با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ سنتور:
بعد از نظر سنجی در مورد سبک های سنتور نوازی که نتایج آن، به اطلاع شما دوستان رسید، نظر سنجی دوم وبلاگ سنتور را، به تنبک نوازی اختصاص دادیم. بحثی که از اهمیت ویژه ای در موسیقی سنتی ایران برخوردار می باشد. همان گونه که قبلاً نیز اشاره شده است، هدف از ایجاد چنین نظر سنجی هایی صرفاً معرفی بزرگان مکتب های مختلف در موسیقی ایرانی و بررسی میزان علاقه دوستداران موسیقی به سبک های مختلف می باشد. به هیچ وجه قصد توهین و یا پایین آوردن ارزش کاری و هنری هنرمندان یا مکتب خاصی از موسیقی نبوده و هدف کمک به شناخت موسیقی و تجزیه و تحلیل علمی تر آن می باشد. قطعاً دوستانی که در چنین نظر سنجی هایی شرکت می کنند، متوجه نکته فوق می باشند.
اما در مورد دوست عزیزی که در بخش نظرات (مقاله بزرگداشت استاد فرامرز پایور) با لحنی ناشایسته در مورد نظر سنجی جدید وبلاگ، اظهار نظر کرده اند:
از شجاعت این دوست عزیز که مشخصات خود را اعلام کرده اند، ممنونم. در جواب شما، اول این که سنتور، وبلاگیست برای ارائه موسیقی. نباید بحث های غیر مفید و نامربوط به موسیقی، در سنتور مطرح شود. شان و جایگاه وبلاگ سنتور بسیار بالاتر از این حرفهاست. ثانیاً دوست عزیز، به نظرم جایگاه هنری هنرمندی همچون جناب رجبی، بسیار بالاتر از این است که طرفداران و دوستداران ایشان، چنین کلمات ناپسندی را در طرفداری از ایشان به کار ببرند. قطعاً آقای رجبی از هنرمندان بنام تنبک در موسیقی سنتی هستند. سبک تنبک نوازی ایشان، طرفداران خاص خود را از گذشته تا به امروز داشته و دارد. جناب اسماعیلی هم که مد نظر شما بوده و صفت بی تکنیک (!) را در توصیف ایشان به کار برده اید، همچون جناب رجبی، از بزرگان تنبک نوازی ایران محسوب می شوندو از دیدگاهی بسیاری از تحلیل گران موسیقی، از تاثیرگذارترین هنرمندان، بر تنبک نوازی معاصر هستند.
از من دعوت به جنگی کردید که متاسفانه، متاسفانه اهل آن نیستم. من یکی از هزاران عاشق مکتب پایور هستم. انسانی که همیشه هدفی جز ارائه کارهای ناب و جاودان در موسیقی نداشت. هم اکنون هم هنرآموز یکی از شاگردان استاد پایور و جناب سعید ثابت هستم و از بخت بد شما، آشنا به فنون رزمی در موسیقی سنتی که میراث بزرگانی چون صبا، وزیری، شهنازی، فراهانی، تهرانی و ... می باشد، نیستم.
همان طور که گفتم سنتور جایی نیست که بخواهم نظرات توهین آمیز بعضی از بازدید کنندگان را در صفحه اول آن قرار دهم اما از آنجا که خطاب این دوست عزیز، به بازدید کنندگان وبلاگ هم بود، از شما عزیزان خواهش می کنم که به بخش نظرات مقاله بزرگداشت پایور مراجعه کرده و نظر خود را در این رابطه بیان کنید. به دلیل استفاده از کلمات ناشایسته، نوشته این آقای محترم را در
صفحه اول قرار نمی دهم.
وبلاگ سنتور محل بیان نظرات شخصی من نیست. به همین دلیل با اجازه دوستان، نظر خودم را در مورد تنبک نوازان ذکر شده در نظر سنجی بیان نمی کنم. تحلیل و قضاوت در مورد نظر این دوست عزیز به عهده شما بازدیدکنندگان محترم وبلاگ. امیدوارم پوزش بنده از بابت پرحرفی را پذیرا باشید.
آرزو می کنم که به زودی شاهد بهبودی استاد پایور باشیم. لازم می دانم از طرف وبلاگ سنتور از برگزارکنندگان مراسم یادمان استاد صبا و بزرگداشت استاد پایور تشکر و قدردانی کنم. امیدوارم که شاهد بزرگداشت سایر اساتید در آینده نزدیک باشیم.
پاینده باشید...
محمد امین
سایت چهارمضراب به زودی با مطلبی با موضوع زندگی نامه زنده یاد ادیب خوانساری بروز خواهد شد.


|
تقدیر از یاران فرامرز پایور | |
|
در آیین نکوداشت استاد فرامرز پایور - نوازنده سنتور - از محمد موسوی ( ناشر آثار موسیقایی) و محمد عارفی (سازنده ساز سنتور) تجلیل خواهد شد . | |
|
به گزارش خبرنگار موسیقی مهر ، در مراسم بزرگداشت استاد پایور و یادمان استاد ابوالحسن صبا از انتشارات ماهور به مدیریت محمد موسوی به عنوان یکی از ناشران آثار فرامرز پایور تجلیل به عمل می آید . همچنین در این مراسم قرار است از" محمد عارفی" به عنوان سازنده سنتوراستاد تقدیر به عمل بیاید. لازم به ذکر است مراسم نکوداشت استاد فرامرز پایور و یادمان استاد ابوالحسن صبا روز چهارشنبه 24خرداددر فرهنگسرای هنر (ارسباران) برگزار می شود . استاد پایور بیش از هفت سال است که به علت سکته مغزی از فعالیت های موسیقایی خویش باز مانده ودر منزل بستری است.به همین علت وی در روزبرگزاری مراسم نکوداشت اش حضور پیدا نخواهد کرد ولی پیامی از استاد قرائت می شود. منبع " خبرگزاری مهر " |
رنگ شهر آشوب:
رنگ شهرآشوب از رنگ های بسیار قدیمی موسیقی ملی ایران است که در حقیقت خود به عنوان یک دشتگاه شور ضربی (شور و متعلقات آن، ابوعطا، بیا ترک، افشاری و دشتی) می تواند محسوب شود. چنین به نظر می رسد که این قطعه ساخته یک استاد نیست و تکه های آن به وسیله استادان مختلف ساخته جمع آوری شده و به صورت حاضر به دست ما رسیده است. این رنگ تنها متعلق به دستگاه شور نیست و دستگاه های دیگر موسیقی ما نیز رنگی به همین نام دارند که بیش تر اقتباس و الهام از رنگ شهر آشوب شور است.
به طور کلی، رنگ نوعی فرم موسیقایی است که برای رقص ساخته و تنظیم می شده و معمولاً آن را در پایان یک دستگاه اجرا می کنند. هر تکه از رنگ، حرکت های (فیگورهای) خاصی دارد که توسط استادان فن تنظیم و تعلیم داده می شده و با ملودی های رنگ کاملاً مطابقت داشته است. متاسفانه کسانی که با این فیگورها آشنایی داشته اند یا درگذشته اند، یا آن ها را به دست فراموشی سپرده اند.
بعد از متروک شدن رقص، موسیقی آن که همین رنگ ها هستند باقی مانده اند. این قطعه ها بخشی از ردیف موسیقی ایران هستند و بیش از آن که به حالت آن ها توجه شود، جنبه تکنیکی شان مورد تاکید قرار گرفته و اغلب تکه های آن برای تمرین قدرت مضراب تنظیم شده اند. سعی نموده ام تا بیشتر مضراب های اصیل و پُر سنتور را در نوشتار آن به کار برم که در نتیجه، به اجبار، سرعت (مترونم) آن سنگین تر از ریتم رنگ های معمول (که اغلب با ضرب نسبتاً تند اجرا می شوند) تنظیم شده است.
فرامرز پایور
.jpg)
حال شما را دعوت به شنیدن رنگ بسیار زیبای شهر آشوب می کنم:
رنگ شهر آشوب با اجرای استاد برومند
رنگ شهر آشوب با اجرای استاد پایور

بزرگداشت استاد فرامرز پايور در فرهنگسراى هنر برگزار مى شود. سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران اواخر خردادماه بزرگداشتى براى استاد فرامرز پايور آهنگساز و نوازنده سنتور برگزار مى كند. پايور به دليل كهولت سن و بيمارى در اين بزرگداشت شركت نمى كند، اما پيام اين هنرمند و فيلمى از او كه براى همين بزرگداشت تهيه شده ارائه مى شود. استاد فرامرز پايور در سال 1311 در تهران متولد شد. پدرش استاد زبان فرانسه و علاقه مند به نقاشى بود و تابلوهاى زيادى از او به يادگار مانده است. پدربزرگش مصورالدوله، نقاش مخصوص دربار قاجار بود و آثارش در كاخ هاى گلستان و صاحبقرانيه نگهدارى مى شود. پايور در هفده سالگى آموختن موسيقى را در مكتب استاد صبا آغاز كرد و در مدت شش سال رديف موسيقى را فراگرفت. پيشرفت او در اين زمينه چنان بود كه توانست بارها در كنار استاد خود به روى صحنه رود و آثارى را در راديو ضبط كند. تحصيلات ابتدايى و متوسطه او در دبستان عسجدى و دبيرستان دارالفنون تهران به پايان رسيد و در سال 1331 وارد خدمت نظام شد و يك سال بعد به استخدام وزارت دارايى درآمد. بعد از درگذشت صبا در سال ،1336 پايور به آموخته هاى خود قناعت نكرد و نزد استادانى چون عبدالله دوامى، موسى معروفى و نورعلى خان برومند به فراگيرى رديف درويش خان، ميرزاعبدالله پرداخت و دانش موسيقى ايرانى را به خط نت درآورد و اين گنجينه گرانبها را از خطر تحريف، فراموشى و نابودى حفظ كرد. از مهمترين آثار او رديف آوازى موسيقى ايرانى به روايت استاد عبدالله دوامى، مجموعه تصنيف هاى قديمى از ساخته هاى عارف، شيدا، سماع حضور، مجموعه آثار درويش خان و ركن الدين مختارى بوده است. فعاليت اصلى او از سال 1334در اداره كل هنرهاى زيبا آغاز شده و همزمان با تدريس در هنرستان موسيقى ملى برنامه هايى را نيز براى تكنوازى و همنوازى ارائه كرد. با تاسيس تالار رودكى (سال 1346)، بر فعاليت هاى اجرايى او افزوده شد و بسيارى از آثار استادان گذشته را با ذوق و سليقه خاص خود تنظيم و همراه با خوانندگان معروف آن زمان در اين تالار اجرا كرد. درك عالى او از رمزها و نكته هاى دقيق موسيقى ايرانى، استعداد كم نظيرش در شناختن گوشه هاى رديف و تكنيك ممتازش در نوازندگى سنتور سبب شده است تا او را استادى برجسته در اين زمينه بشناسند.
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد
محمد امین
دستان
گروه عارف
آهنگساز و سرپرست گروه : پرویز مشکاتیان
همنوازان آواز ( روی الف )
پرویز مشکاتیان
داریوش پیر نیاکان
همنوازان آواز ( روی ب )
جمشید عندلیبی
اردشیر کامکار
سال اجرا : 1366 / سال انتشار : 1367
از در درآمدی و من از خود بدر شدم
گویی که از این جهان به جهان دگر شدم
(جمله اول درآمد)
گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم
(جمله دوم درآمد)
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم
(مویه)
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم
(زابل)
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
(حصار)
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
(پس حصار اشاره به مویه و فرود)
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
که اول نظر به دیدن او دیده ور شدم
(پهلوی)
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
(مخالف)
گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد
اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم
(منصوری-فرود)
( سعدی-دیوان اشعار-غزلیات )
دوش دور از رویت ای جان! جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای تو سیلاب داشت
(1.مثنوی مخالف، 7.درآمد سه گاه (جمله اول))
نه از تفکر عقل مسکین پایگاه صبر دید
نه از پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت
(2.مثنوی مخالف، 8.درآمد سه گاه (جمله دوم))
نقش نامت کرده دل محراب تشبیح وجود
تا سحر تسبیح گویان روی در محراب داشت
(مثنوی مخالف)
دیده ام می جست گفتندم نبینی روی دوست
عاقبت معلوم کردم کاندرو سیماب داشت
(مخالف فرود)
روزگار عشق خوبان شهر فائق می نمود
باز دانستم که شهد آلوده زهر ناب داشت
(مویه)
سعدی این ره مشکا افتاده است در دریای عشق
اول آخر در صبوری اندکی پایاب داشت
(منصوری)
( سعدی-دیوان اشعار-غزلیات )
می برزند زمشرق شمع فلک زبانه
ای ساقی صبوحی در ده می شبانه
(اورجوزه)
عقلم بدزد لختی! چند اختیار دانش
هوشم ببر زمانی تا کی غم زمانه
(اورجوزه)
گر سنگ فتنه بارد فرق منش سپر کن
گر تیر طعنه آید، جان منش نشانه
(اورجوزه)
صوفی و کنج خلوت، سعدی و طرف صحرا
صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهانه
(اورجوزه)
( سعدی-دیوان اشعار-غزلیات )
بعد از مدتی وقفه در ارائه اشعار آوازهای جناب استاد شجریان، این بخش را با آلبوم دستان ادامه می دهیم. آلبوم دستان بدون شک یکی از شاهکارهای استاد مشکاتیان با گروه عارف می باشد. در این آلبوم شاهد قطعه بسیار زیبای دخترک ژولیده اثر زنده یاد استاد علینقی وزیری هستیم. تارنوازی استاد داریوش پیرنیاکان نیز در این اثر بسیار شنیدنی و زیباست. آرزو می کنیم تا بار دیگر گروه عارف با خلق آثار ماندگار، تشنگان موسیقی اصیل ایرانی را سیراب کند. به قطعه دخترک ژولیده از این آلبوم گوش کنید:
دخترک ژولیده با اجرای گروه عارف
محمد امین
این عکس ها تقدیم به همه دوستداران موسیقی ایران و به ویژه علاقه مندان به صدای ساز استاد مشکاتیان. فقط بهتر است به این نکته اشاره کنم که در یکی از پست های قبلی با موضوع زندگی نامه استاد پرویز مشکاتیان تعدادی عکس از ایشان قرار دادم که برای اغلب دوستان جدید و نو بود. متاسفانه بعداْ مشاهده کردم بعضی از وبلاگ ها و سایت ها با کمی بی لطفی، نام خود را زیر عکس ها درج کرده اند. احتمالاً چنین عکس هایی پس از مدتی آنقدر کوتاه می شوند تا دیگر به جز نام سایت و یا وبلاگ چیزی باقی نماند. ارزش عکس بزرگان موسیقی ما، بسیار بیشتر از این حرف هاست.




