قلم برادرش حسن كریمی
در سال 1306 در تهران متولد شد او چهارمین فرزند ذكور خانوادهاش بود، بعد از طی دوران تحصیلات ابتدائی و متوسطه در رشته نقاشی مینیاتور وارد هنرستان هنرهای زیبای كشور گردید. پس از گذراندن دوره فوق در همان هنرستان به استخدام رسمی درآمد. بعد از مدتی كوتاه مأمور خدمت در بنگاه عمران وابسته به وزارت كشور گردید و حدود ده سال در آنجا مشغول كار بود. سپس به وزارت دادگستری منتقل گردید و تا پایان مدت خدمت دولتی و دوران بازنشستگی در آن مكان به خدمت اشتغال داشت.
كریمی از دوران كودكی ذوق موسیقی را در خود احساس میكرد و چون مرحوم پدر به نوازندگی ویولون آشنایی داشت با الهام و كسب فیض از پدر پایههای این هنر را كه عمیقاً به آن عشق میورزید كمكم استحكام بخشید. متأسفانه چون پدر پس از مدتی از نواختن ویولون به دلایلی خودداری كرد، ناگزیر برای تعلیم و فراگیری صدا به طور پراكنده به هر جا كه كوچكترین روزنهای برای كسب هنر مورد نظر خود مشاهده مینمود روی آورد.
او موسیقی را به مفهوم واقعی آن دنبال میكرد و همیشه از ابتذال دوری میجست از ترانهها و آهنگهای بدون پایه و اساس كه افرادی سودجو و فرصتطلب دنبال آن بودند بیزار بود و شدیداً تنفر خود را در هرجا كه لازم به نظر میرسید ابراز میداشت. در اینباره بارها میگفت كه این نوع كارها سبب انحطاط و زوال موسیقی اصیل ایرانی شده و طالبان واقعی را به گرایشهای غیر ملی و دور از ذهن سوق میدهد. با توجه به این طرز تلقی و سبك فكر كه در او وجود داشت جستوجویی كه در جهت آموزش صحیح موسیقی دنبال میكرد ناگهان پی برد كه هنرهای زیبای كشور رأساً اقدام به تأسیس كلاسهای موسیقی تكمیلی نموده است. نامبرده با شوق فراوان در رشته آواز این كلاس كه مرحوم عبداله دوامی مدرس آن بود ثبت نام كرد. با طی این دوره كه حدوداً از سال 1330 شروع شد با توجه به شایستگی كه از خود نشان داد با اجازه استاد خود تدریس این نوع كلاسها را به عهده گرفت. طبع پرشور كریمی به این بسنده نكرد و برای پیشبرد اهداف خود در زمینه فراگیری و شناخت بیشتر از موسیقی و با توجه به اینكه در نواختن سهتار آشنایی پیدا كرده بود در همان ایام تدریس با حاجی آقا محمد مجرّد ایرانی كه از اساتید بهنام موسیقی سنتی بود آشنا شد و حدود بیست سال نزد آن بزرگوار ردیف ساز را تلمذ نمود. به این ترتیب، با تلفیق ردیف موسیقی آوازی و سازی كه هر كدام روش جداگانه دارد در تدریس، شیوه خاصی را دنبال كرد از دو استاد مستقیمی كه شادروان كریمی در محضرشان تلمذ نمود و در بالا شرح آن رفت به طور جداگانه دستخطی دریافت كرده كه در آن به نحو احسن شایستگی نامبرده را در اجرای قطعات و ردیفهای آوازی و سازی تأیید نمودهاند.
مراكزی كه مرحوم كریمی به تدریس اشتغال داشت به ترتیب عبارتاند از: اداره كل هنرهای زیبای كشور، وزارت فرهنگ و هنر سابق، مركز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی، هنرستان موسیقی ملی، هنركده موسیقی ملی، سازمان جوانان زرتشتی.
كریمی علاوه بر تعلیم هنرجویان ایرانی برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی به موسیقیشناسان خارجی در كلاسهای درسی افراد علاقمند از كشورهای ژاپن و آمریكا و فرانسه سفرهای پرباری داشتهاند. شادروان كریمی به تصدیق دستاندركاران و صاحبنظران موسیقی از حیث معلومات ردیفی آوازی و سازی به معنی واقعی كلمه بینظیر بود و یكی از مبرزترین معلمین موسیقی سنتی ایران بهشمار میرود. آن مرحوم به سبك خوانندگی قدیم علاقه و توجه فراوان داشت و بهطوری كه در بیاناتش اظهار مینمود سبك دماوندی و طاهرزاده را میپسندید و در مورد تأثیر موسیقی خارجی در ایرانی عقیده داشت برای برگرداندن موسیقی ایرانی به وضع اولی خود باید از روش بینالمللی خط موسیقی كمك گرفت تا با نوشتن ردیفها به نت از اثر و نفوذ موسیقی خارجی در موسیقی ایرانی جلوگیری به عمل آید.
درباره كلاس درس كریمی بهطوری كه نقل میكنند محفلی بود دوستانه و خانوادگی بیشتر شبیه نحوه برخورد صمیمانه یك خانواده تا كلاس درس.
شادروان كریمی فردی بود باشخصیت، مبادی آداب و در بین اقوام و دوستان مقام شایستهای داشت از تكبر و فخرفروشی بیزار بود و هیچگاه به خاطر خودنمایی كاری نكرد و نمونه آن همین رشته مورد بحث كه عمری را در راه آن گذراند. در هیچ زمان قصد سودجویی و خودستایی در كارش مشاهده نگردید. تمام همّ خود را در راه گردآوری ردیفها و گوشههای مختلف موسیقی اصیل ایرانی صرف نمود. خوشبختانه حدود پانزده سال قبل بنا به درخواست وزارت فرهنگ و هنر موفق گردید چارچوب دستگاهها و ردیف آوازی موسیقی سنتی ایرانی را تهیه و تنظیم نماید، آلبوم مورد بحث در صداخانه فرهنگ و هنر محفوظ میباشد و از این جهت میتواند الگویی برای مشتاقان فراگیری موسیقی اصیل ایرانی باشد، یادآور میگردد كه اثر یادشده توسط آقای دكتر محمد تقی مسعودیه استاد دانشگاه نتنویسی گردیده و ضمیمه آلبوم صدا میباشد و همچنین در چند سال اخیر اقدام به تهیه ردیف آوازی با ساز نیز نمود كه قسمتی از نوارهای آن موجود میباشد و در موقعیت مناسب انشاءاله مبادرت به تنظیم و تكثیر آن خواهد شد.
شادروان كریمی انسانی بود وارسته، باسخاوت، مهربان و دستگیر. از زمان خردسالی در امور داخلی خانه از هیچ كمكی فروگذار نبود به خصوص با علاقه عمیقی كه به مادر داشت اكثراً در ایام فراغت همیار و مددكار او بود. در امور خیر همیشه پیشقدم بود و تا آنجا كه مشاهده شده علاوه بر كمكهای متفرقه به افراد مستمند در تشكیل چند خانواده جدید از نظر تهیه اثاث و مایحتاج زندگی شخصاً اقدامات لازم را مبذول داشته است.
هیچگاه به مال دنیا اهمیت نمیداد. در این مورد تكیه كلامی داشت، میگفت: مال دنیا مال خودش است. از كدورتهای فامیلی همیشه جلوگیری مینمود و وسیلهای برای رفع آن بهوجود میآورد. در مقابل ناراحتیها و كجخلقیها با بلندنظری خاص خود اهمیتی به آن قائل نبود. و همیشه در ایجاد دوستی و صمیمیت بین افراد و خانوادهها كوشا بود.
مرحوم روانشاد كریمی تا آخرین روزهای زندگی دست از تعلیم و تدریس برنداشت. حتی ایامی كه در بیمارستان بستری بود با نصایح خود شاگردان و مشتاقان موسیقی اصیل ایرانی را تشویق به فراگیری بیشتر مینمود و از آنان میخواست كه دست از تلاش و كوشش در این راه كه سنت دیرینه ماست برندارند و هنر نیاكان را كه سینه به سینه برای ما به میراث مانده است حفظ و نگهداری كنند.
شادروان محمود كریمی در خانوادهای مذهبی و پیرو دین مبین اسلام پرورش یافته بود. پدرش ابراهیم و مادرش معصومه نام داشتند. او دارای پنج برادر و خواهر بود، حدود سیزده سال قبل (1350) خانم مهناز آزرمی را كه از خانوادهای با ایمان و باتقّدس بود به همسری انتخاب كرد و ثمره آن دو فرزند به نامهای مهرناز و مهرنوش میباشد.
چهار باغ با آواز زنده یاد محمود کریمی(آواز ابوعطا)
یاد و خاطره این استاد گرانقدر را گرامی می داریم.
منبع: پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر