«رقص چوپی» از استاد ابوالحسن صبا
ابوالحسن صبا این قطعه را بر اساس ملودی نوعی رقص محلی در آواز افشاری ساخته است که حالتی رنگ گونه دارد. در این قسمت فیلمی را قرار داده ایم که در آن استاد فرامرز پایور به همراه حسین تهرانی و رحمت الله بدیعی این قطعه را اجرا کرده است. ضبط این برنامه در سال ۱۳۴۷ بوده است.
آستان جانان
محمد رضا شجریان : آواز
پرویز مشکاتیان : سنتور
ناصر فرهنگفر : تنبک
سال اجرا :1362 سال انتشار : 1365
کی شعر تر انگیزد، خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی، گفتیم و همین باشد
(درآمد بیات ترک)
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
(درآمد بیات ترک)
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل!
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
(دشتی(امیری))
هرکه او نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
(جمله اولِ شکسته)
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت، اوضاع چنین باشد
(جمله دومِ شکسته)
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
که این شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد
(جمله سوم شکسته(اوج شکسته))
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
که این سابقه پیشین از روز پسین باشد
(فرود)
( حافظ-غزلیات )
سری دیرم که سامونش نمی بو
غمی دیرم که پایانش نمی بو
اگر باور نداری سوی من آی
ببین دردی که درمانش نمی بو
(شهابی)
خوش آن ساعت که یار از در درآیو
شو هجران و روز غم سر آیو
زدل بیرون کنم جان را به صد شوق
همی واجم که جایش دلبر آیو
(قطار)
( بابا طاهر-دیوان اشعار-دو بیتی ها )
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل زتنهایی به جان آمد خدا را همدمی
(جمله اولِ کرد بیات)
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا! جامی به من ده تا بیاسایم دمی
(جمله دومِ کرد بیات)
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت:
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
(حزین فرود به شور)
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
(حزین فرود)
اهل کام و ناز در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی، نه خامی بی غمی
(عشاق و تحریر بسته گار)
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
(عشاق)
گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
که اندر این طوفان نماید هفت دریا شبنمی
(سلمک فرود)
( حافظ-غزلیات )
* بسته نگار، یکی از گوشه های ردیف میرزا عبدالله است که استاد شجریان از این گوشه به صورت تحریر در آواز استفاده می نمایند که در برخی گوشه های دیگر نیز این تحریر آمده است.
* از این قسمت تا به انتها، فرازهای گوناگون دشتستانی است.
دلا از دست تنهایی بجانم
ز آه ناله خود در فغانم
شبان تار از درد جدایی
کند فریاد مغز استخونوم
(درآمد شور)
عزیزون از غم و درد جدایی
به چشمونم نمونده روشنایی
گرفتارم به دام غربت و درد
نه یار و همدمی نه آشنایی
(دشتستانی)
فلک کی بشنوه آه و فغونم
به هر گردش زنه آتش به جونم
یک عمری بگذرونم با غم و درد
به کام دل نگرده آسمونم
(دشتستانی)
نمی دونم دلم دیوونه کیست
اسیر نرگس مستونه کیست
نمی دونم دل سر گشته مو
کجا می کرده و در خونه کیست
(دشتستانی)
دلی دیرم که بهبودش نمی بو
سخن ها می کرم سودش نمی بو
به بادش می دهم نش می برد باد
در آتش می نهم دودش نمی بو
(قوچانی)
بود درد مو و درمونم از دوست
بود وصل مو و هجرونم از دوست
اگه قصابم از تن و اکره پوست
جدا هرگز نگرده جونم از دوست
(سارنگی)
مو آن آزرده بی خانمانم
مو آن محنت نصیب سخت جانم
مو آن سر گشته خوارم در بیابون
که هر بادی وزه پیشش دوانم
(خسرو و شیرین)
به صحرا بنگرم صحرا تو وینم
به دریا بنگرم دریا تو وینم
به هر جا بنگرم کوه و در ودشت
نشان از قامت رعنا تو وینم
(دشتستانی)
مو که افسرده حالم چون ننالم
شکسته پروبالم چون ننالم
همه گویند فلانی! ناله کم کن
تو آیی در خیالم چون ننالم
(غم انگیز)
به آهی گنبد خضرا بسوجم
فلک را جمله سر تا پا بسوجم
بسوجان ارنه کارم را بساجی
چه فرمایی بساجی یا بسوجم
(دیلمان)
غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای وصل بی بال و پرم کرد
به مو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
(دشتستانی فرود به شور)
( باباطاهر-دیوان اشعار-دو بیتی ها )
قطعه ای در کرد بیات از آلبوم آستان جانان
با اجرای استاد پرویز مشکاتیان
با سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ سنتور:
از همه عزیزانی که به وبلاگ سنتور سر زدند و با نظرات خود مشوق ما در ادامه راه معرفی آثار استاد فرامرز پایور و سایر بزرگان موسیقی اصیل ایرانی شدند، بی نهایت سپاسگزارم.
از این به بعد شما عزیزان می توانید هر یک از آثار استاد پایور را در بخش نطرات یا از طریق ایمیل درخواست کنید. در صورت امکان، در اولین فرصت، آن اثر در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت.
لازم می دانم که در اینجا از آقای حامد رائیجی، دوست بسیار عزیزم که کمال لطف و محبت را نسبت به من داشته اند تشکر کنم.
بعضی از دوستان که در دریافت قطعات با مشکل مواجه هستند برای رفع این مشکل بهتر است به جای استفاده از نرم افزارهای متفرقه، از طریق خود برنامه ویندوز قطعات را دریافت کنند.
موفق باشید
محمد امین
پایور, اسطوره تاریخ موسیقی
بیایید تاریخ موسیقی ایرانی را ورق بزنیم و به گذشته, به سالهایی دور بازگردیم. بهتر است از چه کسانی نام ببریم؟ از «میرزاعبدالله» و «میرزاحسینقلی» نام ببریم که اعجوبه هایی در شناخت ردیف بودند؟ از «درویش خان» صحبت کنیم که اسطوره آهنگسازی بود و یا از «وزیری» یاد کنیم که علم موسیقایی اش همگان را متحیر می ساخت؟ از «صبا» که اسوه انسانیت بود و یا از «سماعی» که تبحرش در نوازندگی زبانزد بود؟ «خالقی» را معرفی کنیم که در تنظیم موسیقی, بی نظیر بود و یا از منصوری, نی داوود, شهنازی, فروتن, هرمزی, عبادی, بهاری, تهرانی و دهها استاد دیگر نام ببریم که هر کدام از گنجینه های موسیقی ایرانی بشمار می رفتند؟ همه آنها آمدند و رفتند و تنها اثراتشان برای ما باقیمانده است. ما بهترینها را از دست دادیم. ولی ای کاش فردی بود که تمام این ویژگیها را داشته باشد و می توانست جای خالی همه آنها را پر کند. نه, مگر امکان دارد چنین انسانی وجود داشته باشد؟ وجود چنین شخصی بی شک, یک معجزه است.
کسی که بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف اعتلای موسیقی کند, یک معجزه است. کسی که هیچگاه از نوشتن مقاله, کتاب و پارتیتور دست برندارد, یک معجزه است. کسی که پیوسته برای پیشرفت سنتور تلاش کند, کسی که بیش از هزار برنامه تکنوازی و گروه نوازی اجرا کرده باشد, کسی که تنظیم هایش, سرمشق همگان باشد, کسی که در آهنگسازی, نظیر نداشته باشد, کسی که سلطان تکنیک و زیبایی در نوازندگی باشد, کسی که لبریز از علم موسیقایی و نیز شناخت ردیف باشد و کسی که هنرش با انسانیت, اخلاق و فراتر از آن با «نظم» عجین شده باشد, با معجزه هیچ تفاوتی ندارد.
21 بهمن ماه, سالگرد تولد چنین فرد بزرگی است. پس از مرگ حبیب سماعی, زمانیکه همه, سنتور را از بین رفته می پنداشتند و این تار بود که حرف اول را در موسیقی می زد, او بود که درآن اوضاع آشفته, به داد سنتور و موسیقی رسید. اگر او و فعالیت های هنری اش نبود, خدا می داند که اکنون سنتور, چه وضعیتی داشت. بله, همه ما مدیون «استاد فرامرز پایور» هستیم.
اما چرا ما قدر وی را ندانستیم؟ چرا حالا که در بستر بیماری است, باید از وی یاد کنیم؟ مگر چنین معجزه ای چند بار در تاریخ رخ می دهد؟ بهتر است بیشتر از اینها فکر کنیم !
استاد پایور, در طول فعالیت هنری خود, بیشتر از ۱۶۰۰ ساعت, موسیقی ضبط کرده است و در این مورد رکورد دار می باشد. همچنین ایشان در ساخت آهنگهای ممتاز نیز, گوی سبقت را از دیگر هنرمندان ربوده است و نیز بیش از هر هنرمند دیگری به چاپ کتب موسیقی, مبادرت ورزیده است. در جایی از وی پرسیدند: شما چطوری قادر بودید که با اینهمه اجرای زنده, به انتشار اینهمه کتابهای مختلف بپردازید؟ وی نیز چنین با ظرافت پاسخ می دهد که: همان طوری که مولانا, توانست دیوان شمس و مثنوی معنوی را بسراید ! پایور برای همه هنرمندان یک الگوی کامل است.
پایور با دو چوب خشک, چنان نوای دلنشینی می آفریند که نظیر آن را نمی توان در این عالم مادی یافت و سالهای سال است که این نوای دلنشین و آسمانی, روح ما را نوازش می کند و ناخودآگاه در این هنگام, غزلی از حافظ را در ذهنهای ما تدایی می کند که:
«مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد»
به امید بهبودی هرچه زودتر استاد پایور
در محضر استاد پایور
چهارمضراب اصفهان
حامد رائیجی
آواز دشتی, از اصیل ترین نغمات موسیقی ایرانی بشمار می رود و گوشه عشاق, به عنوان اوج آن, یکی از زیباترین گوشه های آن است. استاد فرامرز پایور برای این گوشه که قابلیت ضربی بالایی دارد, چهارمضراب زیبایی ساخته که نت آن را در کتاب «سی قطعه چهارمضراب برای سنتور» گنجانده است. ملودی این چهارمضراب که تا حدودی بر اساس آثار استاد ابوالحسن صبا می باشد, بسیار زیبا و دلنشین است. استاد پایور با قرار دادن این چهارمضراب در قالب وزن ۱۶/۶ (شش شانزدهم), حالت ریتمیک و طرب انگیز جالبی به آن داده است. ریتمی که شنونده را به گوش دادن ادامه قطعه ترغیب می کند. این قطعه با اینکه یکی از ساده ترین چهارمضراب های کتاب استاد پایور است, ولی با این حال نکات فنی و تکنیکی ظریفی دارد که باید به آن دقت شود. پایه ابتدایی این چهارمضراب که با اشاره به شور آغاز می شود, دارای اتود مضرابی خاصی است و همینطور در ادامه, اتودهای مضرابی مشکل دیگری چون «راست- راست- چپ» و حتی «راست- راست- راست- چپ» را در هنگام اجرای پاساژها می بینیم. در ادامه, پایه قطعه به زیبایی تغییر می کند و پس از آن نیز چهارمضراب وارد حالتی دوضربی در دشتی می شود که زیباترین قسمت قطعه است. دشوارترین قسمت این چهارمضراب نیز زمانی است که قطعه دوباره وارد عشاق شده و با تریلهای مشکل همراه می شود. در پایان قطعه, شاهد سئوال و جواب ملودی در بین سه پزیسیون هستیم (البته با مترونومی بالاتر), که از خصوصیات منحصر به فرد این چهارمضراب است. در نهایت قطعه با پاساژی بسیار زیبا به اتمام می رسد. این چهارمضراب درس تکنیکی بسیار خوبی است برای نوازندگانی که می خواهند خود را برای اجرای دیگر چهارمضراب های کتاب استاد پایور آماده کنند.
این چهارمضراب را هم به صورت دونوازی و هم گروهی, به شما تقدیم می کنیم. اجرای دونوازی آن بوسیله سنتور استاد فرامرز پایور و تمبک استاد حسین تهرانی و همینطور اجرای گروهی آن نیز با تنظیم استاد پایور انجام شده است:
در این قسمت نیز می توانید نت این چهارمضراب را دریافت نمایید:
قطعه دخترک ژولیده اثر استاد علینقی وزیری که توسط گروه استاد پایور در آلبوم گروه نوازی اجرا شده است را برای شما عزیزان قرار می دهم. امیدوارم که لذت ببرید. متنظر نظرات شما در مورد این قطعه هستم.
علینقی وزیری : ۱۲۶۶-۱۳۵۸
· تار نواز ، آهنگساز و باني حركت تجددخواهي در موسيقي معاصر ايران : موسس مدرسه عالي موسيقي و كلوب موزيكال ، سرپرست مدرسه موسيقي دولتي وهنرستان موسيقي واداره موسيقي كشور ، استاد دانشگاه تهران ( درتاريخ هنر وزيبا شناسي).
· تحصيل كرده در كنسرواتورهاي پاريس و برلن ، بهره گرفته غير مستقيم از اساتيد سنتي ايران .
· آثار مكتوب : دستور تار وسه تار (دو جلد) ، دستور ويولون (2 ج)، موسيقي نظري (3 بخش) ، در عالم موسيقي وصنعت ( مجموعه خطابه ها) ، سرودهاي مدارس ، زيبا شناسي در هنر وطبيعت ( ترجمه و اقتباس)، تاريخ عمومي هنر و زيبا شناسي ، سردوها از پندهاي سعدي و مجموعه نوشته هاي پراكنده ( به كوشش سيّد عليرضا ميرعلي نقي).
· آثار مصوّت : صفحات گرامافون ، شامل تكنوازيهاي تار ، همنوازيها( با ساز/ اركستر / آواز) از ساخته هاي خود ، همراه كلام حسين گل گلاب و ديگران . بازسازي شده ها توسط اركستر بزرگ راديو تهران ، به رهبري روح الله خالقي و جواد معروفي .
· آثار انتخابي : دخترك ژوليده ، ژيمناستيك موزيكال (تكنوازيهاي تار) ، شكايت ني مشتاق وپريشان ، دوست .
· شاگردان برگزيده : روح الله خالقي ، جواد معروفي ، علي محمد خادم ميثاق و حسينعلي ملاح .
یاد و خاطره اش گرامی باد
بیداد
سرپرست گروه:پرویز مشکاتیان
همنواز آواز (روی الف):استاد پرویز مشکاتیان همنواز آواز (روی ب): استاد بیکچه خانی
سال اجرا :1361 سال انتشار: 1364
یاری اندر کس نمی بینم، یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟
خون چکید از شاخ گل، ابر بهاران را چه شد؟
(جمله دومِ بیداد)
کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد، یاران را چه شد؟
(اشاره به عراق و بیات راجع)
لعلی از کان مروت بر نیامد، سال هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
(عشاق)
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟
(عشاق و قرچه)
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس به میدان در نمی آید، سواران را چه شد؟
(جمله اولِ شوشتری)
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هزاران را چه شد؟
(جمله دوم عشاق، فرود به بیداد و شوشتری)
زهره سازی خوش نمی سازد، مگر عودش بسوخت؟
کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد؟
(جمله دومِ شوشتری)
حافظ! اسرار الهی کس نمی داند خموش
از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد؟
(شوشتری فرود به همایون)
( حافظ-غزلیات )
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
(درآمد همایون(جمله اول))
ای دل! اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
(درآمد همایون(جمله دوم))
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش
(جمله اول چکاوک)
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری ست
راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش
(اوج چکاوک(جمله دوم))
با چنین زلف و رُخش بادا نظر بازی حرام
هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
(بیداد)
نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
(بیات راجع)
ساقیا! در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
(عشاق)
کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود
عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش
دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سر گشته را چه آمد پیش
(قرچه)
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم
که دل به دست کمان ابرویی ست کافر کیش
(الف.قرچه - ب.رضوی)
خیال حوصله بحر می پزد هیهات!
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
(حجاز)
بنازم آن مژه شوخ عافیت کُش را
که موج می زندش آب نوش بر سر نیش
(جامه دران)
زآستین طبیبان هزار خون بچکد
گرم به تجربه نهند بر دل ریش
(جمله اول کرد بیات)
به کوی میکده گریان و سر فکنده روم
چرا که شرم همی آیدم ز حاصل خویش
(جمله دوم کرد بیات)
نه عمر خضر بماند، نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنیی دون مکن درویش!
(ابوعطا و فرود به عشاق)
بدان کمر نرسد دست هر گدا، حافظ!
خزانه یی به کف آور زگنج قارون بیش
(شوشتری فرود به همایون)
( حافظ-غزلیات )
سلام به همه خوانندگان محترم وبلاگ سنتور:
امیدوارم که بخش جدید وبلاگ یعنی ارائه اشعار آوازهای استاد محمد رضا شجریان که از این به بعد از جمله بخش های ثابت وبلاگ خواهد بود،مورد رضایت شما قرار بگیرد.برای ارائه این بخش از کتاب هزار گلخانه آواز که به معرفی بیشتر استاد شجریان و کارهای ایشان می پردازد بسیار استفاده بردم. لازم
می دانم چند نکته را در مورد این بخش متذکر شوم:
۱. ابیات اشعار ارائه شده به ترتیب دیوان شاعر آن ابیات می باشد و نه به ترتیب اجرای استاد شجریان.
۲. هر مصراع عیناْ از دیوان شاعر نوشته شده است. در بعضی از اشعار استاد شجریان برای هماهنگی بیشتر شعر و آهنگ تغییراتی در مصراع ایجاد کرده اند که آن تغییرات در نوشته های این بخش لحاظ نشده است.
۳. در صورت مشاهده اشکال تایپی، این حقیر پیشاپیش عذرخواهی می کنم.
۴. در ترتیب ارائه این اشعار، ابتدا آلبوم های منتشر شده از انتشارات دل آواز به ترتیب شماره آلبوم ها و سپس آلبوم های منتشره از انتشارات دیگر قرار می گیرد.
۵. ضمناْ خواهشمندم نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را درباره این بخش بفرمایید و این حقیر را در ارائه اشعار آلبوم های آقای شجریان راهنمایی کنید.
محمد امین
با سلام به همه دوستان
از این به بعد در وبلاگ سنتور تمام اشعار آوازهای استاد محمد رضا شجریان همراه با اسامی نوازندگان سال اجرا و همچنین دستگاه و گوشه ای که آن شعر اجرا شده است قرار خواهد گرفت. این بخش به زودی در وبلاگ قرار خواهد گرفت.
ضمناْ از تمام عزیزانی که وبلاگ سنتور را در لیست پیوندهای وبلاگ خود قرار دادند و همچنین از دوستانی که با نظرات خود این حقیر را تشویق و حمایت نمودند و باعث دلگرمی اینجانب شدند بسیار سپاسگزارم. به امید حضور مجدد استاد پایور در صحنه موسیقی اصیل ایرانی.
محمد امین
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ سنتور:
قطعه ژیلا در بیات اصفهان از ساخته های استاد جواد معروفی می باشد که در آلبوم گروه نوازی استاد پایور به همراه چند قطعه دیگر که نام آنها در زیر می آید وجود دارد که از طریق موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شده است.
نام قطعه: ساخته:
۱. پیش درآمد همایون فرامرز پایور
۲. مقدمه همایون فرامرز پایور
۳. قطعه ای در سه گاه فرامرز پایور
۴. قطعه ای برای سه تار و ارکستر (ماهور) احمد عبادی
۵. زرد ملیجه (دشتی) ابولحسن صبا
۶. برنامه ای در ابوعطا فرامرز پایور
۷. دخترک ژولیده (چهارگاه) علینقی وزیری
۸. رنگ ناز (چهارگاه) جواد معروفی
۹. ژیلا (بیات اصفهان) جواد معروفی
نوازندگان گروه پایور:
فرامرز پایور ، سنتور
رحمت الله بدیعی ، کمانچه
هوشنگ ظریف ، تار
پروین صالح (ظریف) ، قیچک
پروین شکالور ، قیچک
حسین فرهادپور ، قیچک آلتو
محمد دلنوازی ، رباب
محمد اسماعیلی ، تنبک
حسن ناهید ، نی
حسن منوچهری ، بربط
سخنی کوتاه با شما:
متأسفانه مدتی است که دوستان و طرفداران اساتید بزرگ آقایان شجریان، ایرج و گلپایگانی بر سر برتری و محبوبیت این اساتید با هم بحث و جدال دارند که در عوض بحثی منطقی و صحیح در مورد شخصیت هنری و آثار این اساتید، به تخریب شخصیت اجتماعی و نه هنری این اساتید پرداخته اند. به نظر این حقیر مردم ما، چه آنهایی که موسیقی را به صورت حرفه ای دنبال می کنند و چه سایر علاقمندان موسیقی سنتی، خود قدرت تشخیص کار هنری برتر و زیبا تر را دارند. این که عده ای به تخریب شخصیت این اساتید می پردازند کاری اشتباه و کاملاً نادرست است. همانگونه که شاگردان استاد پایور از کلاس های ایشان تعریف می کنند، استاد همیشه بر این اعتقاد بودند که هر کس باید کار خود را انجام دهد و کاری به دیگران نداشته باشد. کار هر کس و میزان استقبال مردم از آن اثر، خود نشان دهنده همه چیز در مورد سازنده اثر است و نیازی به بحث و جدال بر سر برتری افراد نیست. استاد محمد اسماعیلی هم چنین نظری دارند و کلاً اگر هنرجویی صحبت از سایر اساتید برای تخریب و کوچک نمایی آنها بکند، استاد اسماعیلی بسیار ناراحت می شوند.
قصد این حقیر هم از ایجاد این وبلاگ معرفی بیشتر استاد فرامرز پایور و سایر اساتید موسیقی اصیل ایرانیست و هیچ اعتقادی به تخریب سایر شخصیت ها ندارم. من تمام سعی ام را برای پیشرفت و معرفی بیشتر موسیقی ایرانی انجام خواهم داد و از همه دوستان برای رسیدن به این هدف تقاضای یاری و کمک دارم.
با آرزوی رسیدن به روزی که همه خالصانه و با نیت پاک برای موسیقی اصیل ایران زمین تلاش کنند.
پروین صالح:
قسمت اول:
من از ابتدای شروع ارکستر آقای پایور به همکاری دعوت شدم.بنده به همراه آقایان ظریف، بدیعی، اسماعیلی، منوچهری، فرهادپور، ناهید و همچنین خانم شکالور در این گروه کار می کردیم.
آقای پایور در رابطه با تمرین های گروه بسیار دقیق و حساس بودند. از نظر ایشان هنگام کار، فقط باید به کار فکر می کردیم.اما بعد از تمرین، دوستی، بر جای خود قرار داشت. آقای پایور به عنوان یک دوست، هم از نظر مالی و هم از نظر روحی بی نظیر بودند و امیدوارم که حال ایشان هرچه زودتر مساعد گردد و باز هم ایشان ایشان را در عالم هنر ببینیم.
یادم می آید که سفرهای زیادی به همراه گروه آقای پایور داشتیم. سفرهای کاری ایشان همواره موفق بودند و از نظر تفریحی هم ایشان مراقب همه چیز بودند تا اعضای گروه احساس هیچ کمبودی نداشته باشند.
البته من قبل از ورود به گروه آقای پایور، در برنامه گلهای رادیو و برنامه های زنده تلویزیون اجرا داشتم.
لازم به یادآوری است وقتی که من در این برنامه ها شرکت می کردم هنوز ارکستر آقای پایور تشکیل نبوده بود.در عوض ارکسترهای بزرگ آقای رادمرد و آقای خادم میثاق فعال بودند.
بنده زمانی که به فرهنگ و هنر رفتم، وارد ارکستر آقای خادم میثاق شدم و بعد آقای دهلوی تشریف آوردند.
من، زمان مرحوم خالقی، شاگرد هنرستان بودم. در ضمن خود آقای کلنل وزیری که موسس این هنرستان بودند هم تشریف داشتاد و این باعث افتخار من است. آقای وزیری همه کاره بودند و به همه امور رسیدگی می کردند و آقای خالقی هم که نور چشم هنرستان بودند. ما در آن زمان پنجاه نفر بودیم. یعنی در حدود دو کلاس درس را پر می کردیم. کلاس های پنجم و ششم ابتدایی و محل هنرستان هم در خیایان هدایت بود. در دوره اول آقای انوشیروان روحانی و خانم ها افلیاپرتو و مهین زرین پنجه بودند. در دوره دوم آقایان ظریف و فرهادپور و خانم پروین سرلک بودند و در دوره سوم، من و هم کلاسی هایم بودیم. من فکر می کنم اوج شکوفایی موسیقی ایران در آن زمان بود. بهترین کارها در آن دوره ارائه شد.در حال حاضر حتی یک قطعه موسیقی، که با موسیقی آن دوره برابری کند، وجود ندارد.آهنگ های آقایان خالقی، معروفی، تجویدی، مشیر همایون شهردار، حبیب الله بدیعی، پایور، در حقیقت بی نظیر هستند.
من کلاس پنجم ابتدایی به هنرستان رفتم. اولین معلمم مرحوم آقای ملاح بودند. در دوره بالاتر از محضر استاد صبا استفاده بردم. هنگامی که در هنرستان بودم در ارکستر هنرهای زیبا کار می کردیم تا از نظر همراهی با ارکستر قوی شویم.در حقیقت آقای خالقی ما را می فرستادند.کم کم به ارکستر های بزرگ آقای مفتاح و آقای رادمرد راه پیدا کردم.بعد از این ها ارکستر بانوان به سرپرستی آقای فروتن راد تشکیل شد و افتخار همراهی با ایشان را هم داشتم.بعد از آقای فروتن به ترتیب آقایان مصطفی پورتراب و محمد اعرابی سرپرست گروه شدند تا اینکه سرپرستی به خانم پرتو رسید و به طور مداوم کار می کردیم و این امر تا اوایل انقلاب ادامه داشت.همانطور که قبلاً هم عرض کردم در کنار کارهایی که در فرهنگ و هنر داشتم در رادیو و در ارکستر گلها با استاد معروفی، کار می کردم. در تلویزیون مرحوم حنانه مرا دعوت به کار نمودند. البته ارکستر سازهای ملی بود و من به جای ویولن، " ویولا " می نواختم. در ارکستر تلویزیون به غیر از مرحوم حنانه، مرحوم بهاری، آقای فرهنگ شریف، آقای بزرگ لشکری، آقای زندگانی و آقای عباس زندی نوازنده سنتور هم تشریف داشتند. در رادیو و تلویزیون کار می کردم تا این که از طرف فرهنگ و هنر دستور صادر شد که یا در فرهنگ و هنر کار کنید و یا در رادیو و تلویزیون که ما کار کردن در فرهنگ و هنر را ترجیح دادیم.در ارکستر آقای پایور، در هنگام ضبط، ساز فرنگی می نواختیم به طوری که آقای بدیعی ویولن و من ویولا می نواختم منتهی در کنسرت ها سازهایمان تغییر می یافت، به طوری که آقای بدیعی کمانچه و من قیچک می نواختم.بهترین زمان کاری من، زمانی بود با آقای پایور همکاری داشتم. ایشان از نظر فراگیری به همه اعضای گروه کمک می نمودند. چه سفرهای کاری موفقی و چه کنسرتهایی که در نوع خود منحصر به فرد بود و هست. ایشان بسیار دقیق و منظم و سخت گیر بودند. ارکستر آقای پایور دقیق ترین کوک را داشت. اعضا میزان به میزان را از بر می کردند و ساعت ها تمرین بدون استراحت داشتیم. بیشتر برنامه ها خواننده داشت اما ارکستر آقای پایور خواننده ای نداشت و ما دو ساعت تمام بدون خواننده می نواختیم و در تالار رودکی بیشتر جوان ها می امدند و در سکوت مطلق ردیف گوش می کردند و با ضیط صوت، نوار پر می کردند.
بر گرفته از ماهنامه هنر موسیقی شماره 15 / سال دوم / بهمن 1378
استاد پایور
768 * 1024
مکتب های موسیقی دستگاهی: مساله مکتب و سبک دارای معانی خاصی می باشند. ما تا زمانی می توانیم بگوئیم که سبک یا مکتب الف یا ب متفاوت است که این دو به لحاظ ساختار اصلی و پاره ای عوامل دیگر تفاوت های بنیانی با هم داشته باشند و اگر نه به تعداد هر نوازنده و خواننده سبک وجود دارد و در قدیم به آن لحن می گفتند اما مکتب، تعدادی از اجراهایی که به هم نزدیکند از نظر بنیانی را شامل می شود. ۱. در موسیقی سازی ایران چند ردیف داریم؟ ۱) ردیف میرزا عبدالله ۲) میرزا حسین قلی که این دو معروفترین سبکها هستند سپس شاگردان آنها ردیف هایی را ترتیب داده اند و سبک هایی را مانند صبا و معروفی پدید آوردند و باز از شاگردان اینها سبک های دیگری پدید آمده اند و با نام خودشان این سبک ها معروف شده است و حتی این شاگردان از دو مکتب میرزا عبدالله و حسین قلی ممکن است که برداشت های مشترکی را ارایه ندهند ولی ریشه یک چیز است. با تغییر زمان و تغییر اشکال سازها در سبک ها تفاوت ایجاد می شود. مثلا در سنتور مضراب بزرگ و سنگین و بدون نمد در موسیقی ارایه شده بوسیله سماعی بسیار تاثیر دارد و لحنی را ارایه می دهد که شاید کمی خشن به نظر برسد. اما آنها می گویند که با این نوع مضراب ما موسیقی را به صورت حماسی تر و بلورین می شنویم. هیچ واسطه ای بین مضراب و ساز وجود ندارد.پس بلاواسطه نوازنده احساس خود را با مضراب های لخت ارایه می دهد. در حالیکه در سبک پایور مضراب نمد دار می شود.و طرفداران این سبک می گویند که مضراب لخت خشونت دارد و به لحاظ تنالیته و طنین صدا با مضراب نمد دار بهتر می توان احساس موسیقی را بیان داشت. بنابراین با تغییر کوچکی در ساختمان ساز احساس موسیقی متفاوت می شود. مثال دیگر بر روی ساز تار است که تا دوره قاجاریه کاسه ای صاف داشته است و آنرا روی سینه می گذاشتند و می گفتند صدای ساز به گوش نزدیک تر است و گویی صدای ساز از سینه بیرون می آید و ارتباط نوازنده با ساز بسیار نزدیک است و این یک سنت قدیمی است و در موسیقی مقامی آذربایجان هنوز تار را بر سینه می گذارند و در تصویر میرزا عبدالله می بینیم تار بر روی سینه است همچنین تارها دارای پنج سیم بوده اند و در این صد سال اخیر یک سیم ششم به آنها اضافه شده است مثلا در موسیقی مقامی خراسان چندین پرده به ساز اضافه شده است. یا در موسیقی مقامی تاجیکستان تنبورهای قدیمی دارای سه سیم بوده اند و حالا دارای چهار سیم هستند.پس مسلما احساس ما از شنیدن سازها با ساختمان متفاوت با هم فرق دارد. تارهای امروزی بر روی ران قرار می گیرند. پس شکل کاسه آن ها با فیزیک ساختار بدن ساخته شده و یک سیم اضافه حالتی دیگر به اجرای موسیقی داده است. ۲. مکتب های آوازی: در حال حاضر به سه نوع مکتب تهران، اصفهان، تبریز گفته می شود. در حالیکه همه این ها از یک نوع ردیف اخذ شده اند ولی تفاوت های سبکی با هم دارند و چون اجرا کنندگان این ها اهل این سه منطقه بوده اند با نام این افراد مکتب ها را خوانده اند که نمی تواند خیلی درست باشد مثلا در سبک اقبال آذر برداشتی از ردیف آوازی هست و از موسیقی ایرانی که فرقی با طاهر زاده در مکتب اصفهان یا دوامی در مکتب تهران ندارد. اقبال آذر چون ترک بوده بعضی واژه های ترکی را در آوازش آورده زیرا اغلب اینها تعزیه خوان بوده اند و ادوات آوازی را از تعزیه گرفته بودند و عبدالله خان دوامی همان چیزی را روایت می کند که طاهر زاده و دیگران.یعنی همه این ها به لحاظ اجرای تحریر ها، تک ها، ریزها، و اکسان های شعری و سکوت ها یک امر را می گویند. برگرفته از وبلاگ مضراب با تشکر
استاد صبا اولین کسی بود که پیکره تفکر و ساختار وجودی استاد پایور را در موسیقی اصیل و غنی ایرانی ایجاد کرد. استاد صبا و آقای پایور برنامه های بسیاری به اتفاق یکدیگر اجرا کرده اند که به نظر من قطعه گفتگو شاهکار این برنامه هاست. زرد ملیجه و چهارمضراب ماهور استاد صبا توسط استاد پایور با همراهی ضرب مرحوم استاد حسین تهرانی در کاست های ضرب آهنگ و ضرب اصول اجرا شده است که نشان دهنده عمق نگرش مرحوم صبا به موسیقی سنتی ایران است. برای استاد صبا و استاد تهرانی آرزوی رحمت و مغفرت و برای استاد فرامرز پایور آرزوی بهبودی می کنم.
از همه دوستانی که وبلاگ سنتور را در لیست پیوندهای وبلاگ خود قرار داده اند و همچنین از همه دوستانی که با نظرات خود این حقیر را تشویق و حمایت کردند بی نهایت ممنون و سپاسگزارم.
محمد امین
پرویز مشکاتیان:
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را که دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
تاکنون، هیچگاه حافظ تنهایم نگذاشته است و هر آینه که به درماندگی رسیده ام به مددم آمده است. از من خواسته شد در مورد استاد فرامرز پایور مطلبی بنگارم،…
دیرکرد نوشتار، خود خبر از دشواری کار می داد، شاید تا همین اکنون اولین بار باشد که یکسره گیج شده ام. همیشه در هر موردی حرفی، سخنی، نکته ای داشته ام و به راحتی.
ولی این بار نمی دانم از چه زاویه ای نگاهم را به کاغذ درآورم. اگر بخواهم یک بازنگری در مورد کارهای انجام شده توسط استاد بنگارم که مثنوی هشتاد من خواهد شد که تازگی نیز نخواهد داشت به دلیل روانی کار هنری استاد و دیگر اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب. گمان نمی کنم در این وادی ، کسی که حتی نه با یک ساز که با موسیقی آشنایی اندکی هم داشته باشد ، قلندر و قلدر و قدری چون پایور را نشناسد.
او نیازی به تعاریف و تفاسیر ندارد، چون کوه دماوند زیبا، استوار، با سلیقه به هوا و فضای موسیقی ایران روح روندگی بخشیده و خواهد بخشید.
هرگز یادم نمی رود در نیشابور شب های ( البته اندک ) با یکی از دوستان نازنینم ( سعید محمودی ) مثلا درس می خواندم. او بازیگوشی های مرا دریابیده بود و به سراغم می آمد که ناگزیر به درس بنشینم. یک رادیوی ترانزیستوری روی میز کارم همیشه روشن بود تا مگر صدای سنتور برشته خوش کوک، پرتکنیک و پرمحتوای پایور پخش شود و جانی بگیرم، اگر چنین می شد به سعید می گفتم بلند شو برویم خیام.
می خواهم بگویم استاد در آن زمان با دل های ما خیلی کار کرد، تک تاز و یگانه بود و با پیرامونش در فاصله بسیار.
اگر سنتور نوازان ایران را خانواده ای فرض کنیم که این ساز را اکنون جهانی کرده اند، پایور بی تردید پدر خانواده است.
خدای را شاهد می گیرم که با تنظیم زیبای "خواهم که بر زلفت" ، هم اشک ریخته ام و هم به آینده موسیقی ایران امیدوار مانده ام.من فکر می کنم تا زمانی که طفلی زاده می شود، خداوند هنوز به بشریت امیدوار است و همین جا می خواهم بگویم تا پایور نفس می کشد، موسیقی ایرانی طپنده است.
فرامرز پایور، در زندگی هنری خود، از آن دسته از موزیسین هایی ست که به موسیقی معنا بخشیده است. یعنی زمانیکه موسیقی سنتی می رفت که موازین کاباره ای را به خود بگیرد ( خواننده سالاری )، پایور در پای خیلی از حقایق ایستاد و چون خیلی از ساز به دستان متملق و متقلد، تن به موازین نادرست نداد.
( توضیح این که در موسیقی کاباره ای خواننده خیلی مهم است و چه برای خواننده و چه برای شنونده کاباره، - یا باشنده کاباره – فرقی نمی کند که همراهان و همنوازان خواننده، چه کسانی باشند و چه چیزهایی بنوازند، شنونده از پیش برای – اگر نگویم خوشگذرانی – از برای وقت گذرانی آمده است.
برای همین خواننده، در پرتوی از نور و نوازندگان، در هاله ای از تاریکی همنواز خواننده اند. ولی در موسیقی های کلاسیک یا سنتی یا اصیل هر سرزمینی اینطور نیست، آهنگساز و سرپرست گروه و تکنوازی که در کنار خواننده قرار می گیرد، چه بسا که کار را از پیش پا افتادگی، به اوج برساند.نمونه های بسیاری در موسیقی خودمان نیز هست که یک خواننده با دو آهنگساز و سرپرست، درجات صعودی یا نزولی در کار خویش داشته است، متاسفانه هنوز به خاطر کم شناختی شنونده، اولین سوالی که می شود این است که خواننده کیست، و نه اینکه چه کسانی آن اثر را ساخته و پرداخته و خوانده اند.
یک خواننده پرتوان موسیقی ایرانی، می تواند کاری را که به وسیله آهنگساز، خلق شده است، به شکل مناسب یا در نهایت به شکل نهایی نهایی نزدیک کند، هیچ خواننده ای یک کار متوسط را نمی تواند تعالی بخشد.ولی آهنگساز می تواند از یک خواننده مهیا، کارهای متعالی به وجود آورد. )
حالا – دیگر – شاید بشود گفت جایگاه خواننده در موسیقی کاباره ای یا در موسیقی سنتی یا کلاسیک متفاوت است. در همین راستا خاطره ای از استاد پایور می خواستم بگویم که البته آنقدر برای صدابردار خوش افتاده بود با آب و تاب برایمان تعریف کرد.
استاد پایور با یکی از خوانندگان موسیقی سنتی، کاری را انجام داده اند و در استودیو بل؛ بعد از میکس اولیه، ( میکس به زمانی گفته می شود که آهنگساز، صداهای ضبط شده بر روی ۱۶ باند دستگاه را به طریقه دلخواه مخلوط می کند و صدائی که می خواهد بر روی ۲ باند میاورد، آن می شود نوار مادر یا مستر. ) خواننده کپی ای از آن می گیرد و ظاهراً شب، در جمع دوستان، نوار را گوش می دهند و هر کس نظری می دهد که معمولاً از این دست می تواند باشد:
چرا صدای خواننده به نسبت گروه، کم است؟
یا چرا سازها بیشتر نواخته اند و خواننده، کم آواز خوانده است؟
فردا که برای میکس نهایی به استودیو می روند، آقای خواننده در اتاق فرمان، به استاد پایور می گوید که یک بار دیگر می خواهد کار را بخواند. در بالای ضبط اتاق فرمان به خطی نه چندان زیبا نوشته شده است که :
اگر در ضبط نقشی ندارید اتاق فرمان را ترک کنید!
استاد پایور به دفتر استودیو ( در طبقه بالا ) می روند و از آنجا زنگ می زنند! تا ۲ دقیقه دگر بجز صدابردار هیچ کس در اتاق فرمان نباشد و در ضمن از مدیریت استودیو می خواهند که نوشته بالای میز کار را به چند زبان خراسانی، کردی، اصفهانی ترجمه و در کنار نوشته قبلی قرار دهند.......
.........باشد که سایه اش همیشه بر سر ما مادام و مستدام باقی بماند.
بر گرفته از ماهنامه هنر موسیقی شماره ۱۴ / سال دوم / آذر و دی ۱۳۷۸
با این که مطلب فوق مربوط به سال ۷۸است اما شنیدن نظرات استاد مشکاتیان، خالق و آهنگساز آلبوم آستان جانان و سرپرست گروه عارف، در مورد استاد فرامرز پایور بسیار جذاب، جالب و مفید می باشد.این که استاد مشکاتیان در ابتدای سخنان خود اشاره به ناتوانی در وصف استاد پایور دارند، به نظر اینجانب خود بزرگترین و شایسته ترین وصف ها برای استاد بی نظیر موسیقی اصیل ایرانی، آقای پایور است.پایور یکی از معدود آهنگسازان و نوازندگانی بود که موسیقی ایرانی، هیچ گاه آثار و زحماتش را در حفظ و احیاء هنر ناب ایران زمین فراموش نخواهد کرد.
محمد امین
با تشکر از جناب آقای مهدی ستایشگر، مدیر مسئول و سردبیر ماهنامه هنر موسیقی
گروه اساتید: